اخباري همچون سقوط تلخ سالانه 7 تا 13 يا 14 درصد از مردم كشورمان به زير خط فقر آن هم به واسطه هزينههاي كمر شكن دوا و درمان، حقيقتي تلخ است كه هر بار رسانهاي ميشود، بيشتر تأملبرانگيز است. گاهي وقتها باقي ماندن برخي چالشها در ساختارهاي گوناگون، حكايت از ناشناخته بودن علل و عوامل ايجادكننده آن چالش دارد اما وقتي هم علت پيداست و هم معلول و هم كارشناسان و صاحبنظراني هستند تا راهكار ارائه كنند، معلوم نيست چه موانعي بر سر راه است كه موجب شده تا چنين چالشي نه فقط برطرف نشود بلكه بر اساس اخبار و اطلاعات، اين آمار تلخ هر بار جديتر و بيشتر شود. روز گذشته نيز يك بار ديگر معاون درمان وزارت بهداشت وقتي پشت تريبون قرار گرفت به اين حقيقت اعتراف كرد كه هزينههاي فاجعهبار سلامت يعني هزينههايي كه ميتوانند خانوادههاي گرفتار بيماريهاي صعبالعلاج را به زير خط فقر ببرند، در گذشته حدود 2 درصد بوده، اما اخيراً به حدود 7 درصد در استانهاي كشور و به حدود 13 درصد در پايتخت رسيده است.
اين در حالي است كه بر اساس قانون برنامه پنجم توسعه، قرار بود اين هزينهها به زير يك درصد برسد. دولتمردان و دست اندركاران جامعه انگار براي برطرف كردن چالشهاي نظام سلامت عزمي ندارند. شايد هم بهرهمندي آنان از شرايط ويژه در صورت بيماري، موجب شده تا دركي از فقير شدن بر اثر هزينههاي بيماري را نداشته باشند. به همين خاطر هم اجراي قوانيني همچون كاهش پرداخت از جيب مردم براي هزينههاي درمان به زير 30 درصد يا كاهش افرادي كه بر اثر هزينههاي درمان به زير خط فقر سقوط ميكنند با شيب تندي مسير معكوس را پيموده است. دسترسي ناعادلانه به خدمات تشخيصي و درماني نيز بخش ديگري از اعترافات دكتر محمد حاجي آقاجاني در ششمين كنگره بينالمللي آزمايشگاه است. با وجود اين بيترديد اعترافات وزير بهداشت، معاونان وي يا ساير مسئولان حتي اگر جنبه همراهي و همدردي با مردم را داشته باشد و اگر اين همراهيها تا حد زيادي از مطالبههاي آنان براي اجراي قانون بكاهد، چيزي از مسئوليت و وظايف قانوني و البته وجداني مسئولان كشور براي برطرف كردن اين مشكلات نميكاهد؛مسئولاني از وزارت صنعت و معدن گرفته تا سازمان صدا و سيما كه هر كدام سهمي در برقراري سلامت مردم دارند حتي اگر خود را كنار بكشند. در نهايت بايد گفت؛ پذيرش نقاط ضعف ممكن است براي برطرف كردن آنها گامي رو به جلو باشد اما گاهي وقتها ديگر پاي پذيرش نقاط ضعف در ميان نيست و ماجرا ميشود حكايت فرار رو به جلو براي فرار از پاسخگويي.