جشنواره امسال فيلم فجـر، جشـنـواره شكست اسمهاي بزرگ در سينما بود. جايي كه كارگردانهاي بزرگ براي فرار از پاسخگويي به انتقادات از جلسات نقد و بررسي فرار ميكردند و از اعتراض تماشاگران به فيلمهايشان، ابراز ناراحتي مينمودند. اما حالا با فاصله چند روز از پايان جشنواره، وقت اعاده حيثيت و بازگشت نامهاي بزرگ به جايگاه رفيع خود رسيده است و در اين راه بايد تقصير فيلمهاي ضعيف به گردن يك مقصر انداخته شود؛ كاري كه شوراي مركزي كانون كارگردانان در پي اجراي آن برآمد.
به گزارش«جوان»، روز گذشته شوراي مركزي كانون كارگردانان سينماي ايران كه زيرمجموعه خانه سينما به شمار ميرود، طي اطلاعيهاي كه در اختيار يكي از خبرگزاريها قرار داده بود، درباره آنچه حواشي سينما عنوان كرده است، نوشت: «حمله گستردهاي كه در هفتههاي اخير به بهانه نمايش برخي فيلمها در جشنواره فيلم فجر به كليت سينماي ايران و مسئولان فعلي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آغاز گشته، هدفي جز آشفته كردن فضاي اميدواركنندهاي كه در كل جامعه ايران و به خصوص در عرصه فرهنگ و هنر آغاز شده، ندارد. برخورد توهينآميز با فيلمسازان شاخص و ارزشمند سينماي ايران، نه حمله به يك يا چند فرد كه تماميت سينماي شريف ايران را نشانه گرفته است. كانون كارگردانان سينماي ايران به تجربه دريافته است كه هرگونه هجمه سازمانيافته به كليت سينماي ايران بيش از هر زمان باعث وفاق خانواده سينما در جهت حمايت از هويت سينماي ايران ميگردد و از مسئولان سينمايي نيز انتظار دارد در همراهي با اكثريت اهالي سينما قاطعتر و راسختر در مقابل فشارهاي وارده بايستند.»
فيلمهاي حاشيهدار جشنواره
بيانيه كانون كارگردانان پيش از هر چيز مملو از كليگوييهاي مبهم و عدم ورود به مصاديق است. در صورتي كه محفل كوچكي مانند شوراي مركزي كانون كارگردانان به راحتي ميتوانست نسبت به موارد مورد اعتراض خود مصاديق عنوان كند تا اگر ادعاي برحقي وجود دارد، به آن رسيدگي شود. در صورتي كه كليگويي در اين بيانيه فقط به ابهامات ميافزايد. شوراي مركزي كانون كارگردانان در ابتداي بيانيه خود مدعي شده است كه در هفتههاي اخير به بهانه نمايش برخي فيلمها در جشنواره فيلم فجر، حملههايي به كليت سينما و مسئولان وزارت ارشاد شده است.
خب منظور نمايش كدام فيلمها بوده است؟ چه حملههايي صورت گرفته؟ منظور از كليت سينماي ايران چه چيز يا چه كساني است؟ به خاطر كمكاري كانون در نوشتن بيانيه مفصل و مجمل، مجبور ميشويم به چند روز قبلتر باز گرديم تا با ورق زدن اتفاقات سينما در جشنواره فيلم فجر، راهي براي درك منظور اين بيانيه پيدا كنيم. در ايام پيش از جشنواره انتقادات به اكران چند فيلم صورت گرفت؛ «آشغالهاي دوست داشتني»، «قصهها» و «عصباني نيستم» سه فيلمي بودند كه به دليل مضمونشان امكان بروز حساسيتهاي زيادي را داشتند، اما به جز فيلم اول، بقيه فيلمها در جشنواره فيلم فجر اكران شدند و بعد از اكرانشان مشخص شد كه آنچنان فيلمهاي تأثيرگذاري نبوده و نيستند و اصرار بر پرداختن به اتفاقات سال 88 حربهاي براي ديده شدن فيلمها بوده است وگرنه در قصه قهرمانان فيلمهاي رخشان بني اعتماد يا پسر عصبي فيلم عصباني نيستم ميشد با حذف چند سكانس يا حتي چند ديالوگ ارتباط اين فيلمها را با مسائل سياسي بعد از انتخابات قطع كرد و به عنوان دو فيلم اجتماعي بسيار ساده به آنها نگاه كرد، همان طور كه دغدغه پيدا كردن يك شغل مناسب، امروز مسئلهاي فراگير براي جوانان است و ساختن فيلم درباره آنها نياز به كشف و شهود خاصي نيست. ساختار ضعيف قصهها حتي داد كساني را كه ابتدا از اكران فيلم حمايت كرده بودند نيز درآورد. اما چيزي كه باعث شد تا «عصباني نيستم» باز هم سر زبانها بيفتد، كنار گذاشته شدن اين فيلم از داوري جشنواره فيلم بود؛ عملي غيرحرفهاي كه تنها باعث شد «عصباني نيستم» بدون شركت در مسابقه خود را قهرمان بنامد. اما ديگر فيلمي كه نه به خاطر مسائل سياسي بلكه به خاطر مسائل شرعي و ديني باعث اعتراضات شد، فيلم «رستاخيز» احمدرضا درويش است؛ فيلمي كه باعث واكنش مراجع تقليد به آن شده است. ساخت اين فيلم هيچ ربطي به دولت اميد و اميدواري در سينما ندارد و حمايت بيمورد وزير ارشاد از آن و انتساب حمايت آيتالله سيستاني به فيلم رستاخيز كه با پيگيري «جوان» تكذيبيه آن توسط دفتر اين مرجع تقليد منتشر شد، تنها باعث خدشهدار شدن جايگاه وزير شد. اصرار كارگردان براي زير پا گذاشتن برخي از حرمتهاي مذهبي و ارائه روايت جديد از آنچه در عاشورا گذشته است، در ابتدا حمله به باورهاي ديني و اسلامي يك ملت است و در ثاني باعث خواهد شد تا نگاه مذهبي به سينمايي كه در آن آثار فاخري چون «روز واقعه» براي نشان دادن ارادت به قيام امام حسين(ع) ساخته شده است، تغيير پيدا كند. اين آسيبي است كه عمل يك كارگردان به كليت سينما وارد خواهد كرد.
پيرمردها را چه ميشود؟
دومينوي سقوط فيلمسازان سن و سال دار ايراني در جشنواره سي و دوم همراه بود با اعتراضات تماشاگران كه با دست زدنها و حتي خندههاي خود در ميان پخش فيلم، اعتراض خود را به بد بودن فيلمها ابراز ميكردند. در اينجا صحبت درباره چگونگي ابراز ناراحتي از ديدن يك فيلم بد مطرح نيست؛ سؤال اينجاست كه چرا كارگردان براي وقت و پول تماشاگران ارزش قائل نشده و با يك فيلم غير قابل دفاع هم جايگاه خود را به خطر انداخته و هم به چندين تماشاگر داخل سالنها توهين كرده است؟ ادامه اين توهين را ميتوان در عدم شركت در نمايش فيلم و به تبع آن عدم برگزاري نشست خبري مشاهده كرد كه امسال مسعود كيميايي و داريوش مهرجويي آنها را در جشنواره اجرا كردند. آيا قرار است با اين فيلمكهاي ضعيف كليت سينماي ايران از ركود چند ساله خارج شود؟ محمدقاصد اشرفي، رئيس انجمن سينماداران در اين باره به ايلنا ميگويد: كيفيت فيلمهاي امسال بسيار نااميدكننده بود. مخاطباني كه براي اولين بار به تماشاي يك فيلم ميرفتند از آن استقبال خوبي ميكردند اما بعد از پايان فيلم به دليل ضعف فيلم، در نوبت دوم نمايش از فيلمها استقبال نميشد.
وي با اشاره به اينكه انتظار مخاطبان از فيلمهاي سينمايي برآورده نشده است، ميافزايد: متأسفانه آثار كارگردانهاي قديمي و بنام سينماي ايران ضعيف و نااميدكننده بود و در هر سالني كه فيلمهاي آنان اكران ميشد، نارضايتي مخاطبان مشهود بود.
رئيس انجمن سينماداران تأكيد ميكند: كيفيت اين فيلمها يك اكران نگرانكننده را به دنبال خواهد داشت و بايد از امروز به سينماداران براي وضعيت بد اكران و كيفيت بد فيلمها در سال آينده تسليت گفت. بايد براي اكران سال آينده فكر جدي كرد و حتي بايد فيلمهاي جديدي ساخت. زيرا 95 درصد فيلمهايي كه امسال در جشنواره فيلم فجر بودند، قابليت جذب مخاطب و اكران را ندارند و فروش خوبي كسب نميكنند. همين امروز نيز وضعيت مالي سال نهايي سينمايي بسيار خراب است و اگر اين وضعيت با اكران اين فيلمها در سال 93 ادامه پيدا كند، ما با يك بحران جدي مواجه ميشويم و سالنهاي بسياري را از دست خواهيم داد. آيا در اينجا نيز بايد صحبتهاي رئيس انجمن سينماداران را نيز بخشي از جرياني دانست كه كانون كارگردانان مدعياند «برخورد توهينآميز با فيلمسازان شاخص و ارزشمند سينماي ايران، نه حمله به يك يا چند فرد كه تماميت سينماي شريف ايران را نشانه گرفته است.»
توهم توطئه را ميتوان در تك تك جملات بيانيه كانون مشاهده كرد؛ ميراثي كه از دايي جان ناپلئون براي پيرمردهاي سينما باقي مانده است؛ آنهايي كه نميخواهند قبول كنند كه خودشان باعث لطمه خوردن سينما ميشوند نه دشمن خيالي كه آنها در ذهنشان براي سينما ساخته است. سينماي ايران هم اكنون نياز به كاسني دارد كه فيلمهايشان باعث جذب مردم به سالنهاي سينما شود نه آنكه تنها بيانگر دغدغههاي فكري و ذهني فيلمساز باشد. جشنواره امسال نشان داد دوران برخي از فيلمسازها به پايان رسيده است. كانون كارگردانها هم اگر نميخواهد در جشنواره سال آينده باز هم فيلمهاي اعضايش با سوت و دست زدن تماشاگران مورد تمسخر قرار بگيرد، بهتر است به جاي بيانيه نوشتن، فكري براي سينماي ايران كند.