بسياري از كساني كه در اينجا ميبينم، يك شكل شدهاند! نميدانم من نگاه متفاوتي دارم يا در اين سالها بسياري از رسوم و باورهايمان فرق كرده است.
خاطرم هست در دوران نوجواني خودم هم هر سال يا هر ماه مد يا رنگي جديد ميآمد، به سرعت در سراسر بازار لباس و لوازم آرايشي پخش ميشد و درست مثل تبي كه فروكش كند بعد از مدتي رنگ و رويش را از دست ميداد.
آن سالها و آن روزها اين تب مد يا موج مدل به شكل و رنگ لباسها محدود ميشد اما در سالهاي اخير اين موج شكل و رنگ سينوسي و بسيار وحشتناكي به خود گرفته است!
كافي است زماني كه در خيابان قدم ميزنيد يا حتي زماني كه در مترو، اتوبوس يا مراكز خريد حضور داريد خوب به اطرافتان دقت كنيد تا بتوانيد تفاوتهايي را كه گفتم كاملاً درك كنيد.
موج مد يا تب مدل به معضلي تبديل شده كه برخلاف سالهاي گذشته فصل يا منطقه نميشناسد و از همه بدتر اينكه براي هيچكدام از اين الگوبرداريها در سايه اسم مد هيچ چارچوب اخلاقي، ديني و فرهنگي متناسب با كشور ما تعريف نشده است. يعني گروهي به خود اين اجازه را ميدهند كه هر زمان دوست دارند و با اختيار كامل، از پوشش گرفته تا آرايش خود را بر اساس موج شكل گرفته در اجتماع تغيير دهند. خاطرتان هست همين چند سال پيش در فصل تابستان شلوارهاي گشاد و مانتوهاي نخي در بين خانمها مد شده بود؟ دقت كردهايد كه در يكي دو سال اخير اين پوشش نخي و گشاد تغيير شكل و جنس داده و به سبك ديگري درآمده است؟
در واقع اگر بخواهم شسته رفته بگويم منظورم اين است كه در مدت دو سال گذشته آزاد و رها بودن پوشش برخي خانمها جايش را به لباسهايي تنگ و بدننما داده است. از همه مهمتر اينكه پوشش جديد برايش فرقي نميكند تابستان است يا زمستان بلكه با يك تغيير جزئي خودش را به يك پوشش همه فصلي تبديل كرده است.
از همه بدتر اينكه پوشش جديد و به اصطلاح «ساپورت» كه اوايل پوشش مورد توجه جوانها بود ديگر مختص اين قشر نيست، مادران و گاهي مادربزرگها هم از جمله افرادي هستند كه مانند جوانان از اين نوع پوشش استفاده ميكنند. مسئلهاي كه بيش از نام اين نوع پوشش فكرم را به خود مشغول كرده اين است كه چطور هر از چند گاهي مدلي، پوششي يا وسيلهاي مثل يك سيل وارد جامعه ميشود، به سرعت از سمت شماري از مردم مورد استفاده قرار ميگيرد، در حجم و تعداد بسيار بالا به فروش ميرسد، سود خوبي نصيب سودجويان اين بازار ميكند و بعد از مدتي از تب و تاب ميافتد و آهسته از بازار فروش و مصرف كنار ميرود. اين معضل در دوره زماني خاصي براي مانتوهاي فاقد دكمه و به اصطلاح بندي، كليپسها و گل سرهاي زنانه و حتي ساپورتهاي زنانه اتفاق افتاد.
سؤال مهم و اساسي اين است كه چطور يك كالاي خاص در يك زمان كوتاه تا اين اندازه مورد توجه مردم قرار ميگيرد؟ آيا قشر خاصي از مردم به اين نوع كالاهاي موجي گرايش نشان ميدهند؟
علاقهاي كه ريشه در ذاتمان دارد
گرايش به زيبايي و زيباپسندي در ضمير همه نهفته است اما اينكه هركدام از ما با چه راهي بخواهيم اين گرايش را براي خودمان حل كنيم و پوششي كه انتخاب ميكنيم مورد قبول جامعه باشد، مسئله مهمتري است.
شايد ندانيد كه ميل و گرايش به زيبايي و زيباپسندي در هر فردي آنقدر قوي ميتواند عمل كند كه در اغلب موارد فرد دچار افراط و تفريط شود. يعني به جاي اينكه هر كدام از ما براي ارضاي اين ميل درونيمان در راه درست گام برداريم به بيراهه كشيده ميشويم و طوري رفتار ميكنيم كه همين مسئله به ظاهر عادي همه زندگي و آينده مان را تحتالشعاع قرار دهد.
اين جمله كه مادربزرگهايمان ميگويند «دوره زمانه عوض شده» راست است و واقعاً چشم و همچشمي و رواج اين گونه مسائل در حال حاضر گستردهتر شده است. شيكپوش بودن و آراستن خود بد نيست و منافاتي با عرف جامعه ندارد، ما ميتوانيم بهترين و زيباترين لباسها را بپوشيم اما طبق مدگشتن مسئله ديگري است. خب جوان هستيم و دوست داريم ظاهري آراسته داشته باشيم ولي دليل نميشود هر چيزي كه در غرب مد شد و در برخي محيطهاي عمومي ديده شد را در هر مكاني بر تن كنيم و توقع داشته باشيم ديگران به ما نظري مثبت داشته باشند. بگذاريد چند مثال بزنم تا منظورم را دقيق متوجه شويد؛ تا به حال كسي را ديدهايد كه با كت و شلوار اسكي كند؟ حتي تصور فردي كه براي رفتن به مراسم عروسي از پيژامه استفاده كند هم مضحك است.آش شلهقلمكار پوشش و مد اين روزها باعث شده ما در پوشيدن اين نوع لباسها و استفاده از اين محصولات دچار سردرگمي شويم.
خطكش پوششمان شكسته است
سؤال مهم اين است « ما ايرانيها كه هميشه براي رفتن به مكان خاصي و در حضور افراد خاص پوششهاي خاصي را انتخاب ميكرديم، چطور اين روزها همه جا ساپورت ميپوشيم، هميشه كليپس بزرگ ميزنيم و...»؟ خطكش سنجش عيار اجتماعي ما چرا تا اين اندازه ناديده گرفته شده است؟ چرا اين روزها نميتوانيم تشخيص بدهيم كه فرق پوشش ما در عروسي، مهماني، مراسم عزا، مكانهاي عمومي و حتي خانه در چيست؟
ناگفته نماند معمولاً گروهي در جامعه ما با هر موجي كه در سالهاي اخير به راه افتاده همراه شدهاند، به هيچ پوشش جديدي پاسخ نه نميدهند، در مقابل گروه كثيري جامعه نيز سعي دارند بر عقيده خود پايبند باشند و مانند يك فرد عادي در هر مكان لباس و پوشش مناسبش را استفاده ميكنند. نكته جالبتر اين است كه اين گروه با همه تفاوتهاي سليقهاي كه دارند در آن واحد و همزمان با هم يك پوشش خاص را انتخاب ميكنند! مگر ميشود سليقه من تمام و كمال با همسن و سالم و همجنسم كاملاً مطابق باشد؟! مطمئناً نه! جامعهشناسان معتقدند اين قشر از جامعه به دليل اينكه سليقه يكساني دارند (جزو محالات است) پيرو يك نوع پوشش خاص نميشوند بلكه حقيقت اين است كه آنها بيمار هستند! مطمئناً خود آنها نميدانند كه اين رفتارها و عملكردشان و پيروي بيتفكرشان از مد و پوشش نشانه يك بيماري است!
موج مدهاي رنگ و وارنگ
شما به ياد ميآوريد كه در دهه 80 انواع و اقسام مدها مثل يك موج شكل ميگرفت، تعداد زيادي از مردم به ويژه جوانترها را به خود جذب ميكرد و آرام آرام فراموش ميشد؟ خاطرم هست زماني شلوارهاي كوتاهي در بازار به وفور فروش ميرفت كه اسمش را «برمودا» گذاشته بودند. برموداهايي كه در همهجا از خانه، محل كار و سطح جامعه ديده ميشد. همين شلوارهاي كوتاه و چسبان بعد از مدتي بلند و گشاد شد و حتي اسمش هم تغيير كرد.
اوايل بيشترين تغييرات در ظاهر و لباسها در فصل تابستان اتفاق ميافتاد اما رفته رفته اين وضعيت بر همه فصلهاي سال حاكم شد. سالها گذشت؛ آن شلوارهاي كوتاه و تنگي كه گشاد و چسبان شده بودند به يكباره هم بلند شدند و هم چسبان! طبق روال هميشه هم تغيير نام دادند و شدند «ساپورت»! ساپورتهايي كه اول فقط مشكي بودند و كمتر كسي حاضر ميشد حتي در خانه از آنها استفاده كند، رنگ عوض كردند و با طرحهاي مختلف و انواع و اقسام زينت آلات در سطح جامعه و حتي محيطهاي اداري هم جاي خود را باز كردند. برخلاف هميشه پاي ساپورت از فصل سرد به جمع ما باز شد. بانوان و دختران ما در زمستاني كه استفاده از چكمههاي بلند رواج زيادي پيدا كرده بود با چكمههاي بلند ساپورت زمستاني پوشيدند، اما ماجرا به اينجا ختم نشد و رفته رفته ساپورت تغيير جنس و رنگ داد و خودش را در بازار خريد لباسهاي تابستاني هم باز كرد!
از نقطه شروع ماجراي ساپورت تا به امروز تقريباً دو سال ميگذرد، دو سال است كه ما هر روز، هر ماه، هر فصل و در همه جا ساپورتپوشها را دور و برمان ميبينيم! از همه بدتر اينكه پوششي كه روزي براي خودش محدوديتهايي مانند جنسيت و سن و سال قائل ميشد با آمدن اين پوشش جديد همه حرمتها و مرزهاي اين چنيني را شكست. اين روزها ديگر ساپورت پوشيدن مختص جوانان نيست چون بين سنين مختلف نيز استفاده از اين پوشش رواج پيدا كرده است. خندهآور اين است كه پوشش ساپورت بر خلاف معناي لغوي آن نه تنها شما را در برابر چيزي حمايت نميكند بلكه چوب حراج به آبروي شما ميزند! اين پوشش به ظاهر ساپورت همه را ياد لباسهاي غواصي مياندازد و پوششي كه تا همين ديروز در شوخيهاي خودماني به آن ميخنديديم، در واقعيت تبديل به پوشش مورد علاقه خيليها شده است و متأسفانه در هر مكانعمومي كه پا ميگذاريم، بايد چشممان به ديدن ساپورتپوشها عادت كند.
گشتي در دنياي ساپورتپوشان
علاوه بر مغازههاي پوشاك، مانتو و شلوارفروشيها، حتي در واگنهاي مترو دستفروشان بسياري به انواع ساپورتها در طرحها و رنگهاي مختلف رو آوردهاند و كنار خيابان هم فروشندگان بسياري از اين راه ارتزاق ميكنند.
براي اينكه بيشتر به عمق استفاده از اين پوشش پي ببرم، يك روز صبح تصميم گرفتم به يكي از مراكز خريد پر رفت و آمد شهر بروم و در مغازهها و فروشگاهها گشتي بزنم. در اين گشت و گذار چند ساعته به ميزان فروش و رونق اين پوشش در ميان اقشار مختلف جامعه توجه كردم و به نتيجهاي جالب رسيدم.
ويترين اكثر بوتيكهاي شلوار و مانتو پر بود از انواع ساپورتها و شلوارهاي تنگي كه براي خريداران عرضه كرده بود. حتي بوتيكهاي لباسهاي مجلسي هم براي اينكه از جريمه و اخطار سازمانهاي ذيربط فرار كنند و پوشش مانكنها را توجيه كنند، از رنگها و طرحهاي مختلف ساپورتها براي پوشاندن مانكنها استفاده كرده بودند. در همين گشت كوتاه متوجه شدم اوضاع فروش و استقبال از ساپورت بسيار گستردهتر از آن چيزي است كه من فكر ميكردم! مدل، رنگ، جنس و طرحهاي متنوعي كه طراحان و توليدكنندگان اين پوشش وارد بازار كردهاند باعث شده كه مشتري با هر نوع سليقه و هر ميزان درآمد بتواند يكي از خريداران ثابت ساپورت شود.
بيمارياي كه در پوشش «ساپورت» خودنمايي ميكند
دكترامانالله قرايي مقدم، جامعهشناس معتقد است: «در تحقيقات اخير ثابت شده كه دختران و زناني كه به پوشش جديد گرايش پيدا كردهاند دچار مشكلاتي هستند كه پنهاني است و براي خودشان هم باوركردني نيست.» دكتر مجيد ابهري، آسيبشناس اجتماعي ميگويد: «دليل اين تغيير پوشش افراد تغيير در سبك زندگي آنهاست. متأسفانه برخي از بانوان و دختران جوان، تحت تأثير سريالها و فيلمهاي ماهوارهاي و بعضي ديگر تنها به خاطر تقليد از اين پوشش استفاده ميكنند، غافل از اينكه همين پوشش نوعي توهين به مقام زن است. من تصور ميكنم 90 درصد زنان و دختران ما فلسفه اين نوع لباسها را نميدانند و تنها به باور اينكه زيباتر ميشوند از اين نوع پوشش استفاده ميكنند در حالي كه اين پوشش نه تنها زيبايي ندارد بلكه باعث تحريك ديگران نيز ميشود. در يك تحقيق بررسي رفتاري كه انجام دادم متوجه شدم 75 درصد از افرادي كه دانسته يا ندانسته تابع موجهاي پوششي مانند ساپورت ميشوند به بيماري «سندروم خودنمايي» يا «سندروم هيستوروم يونيك» مبتلا هستند. در واقع اين بيماران تلاش ميكنند تا با خودنمايي در برابر ديگران نگاهها و توجه آنها را به خود جلب كنند و از جمله نتايج اين نوع رفتارها جوزدگي و خروج از رفتارهاي منطقي است.»
دكتر ابهري معتقد است: تنها راه براي حل اين معضل، تلاش براي آشنايي افراد با قوانين اجتماعي در حوزه پوشش و لباس است. ما بايد آنقدر كار فرهنگي انجام دهيم تا اين قشر وسيع از جامعه متوجه شوند كه هر لباسي مكان مخصوص به خود را دارد.»
گستردگي ارتباطات باعث گرايش به مد
دكتر نسرين صالحي، جامعهشناس و روانشناس، درباره گرايش شديدتر جوانان و دختران به اين نوع لباسها ميگويد: «هميشه طبقه مرفه جامعه مد را تعيين ميكند چون اين افراد به علت وضع مالي خوب و در اختيار داشتن امكانات ميتوانند از مدهاي جديد استفاده كنند. طبقات ديگر جامعه سعي ميكنند پوشش خود را شبيه به طبقه مرفه جامعه تغيير دهند. مد يك نوع خودنمايي در محيط اجتماعي است كه مختص به جوانان نميشود و قطعاً همه ردههاي سني را در بر ميگيرد. در گذشته به دليل در دسترس نبودن وسايل ارتباط جمعي، همه افراد در وضعيت فرهنگي مختص به خودشان زندگي ميكردند اما در حال حاضر با وجود شبكههاي ارتباطي و گستردگي ارتباطات شرايط كاملاً تغيير كرده است. پيشرفت فناوري و استفاده از وسايل ارتباطي مانند ماهواره و اينترنت تأثير بسيار زيادي در زندگي مردم گذاشته است. متأسفانه استفاده نادرست از اين امكانات باعث شده كه جامعه اسلامي ما دچار مشكلاتي شود كه امروزه شاهد آن هستيم مثلاً جوانان به ويژه زنان با هجمهاي از تبليغات و تفكرات جديد روبهرو هستند. متأسفانه در عرصه مد ايران ارتباطي دو طرفه برقرار شده است يعني قانون عرضه و تقاضا در زمينه اين نوع پوششها در سطح جامعه اجرا ميشود. برخي دختران و زنان ساعتها براي پيدا كردن آخرين مدل فصل پاي اينترنت و شبكههاي ماهوارهاي مينشينند تا جديدترين مدلها را پيدا كنند. در مقابل اكثريت خانوادههاي ايراني كه پايبند به سنت و فرهنگ ايراني و اسلامي خود هستند با اين تغييرات غيرمتعارف مخالفت ميكنند.»