کد خبر: 635329
تاریخ انتشار: ۰۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۹
آسيب‌شناسي ويروس ويرانگر «دروغ»
تمام ما دوست داريم خوب باشيم و خوب زندگي كنيم و ديگران به خوبي از ما ياد كنند. به قول معروف، سالم زندگي كردن يك آرزوي همگاني است اما براي قرار گرفتن در چنين شرايطي بايد به مسائل زيادي توجه داشت و اصول خاصي را رعايت كرد.
احمد هاشمي‌اشكا

براي سلامتي جسم بايد مواظب باشيم تا ويروس‌ها و ميكروب‌ها وارد بدنمان نشوند و مطابق با هر فصل، لباس بپوشيم و تغذيه كنيم اما براي سلامت روح و روان بايد مواردي را مدنظر داشته باشيم كه بسيار مهم و حياتي‌تر هستند. وقتي غيبت نكنيم، بداخلاق نباشيم، دروغ نگوييم و با چاپلوسي ميانه‌اي نداشته باشيم، كمي حالمان خوب مي‌شود. براي سالم بودن خيلي چيزها لازم است، همان طور كه بزرگي گفته «چقدر خوب است كمرنگ باشيم اما دورنگ نباشيم.» به هر حال بايد گفت خيلي وقت‌ها ما مريض هستيم اما چون با ويروس‌هايمان به يك زندگي مسالمت‌آميز رسيده‌ايم، نمي‌توانيم علت دردمان را پيدا كنيم. يكي از ويروس‌هايي كه به راحتي در وجود بسياري از انسان‌ها رخنه كرده و با اينكه شخص از عواقب و عوارض آن آگاه است اما هيچ تلاشي براي از بين بردنش نمي‌كنند، «دروغ» است.

قرآن به عنوان كتاب آسماني ما مسلمانان آنقدر نسبت به دروغ حساس است كه بارها آن را نكوهش كرده و ائمه اطهار(ع) نيز در مذمت آن احاديث زيادي دارند. قرآن كريم، دروغ را از بدترين معايب، زشت‌ترين گناهان و منشأ بسياري از مفاسد مي‌داند و عادت به آن را از رذايل اخلاقي و از گناهان كبيره معرفي كرده و تأكيد مي‌كند تا ضرورت و مصلحت مهمي در ميان نباشد، دروغ گفتن به هيچ عنوان جايز نيست.

در بيابان زماني كه قرار است آتشي روشن شود، ابتدا چوب‌ها و بوته‌هاي نازك و ريز و كوچك را آتش مي‌زنند تا در كنار آنها هيزم‌هاي بزرگ نيز روشن شوند. بر همين اساس، گناهان كبيره نيز با روشن شدن گناهان كوچك و‌ ريزي كه به چشم نمي‌آيند، شعله‌ور مي‌شوند.

روانشناسان علت اصلي دروغ را عقده حقارت و خودكم‌بيني انسان دروغگو مي‌دانند و اين يكي از نكات روحي و رواني است كه به عنوان روانشناسي اخلاقي در كلمات معصومين(ع) نيز به آن اشاره شده است، البته سرچشمه دروغ نيز گاهي به خاطر ترس از فقر، ترس از پراكنده شدن مردم از اطراف شخص دروغگو، از دست دادن موقعيت و مقام و در مواردي هم به خاطر دلبستگي به مال و جاه و مقام و پست و منصب است كه شخص از اين وسيله نامشروع براي تأمين مقصود خود كمك مي‌گيرد.

من كه دروغ نمي‌گم

همه ما بارها و بارها دروغ گفته‌ايم و هر بار با دلايل مختلف خود را قانع كرده‌ايم كه نه قصد دروغ گفتن داشته‌ايم و نه آن را تكرار خواهيم كرد اما... حتماً براي شما هم اتفاق افتاده كه براي طفره رفتن از زير بار مسئوليت، دروغ گفته باشيد يا خودمان را در مورد رفتار و احساسات فرد خاصي گول زده باشيم تا وجدانمان را راحت كنيم كه تصوراتمان صحيح است، گاهي هم حتي براي پوشاندن تقصيرات و اشتباهات خود به هر دروغي چنگ زده‌ايم تا آبروي رفته‌مان را دوباره به دست بياوريم.

ما استاد حرف زدن هستيم و دريغ از ذره‌اي عمل. با اينكه ادعا مي‌كنيم انتقادپذير هستيم، دوست داريم فقط تعريف بشنويم و دريغ از اندكي تحمل انتقاد. آنقدر به دروغ گفتن‌هاي كوچك عادت كرده‌ايم كه ديگر نمي‌خواهيم بپذيريم براي ساده‌ترين و بي‌ارزش‌ترين مسائل زندگي خود نيز دروغ مي‌گوييم. ما ويروسي را كه به جانمان افتاده و هر روز در حال ضعيف كردنمان است با جان و دل پذيرفته‌ايم، به قدري به بودنش عادت كرده‌ايم كه براي حفظش به بحث و جدل مي‌پردازيم. در همين ابتدا بايد اقرار كنيم كه تمام مطالب اين نوشتار در مورد شخص نگارنده است اما اگر شما هم نمي‌توانيد موارد زير را قبول كنيد، كمي به تسخير روحتان توسط اين ميكروب فكر كنيد...

بهانه بي‌بهانه

آيا تا حالا بهانه گرفته‌ايد؟ بهانه‌هايي كه موجب شده‌اند كمي هم دروغ گفته باشيد؟ بهانه براي از سر باز كردن يك دوست يا بر هم زدن يك قرار ملاقات. «جلسه دارم...»، «فردا مهمون داريم، نمي‌تونم...»، «ميخوام برم مسافرت...» و از اين دست حرف‌ها كه نامشان «دروغ» است. اگر تاكنون به اخلاقي نبودن اين رفتارها فكر نكرده‌ايم و آسيب ديدن موقعيت كاري و اجتماعي‌مان را ناديده گرفته‌ايم، فراموش نكنيم كه «گناه كرده‌ايم» البته اگر به خودمان دروغ نگوييم كه اينها دروغ نيستند!

دستگاه دروغ‌ساز

موبايل‌ها يا همين تلفن‌هاي همراه را بايد دستگاه‌هاي دروغ‌ساز نامگذاري كرد. تلفن شما به صدا درمي‌آيد، علاوه بر نام تماس‌گيرنده، بعضاً عكس او را هم مي‌بينيد اما قصد پاسخگويي نداريد. بي‌شك تا چند لحظه يا چند ساعت بعد همان شماره دوباره زنگ مي‌زند. «چه دروغي داريد» تا به او بگوييد. «يه جلسه كاري بودم نمي‌شد جواب بدم...»، «موبايلم روي سايلنت بود، نشنيدم...» يا بدتر از همه «كي زنگ زدي، اصلاً نديدم... !» چرا صادقانه جواب تلفن را نمي‌دهيم و با يك عذرخواهي كوچك، درخواست نمي‌كنيم در فرصتي مناسب با دوستمان صحبت كنيم؟

تعارفي‌هاي دروغگو

ما انسان‌هاي تعارفي هستيم. خودمان هم اين مورد را خوب مي‌دانيم اما تا در كنار يكديگر قرار مي‌گيريم در اولين جمله براي تعريف از خودمان مي‌گوييم كه «من اصلاً تعارفي نيستم و حرفامو رك ميگم» اما واقعيت اين است كه «دروغ مي‌گوييم.»

تا حالا چند بار دوست خود را در كوچه و خيابان ديده‌ايم و براي نشان دادن مهرباني و خونگرم بودنمان با زور او را به صرف ناهار يا چايي _كه اصلاً وجود نداشته_ دعوت كرده‌ايم. براي تعارفي بودن تك‌تك ما همين بس كه يكسري از جملات بينمان مشترك است و بدون فكر كردن به مفهومشان فقط از آنها استفاده مي‌كنيم. «قربونت برم...»، «تو رو خدا يه قرار بذار بيشتر با هم باشيم...»، «حتماً دفعه بعد ناهار بيا...»، «تو دستور بده ما خدمت مي‌رسيم...» و حرف‌هايي كه واقعاً نه قبولشان داريم و نه به انجامشان فكر مي‌كنيم.

چرا زماني كه امكان ندارد با كسي يك فنجان چاي بنوشيم، بي‌دليل اصرار مي‌كنيم «حالا يه چايي بخوريم...» البته در مواردي هم تعارفات عليه خودمان است، مثلاً غذايي را دوست نداريم، ميوه‌اي باب ميلمان نيست يا براي مسافرتي آمادگي نداريم اما نمي‌توانيم راستش را بگوييم و مجبوريم شرايط سختي را تحمل كنيم يا براي طفره رفتن از زير اين كارها «دروغ بگوييم.» مي‌شود صادقانه از مزه غذايي كه با مزاجمان سازگار نيست انتقاد كرد يا گفت كه در حال حاضر هيچ سفري برايمان امكان‌پذير نيست.

حناهاي بي‌رنگ

وقتي قولي مي‌دهيم و به آن عمل نمي‌كنيم در اصل دروغ گفته‌ايم. بدقولي‌ها در درازمدت نوعي بي‌اعتمادي و دلخوري و دلشكستگي به همراه دارد كه مي‌تواند زندگي را تحت‌الشعاع خود قرار دهد. اين دروغ كوچك باعث مي‌شود ديگر حرفمان پيش كسي اعتباري نداشته باشد و به قول معروف، «حنايمان رنگ خودش را از دست مي‌دهد.» بناي خلقت و طبيعت بر حقيقت و راستي استوار است، اما اين انسان است كه حق را با باطل به هم آميخته و آن را وارونه جلوه مي‌دهد. در قرآن كريم نيز خداوند سبحان بارها با صداقت و راستي با بندگانش سخن مي‌گويد و مي‌فرمايد كه «صداقت براي شما بهتر است.» حضرت علي(ع) نيز در نهج‌البلاغه مي‌فرمايند: «مردم قسمتي از حق و قسمتي از باطل را گرفته و در هم مي‌آميزند و از اين راه، باطل را به خورد مردم مي‌دهند.»

كليد گناهان

در روايات اسلامي دروغ به عنوان «كليد گناهان» شمرده شده است. حضرت على(ع) مى‏فرمايند: «راستگويى دعوت به نيكوكارى مى‏كند و نيكوكارى دعوت به بهشت». داستان‌ها و روايات زيادي وجود دارد كه ثابت مي‌كند يكي از رابطه‌هاي دروغ با گناهان اين است كه انسان گناهكار هرگز نمى‏تواند راستگو باشد، چراكه راستگويى موجب رسوايى او است و براى پوشاندن آثار گناه معمولاً بايد متوسل به دروغ شود. به عبارت ديگر، دروغ انسان را در مقابل گناه آزاد مى‏كند و راستگويى محدود. در همين رابطه روايتي آمده كه: شخصى به حضور پيامبر( ص) رسيد، عرض كرد: نماز مى‏خوانم و عمل منافى عفت انجام مى‏دهم، دروغ هم مى‏گويم! كدام را اول ترك كنم؟! پيامبر( ص) فرمود: دروغ. او در محضر پيامبر( ص) تعهد كرد كه هرگز دروغ نگويد. هنگامى كه خارج شد، وسوسه‌هاى شيطانى براى عمل منافى عفت در دل او پيدا شد اما بلافاصله در اين فكر فرو رفت كه اگر فردا پيامبر( ص) از او در اين باره سؤال كند چه خواهد گفت؟ بگويد چنين عملى را مرتكب نشده است، اينكه دروغ است و اگر راست بگويد حد بر او جارى مى‏شود. بر همين منوال در رابطه با ساير كارهاى خلاف اين طرز فكر و سپس خوددارى و اجتناب براى او پيدا شد و به اين ترتيب ترك دروغ سرچشمه ترك همه گناهان او شد.

كمي جرئت داشته باشيم

آخرين باري كه تلاش كرده‌ايم يك تصوير ايده‌آل اما دروغين از خود در ذهن اطرافيانمان بسازيم، كي بوده؟ چگونه تصميم گرفته‌ايم اين كار را بكنيم؟ چرا به دروغ معايب‌مان را پنهان كرده و از توانايي‌ها و استعدادهاي نداشته‌مان حرف زده‌ايم؟

بعضي وقت‌ها آنقدر در گفتن يك رفتار عالي يا فضايل اخلاقي دروغين اغراق كرده و تكرارش مي‌كنيم كه خودمان هم باورمان مي‌شود چنين خصوصيتي داريم.

دروغ گناهي است كبيره اما با تأسف بايد گفت، امروز به به جايي رسيده‌ايم كه شايد در مواردي نشود بدون آن كاري كرد يا به جايي رسيد! براي به دست آوردن يك پست يا شغل ادعاي كذب مي‌كنيم يا براي فروختن كالايي توضيحاتي مي‌دهيم كه از بيخ و بن صحيح نيست و تأسف‌بارتر اينكه نام اين رفتار را «زرنگي» گذاشته و با افتخار براي هر دوست و آشنايي تعريف مي‌كنيم.

دروغ، دروغ است. چه خوبش و چه زشتش. دروغ‌هايي كه مي‌گوييم تا رابطه‌اي را حفظ كنيم يا دلي را نشكنيم و كسي ناراحت نشود هم خوشايند نيستند.

وقتي دوستي نظر ما را در مورد مدل و رنگ لباس جديدش مي‌پرسد، شايد مطابق با سليقه ما نباشد اما به خاطر اينكه ناراحت نشود، به دروغ تعريف مي‌كنيم. در علم روانشناسي به اين دروغ، دروغ دفاعي مي‌گويند چون هدف اين است كه رابطه خود را با ديگران حفظ كنيم و اين دوستي از بين نرود. دروغ مي‌گوييم چون مي‌ترسيم از طرف ديگران مورد بي‌مهري قرار بگيريم و آنها ديگر ما را دوست نداشته باشند و براي ادامه داشتن ارتباطاتمان، نظرات خود را پنهان مي‌كنيم تا همچنان مثل هميشه باشيم. ما به دلايل مختلف دروغ مي‌گوييم. بر پايه تحقيقي كه چندي پيش در امريكا صورت گرفت، مشخص شد همه آدم‌ها در روز بيش از دو بار دروغ مي‌گويند و البته با توجه به شغل و مسئوليتي كه هر كسي دارد تعداد اين دروغ‌ها كم و زياد مي‌شود و بيشتر اين دروغ‌ها به خاطر طفره رفتن از جواب دادن به سؤالات است. شايد غربي‌ها دروغ را به عنوان بخشي از زندگي خود پذيرفته باشند اما ما مسلمانان از آن به عنوان لانه شيطان در وجودمان نام مي‌بريم. هيچ چيز مثل صداقت شيرين و بابركت نيست زيرا دروغ‌ها اين توانايي را دارند تا با انباشته شدن روي يكديگر به ديواري تبديل شوند كه بر سرشخص دروغگو آوار شوند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها