اما اگر قرار است مشكلي حل شود، علاوه بر شناخت كافي از موضوع، نيازمند تلاش براي يافتن راههايي براي حل مسئله هستيم. حال اين پرسش رخ مينمايد كه كشف، بررسي، شناخت و ارائه راه حل براي معضلات و مصائب جامعه بر عهده كيست؟ آيا بيش از افراد عادي، اين وظيفه به عهده نخبگان و به ويژه دانشگاهيان نيست؟ نيك روشن است كه جامعه دانشگاهي بيش از آنكه به ارائه راه حل مشكلات بپردازد به بيان مشكلات با ژستي حق به جانب و روشنفكرمآبانه بسنده كرده و در بيشتر موارد حتي زحمت تحقيق و تعميق در مسئله براي رعايت انصاف در بيان موضوع را نيز به خود نميدهد. بررسي سستي توجيهها و بهانهجوييهايي نظير عدم بهاي كافي به صاحبان علم، غلبه نگاههاي سياسي و منافع شخصي بر ديدگاههاي علمي و... (كه در جاهايي قابلپذيرش هستند) فرصتي ديگر ميطلبد؛ در اينجا به يك شاخص بسيار مناسب براي بررسي ميزان انگيزه و تلاش جامعه دانشگاهي براي حل مسائل مبتلا به جامعه ميپردازيم؛ «انتخاب موضوع پاياننامهها.»
به راستي اگر هدف از آموزش و تلاش در راه توسعه علمي حل مشكلات جامعه نيست، پس به دنبال چه هستيم؟ آيا جز اين است كه با انتخاب مسائلي كه در آنها جامعه نياز به راه حل دارد به عنوان موضوع پاياننامههاي دانشجويي و به ويژه در مقاطع تحصيلات تكميلي، ميتوان علاوه بر افزايش سطح دانش، گرهاي از گره مشكلات كشور گشود؟ بر آن نيستيم كه به تخطئه تلاشها براي گسترش مرزهاي دانش يا تحقيقات نظري بپردازيم و تنها تحقيقات كاربردي و بومي را داراي ارزش بخوانيم كه چه بسا تحقيقات با موضوعات كاربردي، لكن بيارزش و در مقابل تحقيقات نظري ارزشمند كه ميتواند سبب شكلگيري بنيانهايي براي پاسخهايي متفاوت به مسائلي قديمي باشد. آنچه بيش از هر چيز در بررسي پاياننامههاي دانشجويي مشهود است، آن است كه فارغ از نظري يا كاربردي بودن آنها، بسياري از موضوعات يا كمترين ارزشي نداشته يا آنهايي كه داراي ارزش هستند، كمتر ناظر به نيازهاي داخلي و بومي هستند. با اين وصف، جامعه دانشگاهي بيش از آنكه از موضعي طلبكارانه به سخن گفتن (و نه نقدي عالمانه) از شرايط جامعه بپردازد، بايد در مقام پاسخگويي نسبت به مصرف منابعي باشد كه به اسم آموزش، تحقيق و پژوهش از داشتههاي جامعه ميبلعد، اما خروجي درخوري براي كشور ندارد. با آنكه معتقديم بايد بودجههاي تحقيق و پژوهش بيش از آنچه هست، افزايش يابد، آيا نارواست اگر بپرسيم اساتيد محترمي كه براي راهنمايي رسالههاي دكتري مبالغ ميليوني دريافت ميكنند، چرا دست كم در انتخاب موضوعات پاياننامه به فكر حل مشكلات جامعه نيستند؟ آيا در كشورهاي به اصطلاح توسعهيافته سرمايهگذاري در بخشهاي تحقيق و پژوهش جز با اين نگاه كه اين سرمايهگذاريها در نهايت ارزش افزودهاي دهها برابري دارد، انجام ميشود؟ چگونه است كه در شرايطي كه جامعه درگير مسائل خرد و كلان بسياري است، پاياننامههايي با موضوعاتي بدون ارتباط با نيازهاي جامعه نوشته ميشوند؟
يكي از نتايج بيواسطه عدم دقت در انتخاب موضوعات پاياننامهها، به ويژه انتخاب موضوعاتي كه به واسطه نبود فناوريهاي مرتبط در كشور يا نيازمندي به سرمايهگذاريهاي كلان در حوزه مورد نظر (در حال حاضر) اهميت كاربردي و عملي براي داخل ندارند آن است كه متخصصان و محققان تربيت شده جذب دانشگاههاي خارجي شده و به پديده مهاجرت نخبگان دامن زده ميشود. اين مسئله بيشتر در رشتههاي فني و مهندسي قابل مشاهده است. در سوي مقابل بيشتر پاياننامهها در حوزه علوم انساني به موضوعاتي ميپردازند كه حائز اهميت نيستند، يا به واسطه علاقه فراوان اساتيد به نظريات وارداتي و عمدتاً قديمي و از اعتبار افتاده غربي حتي داراي ارزش نيز نيستند. سكون و ركود حاكم بر فضاي علوم انساني را ميتوان نتيجه نگاههاي رو به گذشته بيشتر اساتيد اين حوزه دانست.
در اين ميان وضع پژوهشها و رسالههاي دكتري در رشتههاي علوم پزشكي با توجه به جنبههاي كاربرديتر و نيز سطح مطلوب دانش پزشكي در كشور، مناسبتر است و رسالهها در مقطع دكتري تخصصي در اين شاخه علاوه بر آنكه در بيشتر موارد به حقيقت مرزهاي دانش را گسترش ميدهند، با احتمال بيشتري جنبه كاربردي در جهت رفع نيازهاي بومي پيدا ميكنند. البته بايد به اين مسئله توجه داشت كه مهمترين دليل اين هماهنگي در پيشرفت علمي و تأمين نيازهاي داخلي، يكسان بودن تقريبي نيازهاي درماني مردم در سراسر جهان است. اما در شاخههاي ديگر مانند رشتههاي فني يا علوم انساني نيازها متفاوت هستند، در نتيجه يك واگرايي طبيعي ميان ارزشمندي بومي و داخلي با ارزشمندي جهاني در اين رشتهها وجود دارد؛ كه متأسفانه مورد توجه واقع نميشود. در علوم پايه نيز به دليل ماهيت اين علوم كه نسبت به ساير شاخههاي دانش فاصله بيشتري با كاربرد دارند نگاه جهاني مطلوب و موجه است. اما متأسفانه اين مسئله سبب نشده است تا كشور از جايگاه شايستهاي در اين حوزه برخوردار شود كه خود نيازمند بررسي جداگانهاي است.
در پايان لازم است اين مسئله يادآوري شود كه فارغ از به كارگيري عملي نتيجه تحقيقات و پژوهشهاي جامعه دانشگاهي به ويژه دستاوردهاي پايان نامههاي تحصيلات تكميلي، توجه به نيازهاي بومي و داخلي بايد در اولويت انتخاب موضوعات پاياننامهها قرار گيرد؛ آن هنگام خواهد بود كه جامعه دانشگاهي ميتواند از موضعي طلبكارانه صاحبان قدرت را درباره عمل به وظايفشان به پاسخگويي وا دارد.
*
كارشناس برق