هنوز چند ماه از انتشار مطلب موهن روزنامه بهار در تحريف واقعه غدير خم نگذشته است كه اين بار روزنامه تازه تأسيس آسمان از همين اردوگاه پس از فضاسازي در مورد رمان «كلنل» محمود دولت آبادي، با غيرانساني دانستن حكم الهي قصاص، بار ديگر عملكرد دولت يازدهم در پاسداشت اصول و آرمانها و ارزشهاي ديني را در معرض آزمون افكار عمومي قرار داد.
اگرچه ممكن است در نگاه اول نتوان عملكرد اين جريان رسانهاي را به پاي دولت يازدهم نوشت، اما نوع واكنش مسئولان ذيربط متأسفانه به اين گمانه دامن ميزند.
وزير محترم ارشاد پس از اعلام عدم رضايت در مورد توقيف روزنامه بهار، در واكنش به حكم قاضي دادگاه فرهنگ و رسانه در توقيف روزنامه آسمان، در پاسخ به پرسش خبرنگاران ميگويد: در رابطه با آسمان اظهار نظر نميكنم، چون توقيف روزنامه دست ما نيست. اين سكوت در حالي است كه بر اساس اصول دوم و سوم قانون اساسي، دولت جمهوري اسلامي موظف به تحقق ارزشهاي اسلامي شده و رئيس محترم جمهور نيز در اصل 121 براي اجراي آن سوگند ياد كرده است.
در مورد جنجال خبري اين روزنامه و برخي ديگر از روزنامههاي زرد پيرامون انتشار كتاب دولتآبادي نيز در حالي كه سيدعباس صالحي معاون فرهنگي وزير ارشاد در ابتدا گفته بود كه انتشار كتاب را نه تأييد ميكنم و نه تكذيب، روز شنبه اعلام كرد كه مجوزي براي چاپ اين كتاب صادر نشده و اين
در حالي است كه ادعاي عوامل دستاندركار انتشار اين كتاب غير از اين است.
كتابي كه به اظهار كارشناسان امر چهره بسيار سياهي را از انقلاب اسلامي ترسيم كرده و به همين دليل در دولتهاي گذشته مجوز نشر نگرفته بود و پيش از اين و در همين ستون نگارنده پيشبيني كرده بود كه فرصتسازي براي عناصر معاند و مخالف نظام اسلامي در عرصه فرهنگي و به ويژه رسانهاي، يكي از پاشنه آشيلهاي دولت يازدهم است كه ميتواند ضمن دامن زدن به چالشها و ناهنجاريهاي داخلي و زير سؤال بردن ارزشهاي انقلابي و اسلامي، عملاً اميد دلسوزان و ارزشمداران را نسبت به دولت يازدهم نااميد كند كه متأسفانه روند پنج ماهه اخير و مواضع مسئولان در حوزه فرهنگ، بيانگر اين است كه اين پيشبيني در حال وقوع است.
آنچه بيشتر عامل اصلي نگراني دلسوزان نظام است اين است كه سناريوپردازان و عاملان اين عرصه همان كساني بوده و هستند كه بعد از دوم خرداد سال 76 با نفوذ در عرصه رسانهها و راهاندازي مطبوعات زنجيرهاي عملاً فضاي كشور را به سمتي كشاندند كه سخن از «ختم انقلاب» به ميان آورده، امام خميني را به «موزه تاريخ» سپردند و ولايت فقيه را مظهر تحجرگرايي دانسته و زيارت عاشورا را نيز مظهر خشونتگرايي قلمداد كردند و البته همه اينها در ذيل برخي از شخصيتها و گروههايي بود كه مدعي بوده و هستند كه بيش از همه به امام (ره) نزديكترند و اكنون همه آن حوادث تلخ «فتنه 78 و فتنه 88» را كدورت قلمداد كرده و تلاش دارند فضا را مجدداً براي ارزشستيزيها فراهم كنند.
اهداف اين حركت جديد را در چند محور ميتوان مورد توجه قرار داد:
1- حرمتشكني و قداستزدايي از ارزشهاي اسلامي و انقلابي و زمينهسازي براي سكولاريسم ديني و سكولاريسم سياسي
2- تضعيف ارزشهاي انقلابي و اسلامي
3- زمينهسازي براي تحقق دوقطبي اعتدال- افراطي براي مديريت انتخابات آينده مجلس و خبرگان
4- درگيرسازي دولت يازدهم در مسائل حاشيهاي و جلوگيري از پرداختن دولت به مسائل اصلي كشور كه به طور طبيعي ميتواند نماد قابليت و كارآمدي نظام اسلامي باشد.
5- ايجاد حساسيت در نيروهاي انقلاب و كشاندن فضاي كشور و دانشگاهها به سمت تقابل
6- فرصتسازي براي بيگانگان براي محكوميت ايران به دليل عدم رعايت حقوق بشر به دليل تعطيلي مطبوعات هنجارشكن كه اقدامي ناگزير است.
7- حال جاي اين سؤال نيست كه چرا مسئولان دولت مرز خود را با اين جريان روشن نميكنند و به جاي سكوت و متأسفانه كمكهاي مالي به اينگونه رسانهها كه جاي بسيار تأسف است، به رسالت اصلي دولت جمهوري اسلامي نميپردازند؟