کد خبر: 634468
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۶:۴۷
شناخت ماهيت پرخاشگري و فنون مقابله با آن در گفت‌وگو با دكتر طاهر تيزدست، روانشناس
صدا حنجره‌اش را مي‌خراشد و بالا مي‌رود. با زنش درگير شده و ظاهراً فقط بر سر زنش داد مي‌كشد اما صدايش آنقدر بلند است
شكوفه شيباني*

صدا حنجره‌اش را مي‌خراشد و بالا مي‌رود. با زنش درگير شده و ظاهراً فقط بر سر زنش داد مي‌كشد اما صدايش آنقدر بلند است كه كودك واحد بغلي را هم مي‌ترساند. پيرمرد يا پيرزني را از خواب بيدار مي‌كند. چند نفر را از سر سفره شام بلند مي‌كند و كنجكاوانه به سمت در خانه مي‌كشاند. چند واحد صداي تلويزيون را قطع مي‌كنند كه ببينند چه خبر شده است. پس مي‌توان با يك صدا بلند كردن، بسامد رواني اين صدا را در يك مجتمع آپارتماني لمس كرد. صاحب آن صدا فقط بر سر آن زن داد نكشيده است؛ يك كودك را ترسانده و پيرمرد يا پيرزني را از خواب بيدار كرده و چند نفر را از سر سفره بلند كرده است.

مي‌بينيد ما چطور مثل دانه‌هاي تسبيح به همديگر وصل شده‌ايم؟ اگر كسي در خيابان بر سر كسي داد مي‌كشد ناخواسته بر سر ده‌ها نفري هم كه از آنجا مي‌گذرند داد كشيده است، آنها سر چرخانده‌اند كه ببينند چه كسي داد مي‌كشد. پس اگر كسي بتواند بر خشم خود مهار بزند آرامش دروني خود را به خانه‌ها و خيابان‌ها هم مي‌دهد، اما برخي از ما ياد گرفته‌ايم كه حرف، نظر و خواسته‌‌هايمان را فقط در قالب يك بسته خشونت‌آميز به ديگري عرضه كنيم كه در نهايت چيزي جز تنش، استرس، افسردگي و شكست نصيبمان نخواهد شد.

كنترل خشم يك مهارت است كه بايد تمرين كرد و ياد گرفت. والدين اين مهارت را با رفتارشان به فرزندان خود ياد مي‌دهند، پس چه بهتر كه اين مهارت از كودكي شكل بگيرد تا در بزرگسالي به عنوان يك معضل بزرگ اجتماعي فراگير نشود. متأسفانه در جامعه ما روند ابراز خواسته‌ها و نظرها به شكل پرخاشگري ارائه مي‌شود، كه مورد رضايت افراد با روحيه شادتر و آرام‌تر نيست. كسي كه روحيه حساس‌تري دارد حتي از خشونت بدن – چشم‌ها، عضلات صورت، دست و پا – هم مي‌تواند متأثر شود. مثلاً وقتي وارد سوپر ماركت مي‌شوي و تقاضاي كالايي را مي‌كني، فروشنده اصلاً به تو نگاه نمي‌اندازد، يا چنان به تو نگاه مي‌كند انگار اجناسش را رايگان دست تو مي‌دهد. نمونه‌هايي از اين دست در جامعه ما كم نيستند. از تاكسيران گرفته تا فروشنده، كارمند اداري، رئيس و رؤسا و نظاير آن.

اما گسترش رفتارهاي پرخاشگرانه در جامعه ما در سال‌هاي اخير كار را به آنجا رسانده كه ما امروز شاهد برپايي كلينيك‌هاي كنترل و مهارت خشم هستيم. شايد داير كردن اينگونه مراكز بتواند كمي‌از بار خشونت افراد مختلف جامعه كم كند، اما نكته‌اي كه نبايد فراموش شود اين است كه هيچ كس به ما نمي‌تواند كمك كند مگر اينكه خودمان تصوير ذهني نزديك به واقعيتي از رفتار خشن و پرخاشگرايانه‌مان داشته باشيم و در ثاني درصدد علاج اين كژي‌هاي رفتاري برآييم.

اگر به خلق و روحيه‌تان به مثابه خمير بازي نگاه كنيد پس مي‌شود اين خمير بازي را با دستانتان به شكل زيبا فرم دهيد، مگر اينكه معتقد باشيد خلق و خوي شما آن قدر نفوذناپذير شده كه نمي‌شود كوچك‌ترين تغييري در آن داد. اما اگر اميدوارانه و خوشبينانه به تغييرات ذهني و رفتاري نگاه كنيم اولين گام مؤثر را در بهبود يك رابطه درست با افراد جامعه و همچنين خانواده خود برمي‌داريم. چكيده گفت‌وگوي ما با دكتر طاهر تيزدست، روانشناس به تكنيك‌هاي مهارت كنترل خشم و راه‌هاي صحيح ابراز آن اختصاص دارد.

منفعل‌ها پرخاشگر مي‌زايند

«خشم» يا عصبانيت با واژه «پرخاشگري» دو مقوله متفاوت و مجزا هستند كه در عين حال هر دو ويژگي‌هاي مشتركي نيز با هم دارند؛ خشم يا عصبانيت، حالت هيجاني منفي است، كه با نشانه‌هاي جسمي‌ مانند افزايش ضربان قلب و تنفس، فشار خون به علاوه تغيير رنگ چهره و حالت‌هاي روانشناختي مثل عدم توجه، تمركز و اختلال در قدرت تفكر، قضاوت و ارزيابي صحيح همراه است. پرخاشگري تظاهر بيروني خشم است كه مي‌تواند به صورت كلامي‌ مانند فرياد كشيدن، بي‌احترامي، توهين و فحاشي يا به صورت غير كلامي‌ مانند كتك زدن، پرتاب كردن چيزي، شكستن، ضرب و شتم و نظاير آن باشد. بايد توجه داشت كه خود پرخاشگري نيز مي‌تواند از نوع خصمانه باشدكه در آن هدف، آسيب رساندن جدي به اموال يا شخص خاص بوده يا از نوع وسيله‌اي باشد كه در آن پرخاشگري صرفاً به عنوان وسيله‌اي جهت كسب منفعت يا فرار از مجازات و تنبيه است. براي مثال زماني كه فردي بدون رعايت صف سعي مي‌كند جلوتر رفته و خريد خود را انجام دهد، در مقابل اعتراض ديگران شروع به داد و فرياد و درگير شدن مي‌كند. در اين جا عده‌اي كوتاه مي‌آيند و در نهايت اين رفتار فرد را تقويت كرده و وي در شرايط مشابه نيز اين رفتار را تكرار مي‌كند.

خشم اهرم فطري است اما مهار مي‌خواهد

خشم، جزو هيجان‌هاي اوليه يا فطري به شكل منفي است كه اولاً مشترك بين انسان و حيوان است و در ثاني ذاتي است، سوم آنكه هدف آن حفظ بقاي موجود در مقابل خطر و آسيب حاصل از تجاوز است. اين هيجان، خود را در مواقع و شرايط خاص نشان مي‌دهد كه از جمله آن مي‌توان به مواردي همچون توهين يا بي‌احترامي‌ به فرد، تجاوز به حقوق فردي، مورد بي‌مهري و بي‌توجهي و غفلت قرار گرفتن، انتقاد شديد از فرد، آسيب جسمي‌ و درد مانند ضربه خوردن به دست يا ساير اندام‌هاي بدن، شكست و ناكامي‌ تحصيلي، شغلي يا زناشويي اشاره كرد، بنابراين خشم و پرخاشگري، ابزاري خدادادي است جهت حفظ حقوق فردي خود و ديگران در مقابل خطر. خشم مي‌تواند در برخي مواقع مانند موارد ذكر شده، واكنش طبيعي انسان‌ها باشد اما اگر شكل افراطي، غير قابل كنترل و دائمي ‌به خود بگيرد نابهنجار و نيازمند درمان خواهد بود.

بدبين‌ها، حساس‌ها و تكانشي‌ها در صف اول خشم

با شناخت و آگاهي از ويژگي‌ها و مختصات شخصيتي و ذهني افرادي كه به راحتي از كوره در مي‌روند و نمي‌توانند براي بيان احساس خود حد و حدودي را مشخص كنند، مي‌توان بهتر در مورد چگونگي كنترل هيجان‌هاي آنها داوري كرد. شناخت اين ويژگي‌ها باعث مي‌شود كه نسبت به قابليت‌ها و محدوديت‌هاي شخصيتي خود ديد بازتري داشته باشيم و اگر جايي از زندگي كمي ‌پايمان لغزيد، در موقعيت بهتر، واكنش درست را از خود به نمايش بگذاريم.

اما از جمله خصوصيات افرادي كه نمي‌توانند خشم خود را به درستي كنترل نمايند، مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: افرادي كه نگرش و ديد منفي نسبت به خود دارند، يعني بيشتر توجه خود را به معايب و محدوديت‌هاي خود معطوف داشته و آنها را بزرگنمايي مي‌كنند و در نهايت به شخصيت كلي خود تعميم مي‌دهند. دوم افراد بدبين و شكاك نسبت به ديگران كه با بروز هر حادثه، برداشت بدي از آن داشته و چون ديگران را در مقابل خود مي‌بينند، هميشه ارزيابي منفي از رفتار ديگران كرده و آنها را به عنوان عامل خطرزا تلقي مي‌كنند. سوم افرادي كه خيلي حساس، زودرنج يا تكانشي هستند و تحمل كمي‌ در مقابل مسائل و رفتارها دارند و سريعاً از خود واكنش نشان مي‌دهند، سپس به سرعت پشيمان شده و شروع به عذرخواهي يا ملامت خود مي‌كنند. يعني تحمل و كنترل كمي‌ بر خود دارند. چهارم افرادي كه دچار شكست و ناكامي‌در زمينه‌هاي مختلف مي‌شوند و معمولاً كم تحمل و مستعد تخليه فشار حاصل از ناكامي ‌به صورت خشم و پرخاشگري هستند و در نهايت عوامل اجتماعي ـ اقتصادي و فرهنگي مانند مشكلات مداوم معيشتي، فقر، فشار اقتصادي، الگو بودن پرخاشگري در فرهنگ و نظاير آن مواردي است كه افراد را مستعد بروز رفتارهاي نابهنجار و بيان خواسته‌ها با توسل به خشم غيرمنطقي مي‌كند.

خشم حتي مي‌تواند به راحتي توسط كودكان آموخته شود. وقتي پدر يا مادري به جاي اينكه با هم به شكل صحيح گفت‌وگو نمايند، در بي‌اهميت‌ترين موارد، حتي براي درخواست كوچك‌ترين چيز بر سر هم داد مي‌زنند، آيا مي‌توان انتظار داشت كه كودك اين گونه رفتارها را نياموزد و تقليد نكند؟ والدين به عنوان اولين الگوهاي مهم زندگي افراد محسوب مي‌شوند، كه هرگونه حركت و رفتار آنها توسط كودك، بهترين رفتار شناخته مي‌شود. بنابراين فرزند ما چه در دوران كودكي و چه در دوران بزرگسالي از آن به عنوان ابزار تهاجمي‌ و فشار استفاده خواهد كرد.

در سريال‌هاي ما، منحني منطقي تغيير رفتار ديده نمي‌شود

رسانه‌ها از قدرتمندترين ابزارها در ايجاد و شكل‌گيري يا حذف يك رفتار ناپسند در جامعه‌اند. اين اتفاق از اين جهت است كه بخش عمده‌اي از رفتارهاي انسان‌ها از زمان كودكي تا پايان عمر از طريق يادگيري، به خصوص يادگيري مشاهده‌اي، صورت مي‌گيرد. اين نظريه توسط آلبرت بندورا، روانشناس تحت عنوان «يادگيري مشاهده‌اي» مطرح شده است. امروزه كودكان با ديدن كارتون‌هايي كه محتواي قابل توجهي ندارند و صرفاً بر حركت‌هاي اغراق‌آميز مبتني است رفتار پرخاشگرانه زيادي را ياد گرفته و در شرايط مشابه بدون تفكر تقليد مي‌كنند. پس وظيفه رسانه، آموزش رفتار مناسب، نحوه صحيح مقابله با مسائل و عدم نمايش فيلم‌ها و كارتون‌هاي نامناسب است. متأسفانه در فيلم‌ها و سريال‌ها هم منحني منطقي تغيير رفتارها ديده نمي‌شود. مثلاً بسيار شاهديم كه در يك سريال خانوادگي فرزند متمردي، 10 جلسه با خانواده ستيز مي‌كند. انتهاي سريال طي يك جلسه متوجه اشتباه شده و سريال به خوبي و خوشي تمام مي‌شود، اما حرفي از چگونگي جبران و رفتارهاي مناسب به ميان نمي‌آيد، يعني حتي تماشاگر عادي هم نمي‌تواند به خود بقبولاند كه اين تغيير مسير ناگهاني چطور در افكار و انديشه‌هاي اين فرد روي داده، بدون آن كه پيشتر علائم و نشانه‌هاي اين تغيير در او ظاهر شده باشد.

شايد راننده آن خودرو، پيرمرد محتاطي باشد

يكي از مهارت‌هاي مقابله‌اي براي كنترل خشم، ارزيابي‌هاي اوليه و تغيير شناخت و نوع ديدمان نسبت به صورت مسئله است؛ اينكه آيا عامل و محركي كه موجب خشم ما شده به واقع مي‌تواند خشم ما را برانگيزاند يا خير؟ فيلسوف معروفي به نام اپيكتتوس مي‌گويد: نفس حادثه و رخداد مهم نيست، بلكه نحوه تفكر، ارزيابي، قضاوت و برداشت ما از آن است كه مي‌تواند آن را خوب جلوه دهد يا بد. به طور مثال، هنگام رانندگي، اتومبيل جلوتر از ما آهسته حركت مي‌كند و مانع از سرعت بيشترمان مي‌شود. اگر افكار منفي به ذهنتان متبادر شود، با خود يكي از اين موارد را خواهيد گفت: او عمداً قصد اذيت مرا دارد، بي‌توجه به ديگران است، قصد لجبازي دارد يا فرد خودخواهي است. در اين بين احساس و عاطفه‌اي كه به سراغتان مي‌آيد، چيزي جز خشم، عصبانيت و ناراحتي نخواهد بود و در نهايت رفتار شما با بوق زدن ممتد، تلاش جهت سبقت گرفتن، منحرف كردن، فحاشي و ضرب و شتم ادامه خواهد داشت. اما اگر در پي اين حادثه سعي كنيد ارزيابي مثبتي از آن داشته باشيد، رفتار شما هم تغيير خواهد كرد. اگر افكار مثبتي همچون: شايد تازه گواهينامه گرفته و تسلط كافي ندارد، شايد راننده پيرمرد يا پيرزني است كه به خاطر بالا رفتن سن محتاط‌تر رانندگي مي‌كند، شايد اتومبيل وي مشكل دارد يا شايد حال او خوب نيست، پس آهسته مي‌رود، در ذهن شما شكل بگيرد به دنبال آن، احساس يا عاطفه شما به شكل مثبت تحت تأثير قرار خواهد گرفت و در نهايت رفتار شما بر اساس اين ارزيابي تغيير خواهد كرد، يعني شما ممكن است تحمل بيشتري كنيد، تا فرصتي مناسب برايتان پيش‌ آيد. در اين صورت بوق نزدن و سعي در همكاري و كمك به وي را جزو اولويت‌هاي رفتاري‌تان قرار مي‌دهيد. پس نحوه تفكر و ارزيابي ما به دو شكل مثبت و منفي مي‌تواند به بروز عواطف و حالت‌هاي هيجاني به دو صورت مثبت يا منفي تبديل شده و به رفتار ما بر اساس نحوه تفكر و هيجان شكل دهد و در نهايت يا با حل مشكل و كنار آمدن با شرايط يا بروز مشكل و تشديد آن يا حتي با خشم و پرخاشگري پايان يابد.

ابراز خشم از پرخاش تا انفعال

بيان خشم و ابراز آن به دو صورت مي‌تواند خود را نشان دهد. اول به شكل فعال يا مستقيم است كه در آن فرد نظر و مخالفت خود را به صورت مستقيم بيان مي‌كند. فرد به ابراز نظر و انتقاد مثبت، توضيح خواستن در خصوص علت رفتار طرف مقابل و تأثير آن بر وي صحبت مي‌كند. به طور مثال، به جاي آنكه فرد عصباني شود، به شكل مستقيم بيان مي‌كند كه مي‌توانم علت مخالفت شما را با نظر ديگران بپرسم؟ يا من دوست دارم به عنوان همسر در تصميم‌گيري‌هايت مشورت كنم، كه البته برخي افراد همين خواسته خود را با فرياد و درگير شدن از طرف مقابل خواستار مي‌شوند. اما شكل دوم ابراز خشم به صورت غيرمستقيم يا منفعلانه است. در اين جا شخص، به جاي بيان نظرات و برخورد مستقيم، به صورت غيرمستقيم مخالفت، ناراحتي و اعتراض خود را نشان مي‌دهد؛ مثل غيبت، كارشكني، تأخير انداختن امور مربوط به شخص مورد نظر، كه معمولاً نه تنها مناسب و راهگشا نيست، بلكه موجب بروز مشكلات ديگر و حتي تشديد شرايط نيز مي‌شود.

پيش از انتقاد، تصوير مثبتي از فرزندتان ارائه كنيد

اما افراد به جاي خشم و ابراز آن بايد سعي كنند از قدرت ابراز وجود، بيان نظر و عقيده خود نسبت به موضوع يا رفتار خاص استفاده كنند، تا هم به خوبي نظر خود را اظهار و هم عواطف و هيجانات خود را ابراز كنند. اين امر باعث مي‌شود تا به دنبال راه مناسب جهت حل مشكل خود برآيند. براي مثال به نوجوان خود بگوييم: شما پسر بسيار خوبي هستي، من از اغلب رفتارهاي تو راضي‌ام ـ يعني اول يك تصوير ذهني مثبت از او ارائه مي‌كنيم ـ ولي نمي‌دانم چرا برخي مواقع كه دير خانه مي‌آيي و من علت آن را مي‌پرسم، به شدت ناراحت مي‌شوي؟ يا زماني كه من با شما صحبت مي‌كنم، دوست دارم به من و حرف‌هايم توجه كافي داشته باشي، مثلاً به من نگاه كني، حرف‌هاي مرا به دقت شنيده و كارهاي ديگرت را به صورت موقت كنار بگذاري، در غير اين صورت احساس مي‌كنم حرف‌هاي من و حتي خود من هم برايت مهم نيست. بدين ترتيب با آگاهي دادن به طرف مقابل از تكرار مشكل و تشديد آن جلوگيري مي‌كنيم.

* كارشناس ارشد روانشناسي

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها