
همزمان با روي كار آمدن حزب دست راستي «ليبرال دموكرات» به رهبري «شينزو آبه» در ژاپن، سياست خارجي و نظامي اين كشور در حال تغيير و تحولات گسترده است.
ژاپن كه از زمان شكست در جنگ جهاني دوم، سياست خارجي و نظامي منفعلانه و تدافعي داشته، در حال تغيير نقشهاي منطقهاي و بينالمللي خود به دلايل مختلف از جمله نفوذ نيروهاي فرامنطقهاي مانند امريكا و رشد نظامي افسارگسيخته چين است. علاوه بر آن سابقه تاريخي ژاپنيها سرشار از سياستهاي جنگطلبانه و تجاوز به خاك همسايگان بوده است و همين مسئله اهميت و خطر آن را دوچندان كرده است. حزب ليبرال دموكرات ژاپن نسبت به حزب دموكراتيك كه پيش از اين قدرت را در اين كشور در اختيار داشت داراي گرايشهاي راستگرايانهتر است. دولت شينزو آبه بلافاصله پس از روي كار آمدن با اتخاذ يك رشته از سياستهاي دفاعي جديد به دنبال تغيير جايگاه منطقهاي خود در شرق آسيا برآمد. در واقع روي كار آمدن دوباره ليبرال دموكراتها پاسخي به شكست تلاشها براي پايان دادن به ركود اقتصادي ژاپن و همچنين افزايش تنشهاي ژاپن با همسايگان خود بود. شينزو آبه در طول مبارزات انتخاباتي خود به مردم كشورش وعده داد كه مسئله اختلافات ارضي با كشورهاي منطقه را حل و فصل كند و در سياست خارجي مواضع قاطعتري در پيش بگيرد و با همين شعارها به قدرت رسيد. در اين راستا دولت ژاپن در مقابل ديدگان همسايگان خود كه به علت سابقه نظاميگري ژاپنيها، با دقت تحولات نظامي اين كشور را دنبال ميكنند دست به تغيير قانون اساسي خود زد و تعريفي دوباره از نقش نيروهاي دفاعي خود ارائه كرد. براساس اين طرح ۱۰ ساله، شينزو آبه بودجه دفاعي و نظامي ژاپن را ۵ درصد افزايش داد و خواستار نقش فعالتر و گستردهتر نظامي ژاپن در سطح منطقه شد. اين طرح همچنين شامل خريد تجهيزات نظامي پيشرفته از جمله هواپيماهاي بدون سرنشين جاسوسي، زيردرياييها و جتهاي جنگنده و... نيز هست.
افزايش اختلافات ژاپن با كشورهاي همسايه بر سر مسائل تاريخي و ارضي، از جمله محركهاي ژاپن براي تغيير سياستهاي امنيتي خود است. چين و ژاپن بر سر جزاير ديائويو (به چيني) يا سنكاكو (به ژاپني) در درياي چين شرقي اختلاف ارضي دارند. اين جزاير در حال حاضر در اختيار ژاپن است اما چينيها نيز ادعاي حاكميت بر آن را دارند. دولت چين به طور منظم ناوهاي گشتزني خود را روانه آبهاي اطراف اين مجموعه جزاير سرشار از منابع معدني ميكند، اقدامي كه ژاپن مكرراً نسبت به آن هشدار ميدهد. اين تنش تا جايي پيش رفته كه منجر به درگيري ميان ناوهاي گشتزني و گارد ساحلي ژاپن در سال گذشته شد. علاوه بر آن تصميم دولت چين در ايجاد منطقه دفاع هوايي جديد در درياي چين شرقي كه بخشي از آن آسمان جزاير مورد اختلاف دو كشور را نيز دربرميگيرد بهانهاي تازه براي دولتمردان ژاپني شد تا به روند تغيير استراتژي نظامي خود سرعت ببخشند.
اين مسئله نه تنها اعتراض مقامات ژاپن را برانگيخت بلكه با واكنش سريع ايالات متحده امريكا همراه شد. ارتش امريكا به واسطه پيمان امنيتي با ژاپن و استقرار نيروهاي نظامياش در ژاپن و كره جنوبي تحت تأثير تعيين منطقه دفاع هوايي جديد چين قرار گرفته و هواپيماهاي باري و نظامي اين كشور بايد براي پرواز بر فراز اين منطقه از چين اجازه عبور بگيرند. ضمن اينكه امريكا به لحاظ اتحاد نظامي خود با ژاپن و كره جنوبي در زمينه اختلافات منطقهاي همواره از توكيو و سئول در برابر چين حمايت كرده است و اين خود يكي از موارد تنشزا در منطقه شرق آسيا بوده است.
رشد نظامي افسارگسيخته چين طي دهههاي گذشته و افزايش بودجه دفاعي اين كشور از ۱۳۹ ميليارد دلار در سال ۲۰۱۳ به ۱۴۸ ميليارد دلار در سال ۲۰۱۴ نيز باعث ترس و نگراني ژاپنيها از افزايش فاصله توان نظامي اين كشور با رقيب ديرينهشان شده و رهبران اين كشور را متقاعد كرده است كه هر چه زودتر قابليتها و ظرفيت دفاعي و نظامي خود را در برابر دشمن و رقيب ديرينه ارتقا دهند.
از سوي ديگر تغيير استراتژي نظامي امريكا كه برخي آن را كوچ شرق امريكا به آسيا توصيف ميكنند در كنار تلاش اين كشور براي تثبيت موقعيت و نفوذ خود در منطقه آسيا ـ اقيانوس آرام زمينهساز بروز تحولات ژئواستراتژيكي شده است. باراك اوباما در سخنراني سالانه خود در سال ۲۰۱۱ از افزايش حضور نظامي امريكا در آسيا خبر داد.
در چنين شرايط و اوضاعي به نظر ميرسد گسترش نظاميگري چشمباداميهاي ژاپني را بايد نتيجه مستقيم و فوري راهبردهاي واشنگتن در منطقه به شمار آورد؛ پديدهاي كه در سالهاي اخير به دنبال افزايش كشمكشها و زورآزماييهاي نظامي ـ امنيتي حوزه آسيا ـ اقيانوس آرام و تدوين سياستهاي جديد دولتهاي منطقه رشد چشمگيري داشته است. اين مسئله به نوبه خود بر روي سياستهاي نظامي توكيو به عنوان متحد اول واشنگتن در شرق آسيا تأثير گستردهاي گذاشته است. در واقع تغيير سياستهاي امنيتي و دفاعي ژاپن با چراغ سبز امريكا كليد خورده و در راستاي منافع واشنگتن نيز هست زيرا يكي از محورهاي راهبرد كلان امريكا در منطقه ژاپن است. بنابراين رويكرد درازمدت ژاپن براي تغيير راهبرد نظامي با الزامات ژاپن از جمله گسترش ائتلافهاي نظامي با ديگر كشورها همزمان با تحكيم روابط ديرينه با امريكا و نيز مقابله با چالشهاي ناشي از رشد نظامي چين و تهديدات كره شمالي همخواني و همپوشاني دارد. علاوه بر الزامات منطقهاي و بينالمللي كه دولت ژاپن را در مسير تغيير سياستهاي امنيتي خود قرار داده است بايد به سابقه تاريخي و نظاميگري اين كشور نيز اشاره كرد. طي قرن بيستم ژاپن شبه جزيره كره را اشغال كرده و جدا از حضور فعال اين كشور در جنگ جهاني دوم با روسيه و چين نيز در سالهاي ۱۹۰۵ و ۱۹۳۱ وارد جنگ شده است. اگر چه دولت ژاپن طي ۶۰ سال گذشته قانون اساسي صلحطلبانهاي داشته است اما با روي كار آمدن شينزو آبه اين مسئله درحال تغيير است. بازديد شينزو آبه نخستوزير ژاپن از معبد جنجالي ياسوكني (بناي يادبود سربازان ژاپن در جنگ) كه اخيراً صورت گرفت از طرف كرهايها و چينيها نشانه احياي روحيه نظاميگري ژاپنيها تلقي ميشود و نشانه رويكرد امنيتي جديد ژاپن در منطقه است.