صعود به بازيهاي جهاني و قرار گرفتن روي سكوي سوم آسيا، افتخار بزرگي بود كه هندباليستهاي كشورمان هفته گذشته براي ايران به ارمغان آوردند، يك نتيجه درخشان كه براي اولين بار در تاريخ هندبال ايران به دست آمد. با اين عملكرد فوق العاده همه در انتظار يك قدرداني باشكوه از شاگردان رافائل بودند اما بازگشت سوت و كور آنها در حالي كه هيچ كدام از مسئولان ورزشي به استقبالشان نرفته بودند بار ديگر بيتوجهيها به رشتههاي غير فوتبالي را آشكار كرد و نشان داد كه در ايران مديران ورزشي بيشتر به سمت يك ورزش و آن هم فوتبال غش ميكنند. البته هندباليستهاي جوان كشورمان اولين گروهي نيستند كه مورد بيمهري مسئولان ورزش قرار ميگيرند، پيش از آنها هم ورزشكاران و رشتههاي زيادي بودهاند كه پس از كسب افتخار براي ايران با بيتوجهي مسئولان روبهرو شدهاند.
پيش از هندباليست ها، آخرين آنها فوتباليستهاي ساحلي بودند كه قهرمان جهان شدند اما كسي اين روزها احوالي از آنها نميپرسد و همه چيز تنها به گرفتن به عكس يادگاري و دادن پاداشهاي اندك خلاصه شد. حتي نكته تلخ ماجرا جايي بود كه آن روزها كفاشيان مدعي شد پولي در فدراسيون نيست كه به ساحلي بازها پاداش بدهد، آن هم در حالي كه چند ماه پيش فوتباليستهاي چمني تنها به خاطر يك پيروزي، پس از بازي در رختكن 20 ميليون تومان پاداش نقدي گرفته بودند، آن هم در شرايطي كه صعودشان هنوز به جام جهاني قطعي نشده بود.
البته اين پاداشهاي اندك و برخوردهاي تحقير آميز مختص ساحلي بازان نيست، رئيس فدراسيون هندبال ايران هم هفته پيش پس از قطعي شدن صعود ايران به مسابقات جهاني از پاداش 500 دلاري به ملي پوشان خبر داد، رقمي كه با توجه به قيمت ارز كمتر از يك ميليون و پانصد هزار تومان ميشود. اين مبلغ ناچيز براي افتخاري بزرگ كه در تاريخ ورزش ايران بيسابقه بوده و براي اولين بار رخ داده است از ادامه نگاههاي تبعيض آميز در ورزش ايران نشان دارد، نگاههايي كه سبب شده تا خيلي از ورزشكاران و قهرمانان را دلسرد از ادامه فعاليت قهرماني شان كند.
البته در اينكه ورزشكاران ايراني در هر رشته ورزشي فارغ از مسائل مادي تنها براي بالا بردن پرچم ايران ميجنگند شكي نيست اما مشاهده برخوردهاي تبعيضآميز به طور قطع ميتواند انگيزههاي آنها را كمتر كند. اين اتفاق تلخي است كه سالهاست ورزش ايران درگير آن است و تغيير مديران ورزشي هم انگار نتوانسته اين نگاه را عوض كند. بيمهري به هندباليستها در حالي است كه وزير جديد ورزش در صحبت هايش از توجه زياد رسانهها به فوتبال گلايه ميكند و از آنها ميخواهد تا به رشتههاي ديگر هم اهميت بدهند اما رفتار خود وزير در اين باره نشان ميدهد كه او هم قرار است راه همان رسانهها را برود.
البته با توجه به فراگيربودن فوتبال و تبديل شدن آن به يك صنعت، به طور قطع اين رشته ورزشي بيشتر از بقيه رشتهها توي ديد است، اما اين موضوع نبايد باعث شود كه به رشتههاي ديگر ورزشي كم توجهي شود، به خصوص اينكه افتخار آفرينيهاي تعداد زيادي از رشتههاي غير فوتبالي آن قدر در طول سال زياد است كه ورزش فوتبال نميتواند با آن برابري كند، افتخاراتي كه در شرايطي سخت به دست ميآيد. در اين رشتههاي ورزشي نه مانند فوتبال قراردادهاي ميلياردي بسته ميشود و نه امكانات زيادي در اختيار آنها قرار داده ميشود.
آنها با دريافت كمترين پول و تمرين در بدترين وضعيت آماده رقابتهاي آسيايي و جهاني ميشوند. با وجود اين سختيها و مرارتها و البته كم توجهيها، نتايجي در سطح بينالمللي ميگيرند كه غرور ايراني را زنده ميكند و تا جايي كه جهانيان، ورزشكاران ايراني را تحسين ميكنند. با تمام اين افتخارات برخورد مسئولان ورزش با آنها كه آخرين مورد آن هم هندبال بود نشان ميدهد كه مسئولان ورزش پيش از آنكه رسانهها را به پرداختن به رشتههاي غيرفوتبالي توصيه ميكنند، خودشان هم بايد در عمل به سمتي بروند كه ديگر ورزش ايران شاهد اين برخوردهاي تبعيض آميز نباشد و هر ورزشكار چه فوتبال يا چه رشته ديگري به اندازهاي كه افتخار كسب كرده مورد تقدير قرار گيرد و به آنها اهميت داده شود، موضوعي كه ميتواند انگيزه ورزشكاران رشتههاي غيرفوتبالي را بيشتر و آنها در راه ادامه ورزش قهرماني مصممتر كند.