کد خبر: 634275
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۵:۴۱
اخبار تأسف‌بار كاهش روزافزون زاد و ولد و رواج تك‌فرزندي اما پيش از همه بازخوردهاي منفي كه به ذهن متبادر مي‌كند، تصويري تاريك از دنيايي را به نمايش مي‌گذارد كه در آن ديگر خواهر و برادري نيست.
هما دالمينوفر

 

چندي پيش آماري از سوي رئيس اداره آمار و اطلاعات جمعيت سازمان ثبت احوال منتشر شد كه واقعيت تلخي را به همراه داشت، آماري كه گوياي رواج روزافزون تك‌فرزندي در ميان مردم و پايان روزهاي خوب خواهري و برادري بود. علي‌اكبر محزون، رئيس اداره آمار و اطلاعات جمعيت سازمان ثبت احوال به استناد آخرين سرشماري آماري مركز آمار كشور اظهار كرده بود كه 4/14 درصد زنان حداقل يك بار ازدواج كرده كشور، بدون فرزند و 9/18 درصد آنها تك فرزند هستند. اين در حالي است كه آمار زنان بي‌فرزند در سرشماري پيشين 1/14 درصد در كل كشور و شمار زنان تك فرزند، 5/16 درصد بوده است، آماري كه زنگ خطر غم‌انگيزي را در گوش مردم به صدا درآورد.

چرا زاد و ولد كم شده؟

سال‌ها پيش در سال‌هاي دهه 30 هجري شمسي بود كه براي اولين بار ماجراي سياست‌هاي كنترل جمعيت پا به حوزه مديريت گذاشت و براين اساس دولت وقت تصميم گرفت كه زاد و ولدي كه تا آن روز بدون كنترل صورت مي‌گرفت را تحت سياست‌هايي جديد محدود كند. سال‌هاي دهه 40 هم سياست‌هاي كنترل جمعيت ادامه پيدا كرد تا پيروزي انقلاب. هنوز مدت زمان زيادي از انقلاب نگذشته بود كه جنگ تحميلي عليه كشور ايران آغاز شد. شروع جنگ سبب شد كه سياست‌هاي كنترل جمعيت در محاق فراموشي فروبرود و جاي خود را به تأكيدات مؤكد امام خميني به افزايش جمعيت و زاد و ولد بدهد و بر اين اساس زماني كه به نمودار سينوسي زاد و ولد در دهه‌هاي اخير نگاه مي‌كنيم متوجه مي‌شويم كه نقطه ماكزيمم نمودار دقيقاً به زاد و ولدهاي صورت گرفته در اين سال‌ها بازمي‌گردد. سرانجام جنگ به پايان رسيد و سال‌هاي دوره سازندگي كليد خورد. سال‌هاي ابتدايي دهه 70 مصادف شد با سيل جمعيتي كه محصول سال‌هاي پاياني دهه 50 و دهه 60 بود و در آن روزها قدم به مدرسه گذاشته بودند و مدارس و مراكز آموزشي آن روزها كفاف اين سيل جمعيت را نمي‌داد. شايد همين عدم‌تناسب ميان جمعيت و امكانات بود كه سبب شد كارشناسان و سياستگذاران جمعيتي وقت بار ديگر دست به دامان سياست‌هاي تنظيم خانواده و كنترل جمعيت شوند و از آن روزگار بود كه شعار «فرزند كمتر زندگي بهتر» را مي‌شد روي بسته‌بندي همه اقلام مصرفي از بيسكويت گرفته تا پودر لباسشويي ديد. سياست‌هاي تنظيم جمعيت در سال‌هاي دهه 60كارگر آمد و نمودار زاد و ولد دهه 70‌به نسبت متولدين دهه پيش از آن با يك شيب نزولي چشم‌گير روبه‌رو شد. سياست‌هاي كنترل جمعيت دهه 70، در سال‌هاي دهه 80 هم به قوت خود باقي بودند تا اينكه رياست جمهوري وقت سخن از سياست‌هاي تشويقي افزايش جمعيت به ميان آورد. ماجراي هديه يك ميليوني براي نوزادان تازه متولد شده در ابتداي كار شايد براي مدتي كوتاه توانست برخي را به فرزندآوري تشويق كند اما در نهايت معلوم شد كه اين يك ميليون تومان را قرار است پس از 18 ساله شدن نوزاد به او تحويل بدهند. سياست‌هاي تشويقي افزايش جمعيت از سوي دولت ادامه پيدا كرد تا سال گذشته كه مقام معظم رهبري، هشدارهايي درباره كاهش زاد ولد و كاهش جمعيت كشور ايران و پيامدهاي منفي اين رخداد داشتند، پس از تأكيدات مؤكد مقام معظم رهبري بر موضوع جمعيت بود كه خيلي‌ها به خود آمدند تا ببينند چرا زاد و ولد طي دهه اخير در كشور ما تا به اين اندازه كاهش پيدا كرده است و ادامه اين روند چه پيامدهايي را مي‌تواند بر پيكره جامعه ما وارد كند.

تغييرات فرهنگي كه تعداد فرزندان را كاهش داد

اينكه چرا ميزان زاد و ولد در سال‌هاي اخير سير نزولي به خود گرفته است و هر چه مي‌گذرد، اشتياق مردم به فرزندآوري كمتر از پيش مي‌شود به عوامل مختلفي بازمي‌گردد. يكي از اتفاقات دهه اخير كه در نهايت به كاهش زاد و ولد انجاميد، افزايش چشم‌گير حضور دختران در دانشگاه‌ها و به تبع آن محيط‌هاي كاري بود. آمارهاي 10 ساله گذشته نشان مي‌دهد كه در بيشتر رشته‌هاي دانشگاهي، تعداد ورودي‌هاي دختر دانشگاه‌ها بيش از دانشجويان پسر است و به اين ترتيب دختران پس از پايان تحصيل مدرسه ديگر مانند هم‌جنسان نسل‌هاي پيشين خود، راه خانه شوهر را در پيش نمي‌گرفتند و با هدف يافتن آينده‌اي روشن و دستيابي به استقلال و اشتغال، قدم در مراكز آكادميك مي‌گذاشتند. پس از پايان تحصيلات دانشگاهي و در برخي موارد تحصيلات تكميلي، دختران هم در سال‌هاي گذشته وارد بازارهاي كار شدند كه آموزه‌هاي ساليان آكادمي را در بوته اشتغال بيازمايند. در نهايت در سال‌هاي اخير ما با نسلي از دختران روبه‌رو بوديم كه تحصيلكرده و شاغل بودند و ديگر در سنين زير 20 سالگي به خانه بخت نمي‌رفتند. از طرف ديگر پسرهاي دهه اخير هم مانند هم‌جنس‌هاي نسل‌هاي پيش از خود پس از اينكه مي‌توانستند شغل و حرفه‌اي بياموزند، تصميم به تشكيل زندگي نمي‌گرفتند، چون آنها هم براي اينكه بتوانند شغلي براي خود دست و پا كنند بايد سال‌هاي سال پله‌هاي مدارس و پس از آن دانشگاه‌ها را طي مي‌كردند و پس از پايان سربازي و يافتن شغل و در نهايت چند سال پس‌انداز كردن به مرز 30 سالگي مي‌رسيدند. افزايش انتظارات از ازدواج و زندگي مشترك در سال‌هاي اخير هم از ديگر دلايلي بود كه به افزايش سن ازدواج انجاميد، چون زوج‌هاي جوان اين سال‌ها ديگر مانند همانند‌هاي دهه اخير خود زندگي مشتركشان را در يكي از اتاق‌هاي خانه پدرشوهر آغاز نمي‌كنند و از همان روزهاي ابتدايي زندگي خواهان سكونت در منزلي مستقل هستند. همه اين مسائل در كنار هم سبب شد كه سن ازدواج در طول سال‌هاي اخير روند رو به رشدي را به خود بگيرد و در نهايت بر اساس آخرين اظهارت مديران سازمان ملي جوانان، سن ازدواج به مرز 30 سالگي هم رسيده است.
 
 
در كنار پيامدهايي كه افزايش سن ازدواج در سال‌هاي اخير به پيكره جامعه وارد كرد، اتفاقي جديد افتاد كه پيش از اين وجود نداشت و آن كاهش سن باروري بود به اين معنا كه اگر در سال‌هاي نه چندان دور دختران از سنين 17، 18 سالگي كه ازدواج مي‌كردند تا سنين حدود 35 سالگي، حدود 20 سال امكان بارداري موفق را داشتند اما با افزايش سن ازدواج، تعداد سال‌هايي كه امكان بارداري سالم براي دختران و زنان وجود داشت، گاه به كمتر از پنج سال رسيد. شما حساب كنيد دختري كه در سن 30 سالگي ازدواج مي‌كند، چند سال فرصت دارد كه باردار شود و در اين سال‌ها مگر شانس چند بارداري موفق را خواهد داشت؟ به همين دليل هم هست كه دختراني اين روزها كه ازدواج را مدام به عقب مي‌اندازند در نهايت، فرصت محدودي براي بارداري دارند كه گاه اين تأخير ادامه‌دار، فرصتشان را براي هميشه از بين مي‌برد.

ترس از فرزندآوري

در كنار افزايش سن ازدواج كه در سال‌هاي اخير به كاهش زاد و ولد انجاميد، زن و شوهرهاي اين دوره و زمانه هم انگار ديگر مانند قديمي‌ها، دل و جرئت فرزندآوري ندارند و به هر بهانه‌اي زاد و ولد را به تأخير مي‌اندازند. اما اينكه چه عاملي باعث شده مردم ديگر مانند گذشته مشتاق فرزندآوري نباشند، دلايل مختلفي دارد. نگاه لوكس به زندگي در سال‌هاي اخير باعث شد كه بسياري از زوج‌هاي جوان هدف‌هاي ديگري مانند خريد خانه و ماشين و زندگي مرفه را جايگزين فرزندآوري كنند و به هر بهانه‌اي باروري را به تأخير بيندازند و در نهايت زماني كه از مشكلات اقتصادي تأمين زندگي مستقل رهايي پيدا مي‌كردند، تصيمم به بچه‌دار شدن بگيرند. از طرف ديگر اين روزها انگار تك فرزند داشتن به ارزشي اجتماعي تبديل شده است و بر عكس گذشته كه مردم به تعدد فرزندانشان افتخار مي‌كردند، زوج‌هاي امروزي تك فرزند بودنشان را دليلي براي فخرفروشي در ميان فاميل و دوستان مي‌دانند. اين روزها ديگر كم پيش مي‌آيد كه زوج‌هاي جوان پس از آمدن فرزند اول دغدغه‌اي براي فرزندهاي بعدي داشته باشند و در پاسخ به انتقادات هم به گفتن جمله ساده‌اي مانند «همين را به ثمر برسانيم هنر كرده‌ايم» اكتفا مي‌كنند و در اين ميان تنها مسئله‌اي كه شايد در خاطر پدر و مادر‌هاي اين دوره و زمانه نيست، تنهايي فرزندي است كه در دنياي بدون خواهر و برادر بزرگ خواهد شد.

خواهري و برادري به رنگ زندگي

همه آدم‌هايي كه خدا شانس داشتن خواهر و برادر را قسمتشان كرده است به خوبي مي‌دانند كه شايد ارزش خواهر و برادرها در سال‌هاي كودكي چندان به نظر نيايد اما زماني كه دختران و پسران قدم به مقطع بحران‌زاي نوجواني و پس از آن بلوغ جواني و در سرانجام بزرگسالي و ميانسالي مي‌گذارند، تازه اعتبار و ارزش خواهر و برادرها نمايان مي‌شود. در سال‌هاي بحران‌زاي نوجواني، زماني كه خواهر و برادري در خانه هست كه نوجوان بتواند با اعتماد مشكلاتش را با او در ميان بگذارد و از راهنمايي‌هاي بي‌غرض او بهره ببرد يا در سا‌ل‌هاي جواني، زماني كه خواهر و برادر تمام تلاش خود را براي موفقيت به كار مي‌گيرند، ارزشمندي خواهر و برادري نمايان مي‌شود. با نگاهي به خواهر و برادرهاي خودمان و همه خواهر و برادرهاي اطرافمان مي‌بينيم زماني كه مشكلي در زندگي ايجاد مي‌شود، اولين كساني كه دست ياري‌ به سمت فرد دراز مي‌كند، خواهر و برادرها هستند، و چه خواهر و برادرهايي كه حتي منتظر بيان مشكل نمي‌شوند و با آن احساس ناب هم‌خوني كه دارند پيش از بيان، مشكلشان را حدس مي‌زنند و تمام تلاش خود را در برطرف كردن آن به كار مي‌گيرند. از همه اينها گذشته، خواهر و برادرها دوستاني هستند كه حرف‌هايي را كه شايد به هيچ دوستي نمي‌توان گفت، با آنها مي‌توان در ميان گذاشت. خواهر و برادري كه همان گرماي حضورشان مي‌ارزد به همه زيبايي دنيا. از دنيا همين بس كه مي‌داني در اين دنياي بي‌سر و ته هم‌خون‌هايي داري كه در بدترين شرايط هم تنهايت نمي‌گذارند.

دنيايي كه خواهر و برادر نداشته باشد، سياه است

اخبار تأسف‌بار كاهش روزافزون زاد و ولد و رواج تك‌فرزندي اما پيش از همه بازخوردهاي منفي كه به ذهن متبادر مي‌كند، تصويري تاريك از دنيايي را به نمايش مي‌گذارد كه در آن ديگر خواهر و برادري نيست، ديگر كسي نيست كه در گريه‌هاي كودكي و دغدغه‌هاي نوجواني و حال و هواي جواني به او پناه ببري و در مشكلات ميانسالي و دردهاي سالخوردگي همراهت باشد، ديگر كسي نيست براي روزهايي كه از تمام دنيا دلت گرفته و فكر مي‌كني كسي نيست كه بتواني با خيال آسوده به او اعتماد كني، با آغوش باز پذيرايت باشد و با برداشتن غم‌ها، لبخند را به مهماني لب‌هايت بياورد. با ادامه اين روند شايد كار به جايي برسد كه در روزگاري نه چندان دور طعم خواهر و برادر داشتن را تنها بشود از خاطرات پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها شنيد و ديگر در هيچ جاي شهر رد پايي از حس خوب خواهر و برادري باقي نماند. در روزهايي كه كاهش جمعيت، نزديك‌ترين روابط انساني را در آستانه نابودي قرار داده است، همه نهاد‌هاي كشور از سياستگذاران گرفته تا اصحاب رسانه همه و همه بايد دست به دست هم دهند تا چاره‌اي براي نابودي داشته‌هايي بينديشند كه با زوالشان، اصيل‌ترين ارزش‌هاي انساني در معرض خطر مرگ قرار مي‌گيرد. در برابر اين هجمه كاهش فرزندآوري، ارزشمندي داشتن خواهر و برادر در برابر ديدگان همه انسان‌هايي كه فرزند آوري را به هزار و يك دليل محدود مي‌كنند، بايد نمايان شود تا همه بدانند دنياي بدون خواهر و برادر دنياي سياهي است، دنيايي كه در آن همه آدم‌ها خودشان هستند و خودشان و اگر قرار باشد روزي پدر و مادر از دنيا بروند، ديگر هيچ كس نيست كه يادآور روزهاي پاك كودكي باشد و خاطره آن روزها را زنده كند. دنيا بي‌خواهر و برادر به راستي دنياي سياهي است.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار