کد خبر: 635531
تاریخ انتشار: ۰۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۸:۳۵
تأملي بر ارتباط انگيزه تحصيل و پايان نامه‌هاي دانشجويي
انگيزه تحصيلي مسئله‌اي است كه تأثير مستقيمي بر كيفيت پايان‌نامه هر دانشجويي مي‌گذارد.
محمد منصوري*

نيك روشن است كه هر چه انگيزه فرد از تحصيل با هدف نظام آموزشي از تحصيل همخوان‌تر باشد، نتيجه آموزش‌هاي دوران تحصيل به شكل ملموس‌تري در سطح دانش اندوخته شده توسط دانشجو و پايان‌نامه وي نمود پيدا مي‌كند. اين نمود نيز همتراز با هدف سازمان آموزش دهنده است. به عبارتي براي كنكاش در عوامل مؤثر بر كيفيت پايان نامه‌هاي دانشجويي بايد به انگيزه‌هاي تعليم و انگيزه‌هاي تعلم توجه ويژه‌اي شود.

هدف اصلي و ذاتي آموزش در مقاطع تحصيلات تكميلي، تربيت افرادي است كه با فنون تحقيق و پژوهش علمي آشنا باشند و در مقطع دكتري اين انتظار وجود دارد كه دانشجو به توانايي‌هايي در امر پژوهش و تحقيق دست يابد كه او را در گسترش مرزهاي دانش ياري دهد. پايان‌نامه ارائه شده در مقطع كارشناسي ارشد بايد نشان از قابليت دانشجو در انجام پژوهشي دقيق و سازمان يافته در رشته تحصيلي خويش داشته باشد و پايان‌نامه دكتري بايد دليلي باشد بر استعدادهاي دانشجو براي پيشبرد علم در حوزه تخصصي خويش.

متأسفانه به دليل نگاه غلط و نادرست به مدارك دانشگاهي، ساختارهاي غلطي در جامعه شكل گرفته است كه نتيجه آن رواج پديده‌اي است در ميان مردم به نام «مدرك‌گرايي». مدرك‌گرايي به معناي گرايش به كسب مدارج علمي است، بدون توجه به انگيزه‌هاي ذاتي تعلم، نيازهاي جامعه، نيازهاي شخصي، توانايي‌ها و قابليت‌هاي شخصي و حتي احتمالا علاقه. دليل اصلي مدرك‌گرايي را شايد بتوان در بعضي از امتيازاتي دانست كه به افراد داراي مدارك بالاتر تحصيلي تعلق مي‌گيرد. علاوه بر آن علاقه به دانش و احترام به مقام دانشمندان در فرهنگ بومي سبب ايجاد شأني اجتماعي شده است كه به دارندگان مدارج دانشگاهي تعلق مي‌گيرد، غافل از آنكه مدارك دانشگاهي امروزي (و به ويژه آنچه در دانشگاه‌هاي ما داده مي‌شود‌) كمتر شايستگي چنان احترام و منزلتي را دارند.

مشاهده كساني كه به رشته تحصيلي خود علاقه‌اي ندارند و به‌رغم علاقه به دنبال تحصيل در مقاطع بالاتر در همان رشته هستند يا سيل كارمندان و حقوق بگيران سازمان‌هاي دولتي، شبه دولتي و عمومي كه براي افزايش پايه حقوقي خويش به دنبال تحصيل در مقاطع بالاتر هستند يا فارغ التحصيلاني كه به دليل بيكاري به تحصيل در مقطع بالاتر روي مي‌آورند و... تنها نمونه‌هايي در تأييد مدرك‌گرايي افسارگسيخته در جامعه‌اند. امروز مدرك‌گرايي چنان در تار و پود جامعه ما پيچيده كه نظام آموزشي سنتي، يعني حوزه‌هاي علميه را نيز در بر گرفته است. يكي از مصاديقي كه احتمالا در برخورد با كساني كه مشغول به تحصيل در مقاطع تكميلي هستند و بارها مشاهده كرده‌ايم، گلايه آنها از زماني است كه صرف خواندن مقالات علمي در رشته تخصصي خود مي‌كنند. اگر كسي به دنبال آموختن روش صحيح تحقيق و پژوهش و احتمالا كنكاش علمي براي توسعه علم باشد، چگونه خواندن مقالات علمي تخصصي، امري ملال آور خواهد بود؟

مشكل آنجا آغاز مي‌شود كه در نظام آموزش دانشگاهي ما نيز انگيزه‌هاي تعليم به درستي روشن نيست. آنچه مشاهده مي‌شود، اين است كه دانشگاه‌ها بيش از آنكه انگيزه‌اي هماهنگ با هدف ذاتي آموزش داشته باشند، به دنبال پاسخ به نيازهاي ديگري هستند و در حقيقت انگيزه‌هايي متفاوت از آنچه كه بايد، دارند. انگيزه‌هاي اصلي نظام آموزشي را احتمالا مي‌توان در دو مورد خلاصه كرد:«پاسخگويي به سيل تقاضاها براي تحصيل» و «كسب درآمد». اگر نظام آموزشي را به دو گروه نظام آموزشي رايگان و نظام آموزشي انتفاعي تقسيم كنيم، هدف از نظام آموزش رايگان تلاش براي پاسخگويي به سيل تقاضاها براي تحصيل است و هدف نظام آموزش انتفاعي كسب درآمد از اين سيل تقاضا. در گروه اول تلاش براي افزايش ظرفيت‌ها بدون توجه به نيازهاي جامعه از كيفيت تحصيل كاسته است و اين بيشتر به دليل سهل شدن ورود افرادي به دوره‌هاي تحصيلي است كه احتمالا كمتر صلاحيت ورود به چنين مقاطعي را دارند و كمتر به دليل نبود امكانات و... در گروه دوم نيز از آنجا كه هدف سازمان آموزشي، كسب منفعت مادي است كمتر به كيفيت آموزش توجه مي‌شود. اين يكي از نعل‌هاي وارونه نظام دانشگاهي ماست. آنچه انتظار مي‌رود آن است كه تحصيلات غير رايگان از كيفيت افزون‌تري نسبت به تحصيلات رايگان برخوردار باشد، اما به دليل رايگان بودن تحصيل در دانشگاه‌هاي برتر و بالاتر بودن تقاضا براي تحصيل نسبت به پذيرش محصل، فرصتي ايجاد شده است كه مراكز آموزشي انتفاعي بدون توجه به كيفيت آموزش درآمدهاي هنگفتي از اين راه كسب نمايند. با اين وصف چگونه مي‌توان انتظار كيفيت در پايان نامه‌ها را داشت؟ كساني كه نه براي كسب دانش، كه تنها براي به دست آوردن پرستيژ اجتماعي يا منافع اقتصادي وارد مقاطع تحصيلات تكميلي شده‌اند به دنبال كار پژوهشي نخواهند بود. از طرف ديگر دانشگاه‌هايي كه به دنبال سود مادي بيشتر هستند، كمتر به كيفيت مي‌انديشند، بلكه براي افزايش جاذبه تحصيلي خود سهل گيرتر و گشاده‌تر عمل خواهند كرد.

ناهماهنگي ميان انگيزه‌هاي تعليم و تعلم در جامعه ما با انگيزه‌هاي اصيل آموزش و دانش اندوزي سبب شده است تصويري كه از تحصيلات دانشگاهي در اذهان عمومي وجود دارد به زندگي ما جهت دهد و بيشتر افراد جامعه بدون تأمل و انديشه به دنبال تحصيل در مقاطع بالاتر تحصيلي باشند، چنان كه اگر دوره‌هايي نظير دوره پسا دكتري يا پسا دكتري و...هم ايجاد شوند، سيل متقاضيان براي ورود به آنها را شاهد خواهيم بود. بساني كه آمد عمر ما در تناوب‌هاي زماني «كنكور» و «فاصله ميان كنكورها» مي‌گذرد در غفلت از اين دقيقه كه «زگهواره تا گور دانش بجوي» معنايي متفاوت با «ز گهواره تا گور مدرك بجوي» دارد.

نگاهي به تجربه كشورهايي كه از نظر علمي و صنعتي داراي جايگاه برتري هستند، آشكار خواهد ساخت كه با افزايش ميزان تحصيلات گرايش به كارهاي اجرايي كاهش چشمگيري دارد، به اين معنا كه بيشتر افرادي كه وارد مقاطع بالاي تحصيلي مي‌شوند به كارهاي تحقيقاتي و پژوهشي روي مي‌آورند، در سوي مقابل در نظام آموزشي ما يكي از انگيزهاي گرايش به تحصيلات تكميلي به دست آوردن مناصب اجرايي بالاتر است. متأسفانه با قوانيني كه بيشتر تحت تأثير غلبه نگاه‌هاي رايج در جامعه و نه بينش تخصصي علمي مبتني بر پژوهش به تصويب مي‌رسند به اين مسئله دامن زده مي‌شود. در پايان خواننده را به تعمق در تأثير قانون افزايش حداقل ميزان تحصيلات براي نامزدي نمايندگي مجلس از كارشناسي به كارشناسي ارشد دعوت مي‌كنيم.

*كارشناسي برق

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار