وقتي در نخستين جمله از توافق ژنو تصريح شد كه راهحل جامع توافق هستهاي تنها يك «توافق اوليه» ميان غرب و ايران است، بسياري به اين پرسش كليدي توجه نميكردند كه اگر توافق ژنو يك توافق اوليه باشد، مسير «بعدي» توافق چه خواهد بود؟ در واقع، آيا امريكا با غيرهستهاي كردن ايران، راضي ميشود و دست از سر اين ملت و نظام بر ميدارد؟ كساني كه با خوشبيني به اين بحث نگامي كردند، اصرار داشته و دارند كه قرار است ضمن حفظ عزت ايران، نگرانيهاي غرب رفع شود. اما مقامهاي امريكايي نه تنها صريح و شفاف، بلكه بيپروا عمل كردند و از همان نخستين ساعات بعد از توافق ژنو، تصريح كردند كه راهبردهاي واشنگتن چندسويه است و مسئله فقط با توافق حول محور مسئله هستهاي حل نخواهد شد. آنها از حقوق بشر و تروريسم سخن گفتند كه همچنان مسيرهاي مرتبط با آن را عليه ملت و نظام اسلامي ادامه خواهند داد. اما هيجان خوشبيني مانع از آن شد كه روشنگريها در اين زمينه جدي گرفته شود.
هر وقت اسناد رسمي امريكا منتشر ميشد كه چنين راهبردي چندسويه را تصريح كرد، افرادي در مديريت سياست خارجي كشور اصرار داشتند كه اينها تنها اسناد مربوط به دولت امريكا است و نبايد مجامع و تحليلگران داخلي به آنها به عنوان اسناد معتبر نگاه كنند. اما هرچه زمان بيشتر گذشت، معلوم شد كه دستوركارها مذاكراتي و حتي خروجيهاي آنها، همان چيزي است كه در اسناد مذكور آمدهاند. اكنون لازم است ببينيم كه بنا به تصريح و اذعان امريكاييها، آيا با برچيدن برنامه هستهاي هم دست از دشمني بر ميدارند؟
به عنوان نمونه، وندي شرمن در نشست استماع سنا در اظهاراتي مفصل ابراز كرد كه در رصد راهبردهاي امريكا عليه ايران اهميت زيادي دارد. به گفته شرمن، امريكا در كنار راهبردهاي مشترك گروه 1+5 عليه ايران، راهبردهاي ويژه نيز دارد و از اين طريق به دنبال تأمين منافع خود است. اين راهبرد، به تعبير شرمن، «اقداماتي است كه بخشي از مذاكرات گروه 1+5 نيست اما به همان اندازه اهميت دارد». وي در اين زمينه به صورت صريح، به «تلاشهاي امريكا براي پاسخگو نگاه داشتن ايران در قبال تضييع حقوق بشر، حمايت از تروريسم و فعاليتهاي بيثبات كننده در خارج از مرزها» اشاره كرده است. وي همچنين اظهار كرد كه توافق ژنو، يك فاز از راهبرد امريكا است، زيرا امريكا در توافق ژنو، «نخستين» گام مهم خود را به عنوان بخشي از فعاليت ديپلماتيك خود برداشته است.
دو هفته پيش كه سند مشترك وزارت خزانهداري و وزارت خارجه امريكا در مورد تخفيف تحريمها منتشر شد، به دو مورد از ابعاد چهارگانه فوق يعني تروريسم و سلاحهاي كشتارجمعي اشاره شده بود. شرمن، با افزودن محور حقوق بشر، سند مذكور را تكميل كرد. وزير خارجه و كنگره امريكا هم طي دو ماه گذشته وحدت مسير راهبردي عليه ايران را به همين سبك مطرح كرده بودند.
اين مسيرهاي چهارگانه، محورهاي راهبرد دشمن با ملت ما هستند كه توسط نهادهاي مختلف امريكا به عنوان مسيرهاي اعمال فشار عليه ايران مطرح شده بودند و در سطح محافل تحليلي و راهبردي داخلي، بارها هشدار داده شد مسيري كه امريكا به صراحت در پيش گرفته، به معناي آن است كه حل مسئله هستهاي نيز به عادي شدن روابط ايران- امريكا و روي آوردن اين كشور به تعامل واقعي مبتني بر احترام متقابل نخواهد انجاميد. جالب اينكه سند مذكور حتي از برنامه امريكا براي تصويب تحريمهايي عليه ايران به بهانه تررويسم و سلاحهاي كشتارجمعي پرده برداشت؛ موضوعي كه اقدامات روز پنجشنبه صحت آن را ثابت كرد.
مسئله اين است كه تصور اينكه غرب به گذار از تقابل جلب شده و به مسير احترام به حقوق ملت ايران حتي با اعمال همه محدوديتها بر برنامه هستهاي برگردد، تصويري نادرست و غيرمنطبق بر واقعيتها و تجربه عملكرد امريكا است. از اين رو، در سياست خارجي كشور نبايد انتظار تغيير دشمني امريكا عليه ملت و نظام اسلامي ايران وجود داشته باشد و همين فرض بايد تفكر ناظر بر مديريت اين عرصه را سامان دهد. رهبري معظم انقلاب هم تصريح فرمودهاند كه مذاكره تنها راجع به مسئله هستهاي است، اما عدهاي در تلاشند همراهي با امريكا و تأمين منافع آن كشور را در ساير عرصهها نيز دنبال كنند. وقتي يك عضو ارشد سابق تيم هستهاي در دوره تعليق غنيسازي به دفاع و توجيه تفاهم با امريكا در همه عرصهها پرداخت، ميشد فهميد كه وي پردهاي از يك دستوركار را بازنمايي كرده است. كساني كه با خوشبينيهاي مفرط طي دو ماه اخير تلاش كردهاند توافق ژنو را موفقيتي بزرگ و ملي به تصوير بكشند، اكنون به دنبال شبيهسازي رهيافت هستهاي ژنو در ديگر عرصهها هستند. اين شبيهسازي، اقدامي براي توسعه منافع امريكا و خطري جدي عليه امنيت ملي ايران است. با وجود اذعان امريكا به اينكه چهار مسير را به صورت همزمان عليه ايران تعقيب ميكند، خوشبيني و انتظار تغيير دشمني آن كشور، حتي از مدعيان پُرسواد نيز به دور است.