حال سؤال اين است كه علت عجله و شتاب مخالفان براي شركت در نشست ژنو3 و در مقابل حزم و احتياط دولت سوريه در اين زمينه چيست؟
در پاسخ بايد گفت دست كم دو عامل در عجله و شتاب مخالفان مؤثر است. نخست اينكه آنها در حال حاضر زمين را از دست دادهاند، به گونهاي كه برخي از نيروهاي عملياتي آنها مانند ارتش موسوم به آزاد(كه از فراريهاي ارتش تشكيل يافته بود و ميتوانست مبناي حمايتهاي تسليحاتي غربيها قرار گيرد ) به دلايل مختلف از جمله پيشرويهاي ارتش يا استقبال از طرح عفو عمومي بشار اسد به طور كامل مضمحل شده و سليم ادريس فرمانده آن از سوريه فرار كرده است و ديگر نيروهاي عملياتي آنها كه با عناوين مختلف همچون جبهه النصره، داعش، جبهه اسلامي عراق و غيره فعاليت ميكنند به علت وابستگي به القاعده و به خصوص آشكار شدن خطر بازگشت دو تابعيتيهاي عضو اين گروهها به كشورهاي غربي و اروپايي مورد غضب اين دولتها قرار گرفتهاند و در عين حال اين گروهها به درگيريهاي مسلحانه با يكديگر روي آوردهاند و بدين ترتيب بيش از پيش گروههاي سياسي مخالف و حاميان خارجي آنها را از خود نااميد كردهاند. در چنين وضعيتي مشاركت در پروسه سياسي تنها راهي تلقي ميشود كه مخالفان سياسي دولت سوريه به آن دلبستهاند.
از ديگر عوامل در اين زمينه وعده و وعيدهايي است كه حاميان غربي مخالفان و در رأس آن امريكا به آنها دادهاند و با اتخاذ سياست تشويق و تنبيه، مخالفان را به شركت در پروسه سياسي مجبور كردهاند و در اين راستا كوشيدهاند از آنها به عنوان ابزاري در راستاي سياستهاي منطقهاي خود بهرهبرداري كنند كه در اين ميان تلاشهاي امريكا براي سروسامان دادن به اوضاع منطقه در چارچوب تغييرجهت راهبرد نظامي خود از خاورميانه به سمت شرق آسيا براي مهار خطرات احتمالي چين قابل تامل است و به همين علت خيلي از ناظران، نشستهاي ژنو را ساخته و پرداخته امريكا و روسيه و نتيجه تفاهم ميان آنها ميدانند.
اما اينكه چرا دولت سوريه با حزم و احتياط در قبال ژنو3 گام برمي دارد چند علت را ميتوان ذكر كرد. نخست اينكه دولت سوريه فكر ميكند موقعيت داخلي و بينالمللياش در مقايسه با زمان تدوين موافقتنامه ژنو1 در سال 2002 (كه مبناي ژنو2 و 3 قرار گرفته )تقويت شده و لذا دليلي ندارد كه به موافقتنامهاي كه محصول شرايط خاص در يك سال پيش بود تن دهد. دوم اينكه از نظر دولت سوريه از بين هشت بند موافقتنامه ژنو1؛موضوع تشكيل دولت انتقالي به بند آخر آن واگذار شده و لذا قبل از بحث تشكيل دولت انتقالي بايد به مقدماتآن همچون توقف خشونت و تروريسم و آتشبس پرداخته و در عين حال سرنوشت دولت آتي به برگزاري انتخابات سپرده شود. و بالاخره اينكه به نظر ميرسد از ديد مقامات دولت سوريه چه در نشست ژنو2 و چه در نشستهايي چون كنفرانس مونيخ و داووس، كشورهاي غربي به عنوان متوليان و نقشآفرينان اصلي اين كنفرانسها، جانب بيطرفي را رعايت نكردهاند و در واقع از اين نشستها براي جبران سياستهاي شكستخورده قبلي خود استفاده ميكنند.