کد خبر: 632481
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۴:۴۳
سكونت به سبك غربي آئين همسايگي را كمرنگ كرده است
روزگاري بود كه خانه را به حياطش مي‌سنجيدند و اينگونه زندگي به فراخور جمعيت آن روزها پاسخگوي
زينب شكوهي‌طرقي
روزگاري بود كه خانه را به حياطش مي‌سنجيدند و اينگونه زندگي به فراخور جمعيت آن روزها پاسخگوي نيازهاي جامعه آن زمان بود اما حالا با اين افزايش انفجارگونه جمعيت، به فاصله شب تا صبحي آپارتمان‌ها و برج‌ها با سرعت زياد از زمين مي‌رويند و هر روز بيش از ديروز آسمان شهر را تاريك مي‌كنند. اين هم يكي از اقتضائات اين روزهاست و نمي‌شود با آن جنگيد. در مقابل بهترين روش براي كنار آمدن با اين برج‌ها، ‌تطبيق رفتار ما با فرهنگ راه‌پله‌هاي كوچك و ديوارهاي كاغذي است كه آن را فرهنگ «آپارتمان نشيني» ناميده‌اند، مشكل است اما ناممكن نيست. اينكه بدانيم چه بگوييم، چطور رفتار كنيم، چطور و در چه ساعتي با خانواده‌مان صحبت كنيم، حتي چطور و چه زماني خانه را نظافت كنيم تنها بخشي از چگونه رفتار كردن‌ها و پيچ و خم‌هاي زندگي در آپارتمان است كه به آن بايد و نبايد‌هاي زندگي ارتفاع نشيني مي‌گوييم. براي پيدا كردن راه ‌حل معضل و مشكلات رفتاري غلط و ناشناخته در فرهنگ آپارتمان‌نشيني به سراغ چندين جامعه‌شناس و صاحبنظر در حوزه زندگي شهري و آپارتماني رفتيم و نظرات آنان را جويا شديم.
 

فاطمه كريمي، كارشناس ارشد جامعه‌شناسي توسعه، استاد دانشگاه الزهرا

اصلاً واحد مسكوني يا مسكن يعني چي؟

در تعريف مركز آمار ايران مسكن يا واحد مسكوني، مكان، فضا يا محوطه‌اي است كه يك يا چند خانوار در آن سكونت داشته و به يك يا چند ورودي عام يا خاص راه داشته باشد.

خصوصيات بارز خانه‌هاي قديمي و تطابق آنها با فرهنگ ايراني- اسلامي چيست؟

خانه‌هاي قديمي با آن وسعت بسيار زياد و تفكيك مكاني جزء به‌جزء در آن بهترين ملاك فرهنگ غني ايراني و اسلامي ما بود. از آن موقع كه خانه‌ها اندروني و بيروني بود غريبه‌ها به فضاي صميمي اهل خانه اجازه ورود نداشتند. براي نمونه، مطبخ‌خانه‌ جايي بود كه با داشتن انواع و اقسام ادويه‌ها، ترشي‌ها، ميوه‌ها، سبزي‌هاي خشك، گوشت و ماهي دودي شده... براي خود شهر فرنگي كوچك بود. جاي طبخ غذا از محل سرو غذا مجزا بود، معمولاً اتاقي نورگير با رنگ‌بندي ويژه محلي براي صرف نهار يا شام بود. نورگيرترين اتاق خانه معمولاً براي خواب عصر انتخاب مي‌شد و سرويس‌هاي بهداشتي از فضاي داخل خانه جدا بودند. نكته مهم در معماري سنتي ايراني اين بوده كه همه اين درنظر گرفتن‌ها در ساخت خانه‌هاي قديمي صرفاً براساس سليقه و راحتي صاحبخانه نبوده است و بخش مهمي از اين نوع ساخت بنا به اسلامي بودن زندگي ما، ‌جدا بودن فضاي خصوصي از فضاي عمومي خانه، جدا بودن سرويس‌هاي بهداشتي از فضاي نشيمن و پخت و پز و... همه برگرفته از توصيه‌هاي بزرگان ديني بوده است كه متأسفانه در سال‌هاي بعد قدرت‌نمايي خود را از دست داده است.

معماري داخلي خانه‌هاي جديد چه محدوديت‌هايي را براي ساكنان آن ايجاد كرده است؟

آنچه امروزه در خانه‌ها ديده مي‌شود غالباً آشپزخانه‌هايي اوپن است كه رو به‌پذيرايي است با تمام محدوديت‌هايي كه خانم خانه در عصر جديد براي آشپزي در مقابل ديدگان ميهمانان دارد. سرويس‌هاي بهداشتي اگر مهندس نقشه‌كش لطف كرده باشد و در پذيرايي يا هال قرار نگرفته باشند حتماً در اتاق‌هاي خواب تعبيه شده‌اند كه اين به معني آن است كه ميهمان براي استفاده بايد وارد حيطه خصوصي صاحبخانه يعني اتاق خواب شود و اين يعني ورود فرهنگ آپارتمان‌نشيني به فرهنگ ما بدون هيچ‌گونه تناسبي.

آپارتمان‌نشيني چه تأثيرات مخربي بر كودكان نسل جديد و روابط اجتماعي آنها گذاشته است؟

شايد تا همين چند سال گذشته ما بچه‌هاي نسل پيش، هيچ‌وقت فكر هم نمي‌كرديم كه به اين زودي بايد با حياط‌ خانه‌هايمان و بازي‌هاي كودكانه در حياط خداحافظي كنيم. نسل بعدي ما فرزنداني هستند كه در كودكي تمام عمر خود را در خانه‌هاي 60، 70 متري گذرانده‌اند كه از هر طرف مي‌روند مستقيم به ديوار مي‌‌خورند. نتيجه همه اينها آن است كه بچه‌هاي شلوغ و شيطون و بازيگوش نسل گذشته جاي خود را به بچه‌هاي افسرده، گوشه‌گير و كم حرف امروز داده‌اند. بچه‌هايي كه تا ديروز در خانه‌هايي بزرگ مي‌شدند كه به دليل سكونت چند فاميل در يك حياط بزرگ زندگي اجتماعي، تعامل، همكاري و اتحاد را از كودكي در خود نهادينه مي‌ديدند امروزه فرزندان خود را در خانه‌هايي پرورش مي‌دهند كه ديگر از روحيه لطيف و پر انرژي آنها جز حس خودبيني و غرور و عدم تعامل اجتماعي چيزي باقي نمانده است.

داستان آپارتمان نشيني در تهران از كجا شروع شد؟

با رشد طبقه متوسط شهري، آپارتمان‌نشيني به دم‌دست‌ترين و رايج‌ترين الگوي مسكن تبديل شد. اولين پيشه آپارتمان‌سازي مربوط به دهه 40 شمسي در مناطق مركزي تهران مثل بهجت‌آباد و شهرزيبا در شمال غرب تهران بود. با افزايش جمعيت و مهاجرپذيري كلانشهرها به ويژه تهران و كمبود فضاهاي قابل سكونت خانه‌ها به جاي رشد افقي با كاهش مساحت افقي و افزايش عمودي همراه شد.

مشكلات فعلي آپارتمان‌نشيني از كجا نشأت مي‌گيرد؟

مهم‌ترين مسئله‌اي كه در حال حاضر كمبود آن بسيار آزاردهنده است نبود فرهنگ آپارتمان‌نشيني است. در حقيقت ناديده گرفتن اين بخش، عدم آموزش و آگاه‌سازي افراد ساكن در آپارتمان‌ها مي‌تواند باعث به‌وجود آمدن مشكلات اجتماعي و معضلات رواني بسياري شود. درحالي كه همه به دنبال آن هستند كه با اندك پولي و گرفتن وامي واحدي حتي كوچك از ميان انبوه واحدهاي يك ساختمان را بخرند كمتر كسي از قوانين زندگي در آپارتمان‌ها مطلع است.
 

اميدعلي احمدي، كارشناس ارشد مديريت شهري و خانواده

تفاوت‌هاي اجتماعي فرهنگ خانه‌هاي مستقل گذشته با آپارتمان نشيني امروزي چيست؟

از خصوصيات طبيعي يك زندگي گذراندن مسير مدرن و رسيدن به زندگي مدرنيته امروز است اما زيرساخت‌هاي لازم براي اين مسئله در كشور ما و به خصوص شهر تهران آماده نشده است. اين زندگي با سبك مدرن و آپارتمان‌ها از ابعاد گوناگوني مورد بررسي است. براي مثال بعد اجتماعي آن از آن نظر مهم است كه در گذشته مردم در محلات تعاملات بسيار زيادي با هم داشتند. آشنايي‌‌هاي بسيار عميقي داشتند و برنامه‌هاي گروهي زيادي را با هم تجربه مي‌كردند اما اين روند رو به رشد برج‌ها و آپارتمان‌ها باعث شده مردم حتي همسايه‌هاي خود را هم نشناسند. با وجود آنكه واحدهاي آپارتماني نزديك‌تر از واحدهاي مستقل ويلايي قرار دارند وحتي آنقدر نزديك كه به دليل قطر كم ديوارها، كوچك‌ترين صداها را نيز مي‌شنوند، اما بيگانه‌تر از قبل هستند. از آن صميميت‌ها و دلبستگي‌هاي محلات قديمي كه ساختمان‌هايش مستقل بودند خبري نيست. نه تنها از حال هم خبر ندارند حتي همديگر را نيز نمي‌شناسند. به طوري‌كه در بسياري موارد سرقت‌هايي از مجتمع‌هاي آپارتماني صورت مي‌گيرد كه پيش از سرقت سارق با همسايگان حال و احوال‌پرسي مي‌كند اما اهالي تشخيص نمي‌دهند آن فرد حتي از اهالي مجتمع نيست!

مشكلات فعلي كه امروزه در بين ساكنان مجتمع‌ها وجود دارد چيست؟

عدم فرهنگ‌سازي مناسب در ايجاد زمينه باعث ايجاد مشكلات بسياري در شيوه سكونت آپارتمان‌نشيني شده است. مسائل و مشكلات فرهنگي، مجتمع‌هاي آپارتماني از جلوه‌هاي بارز تنوع فرهنگي هستند. در اين مجتمع‌ها افراد از مناطق گوناگون يا فرهنگ و آداب ويژه‌اي گردهم آمده كه داراي خرده فرهنگ‌هاي مختلفي هستند اما در كنار يكديگر زندگي مي‌كنند. اين تنوع فرهنگي در كنار تمامي نكات مثبتي كه دارد به علت گوناگون بودن به تضاد فرهنگي منجر شده است تا جايي كه اين تضاد پس از مدتي به درگيري و مشاجره ميان همسايگان مي‌انجامد. در بسياري موارد ساكنان اين مجتمع‌ها زندگي در آپارتمان را با زندگي در خانه شخصي خود اشتباه مي‌گيرند. از عدم استفاده صحيح و بموقع از وسايل برقي و صداي گوشخراش به هم خوردن در منازل، ‌تعمير خودروهاي شخصي در پاركينگ، شست‌وشوي فرش در حياط، عدم استفاده صحيح از روشنايي راهروها، عدم توافق ساكنين در استفاده از مشاعات، نگهداري حيوانات و پرندگان، صداهاي آزاردهنده آلات موسيقي و مشكل پرداختن شارژ ساختمان يا انتخاب مدير همه و همه تنها گوشه‌اي از مسائل و مشكلات اين معضل مدرنيته است كه مردم ايراني به دليل آن‌كه نتوانسته با فرهنگ آن انس بگيرند دچار آن شده‌اند. قوانين و مقررات مربوط به طراحي، ساخت و بهره‌برداري از مجتمع‌هاي آپارتماني و قوانين و مقررات زندگي آپارتماني از ديگر مشكلات اين نوع زندگي است.

وضعيت قوانين در اين زمينه چگونه است؟

در زمينه طراحي، ساخت و بهره‌برداري از مجتمع‌هاي آپارتماني قوانين و ضوابط مدوني به چشم نمي‌خورد. همين امر بر گوناگوني ساخت و برخورداري از امكانات دامن زده است.
 

احمد خوانساري، كارشناس ارشد جامعه‌شناسي شهري

آيا مردم در آپارتمان‌هاي نوين احساس آرامش مي‌كنند؟

مردم ما اگر چه از خانه‌هاي حياط‌دار به آپارتمان‌هاي چندين طبقه مي‌روند اما نمي‌توانند در خانه‌هاي خود آرامش داشته باشند و از مزاحمت‌ همسايه‌ها در عذاب خواهند بود؛ همسايه‌هايي كه همه حرفشان اين است «كه چارديواري، اختياري.» براساس يك نظرسنجي غيردولتي 55 درصد مردم ايران از زندگي در آپارتمان احساس نارضايتي دارند. شيوه خاص ساختمان‌سازي فعلي كاملاً اشتباه است و به جاي اينكه به آسايش افراد متوجه شود به زيبايي آن پرداخته مي‌شود. از آن جمله به قرار گرفتن در‌هاي رفت و آمد و خانواده در كنج ديوار مي‌توان اشاره كرد. اگر هر دو همسايه همزمان از خانه خارج شوند به يكديگر برخورد خواهند كرد. به راحتي اشراف داشتن فضاي خارج خانه‌ها به فضاي داخل آن به دليل عدم در نظر گرفتن فرهنگ و حساسيت ما در زمينه محيط خصوصي خانه ماست.

آيا در زمينه فرهنگ آپارتمان نشيني قوانين حقوقي مشخصي وجود دارد و به درستي اجرا مي‌شود؟

در بعد حقوقي، قوانين بسياري در زمينه آپارتمان‌نشيني داريم اما آئين‌نامه اجرايي همه جانبه و كاملي براي آن در نظر گرفته نشده است و به تبع آن آموزش‌هاي لازم هم به مردم داده نشده است. از لحاظ قانون و آئين‌نامه‌ها در زمينه آپارتمان‌نشيني مشكلي نداريم و قدمت قانون آپارتمان‌‌ها به سال 1343 برمي‌گردد كه بعد از اين تاريخ نيز قانون‌هاي بسياري شامل قانون تملك آپارتمان‌ها مصوب مجلس، آئين‌نامه اجرايي، قانون تملك آپارتمان‌ها مصوب هيئت دولت و آئين‌نامه نحوه اداره آپارتمان مصوب ساكنان آپارتمان‌ها را داشته‌ايم.

از جمله محاسن آپارتمان نشيني به چه مواردي مي‌توان اشاره كرد؟

آنچه امروزه در كشور ما رايج است و مي‌سازيم آپارتمان‌هاي چند واحدي است كه چندين خانواده را در خود جاي مي‌دهد. در بسياري موارد زندگي در آپارتمان‌هاي بلندمرتبه راحت‌تر از چند خانواري است؛ زيرا كنترل، مديريت و تمركز دارد و با توجه به فرهنگ طبقه‌متوسط و زندگي در كلانشهرها هم همخواني بيشتري دارد.

با چه راهكارهايي مي‌توان به بعد زيبايي‌شناسي و الگوي بومي‌سازي آپارتمان‌ها كمك كرد؟

در ساختمان‌هاي بلند مرتبه ضمن آنكه بايد حتماً طراحي شهر و زيباشناسي مورد توجه قرار گيرد بايد معيار انساني كردن ساختمان‌هاي بلند را نيز مدنظر قرار داد. بسياري از ساختمان‌هاي ما آنقدر زمخت و عاري از ظرافت‌هاي اسلامي و فرهنگ ايراني است كه تأثير آن سبب تخريب رفتارهاي اجتماعي ما نيز شده است. اجراي طراحي الگوي بومي براي مجتمع‌ها‌ي مسكوني ضروري است. در خانه‌هاي قديمي، سه يا چهار لايه فضاهاي مختلف اعم از عمومي، خصوصي و اندروني داشتيم كه جزئي از فرهنگ ديني و مذهبي ما بود و لازم است در آپارتمان‌سازي هم مورد توجه قرار گيرد. پيشنهاد مي‌كند كه معماران، شهرسازان، متخصصان امور اجتماعي و اقتصادي شهري و كارشناسان مذهبي يك الگوي سكونت بومي، محلي، ايراني و اسلامي طراحي كنند. الگويي كه در آن استانداردهاي مختلف در بحث مصالح، تجهيزات، صدا و مانند آن نيز رعايت شده باشد.

چه معيارهايي بايد در ساخت آپارتمان‌ها در نظر گرفته شود؟

ساخت بلوك‌هاي بزرگ و مرتفع ساختماني همانند مسكن مهر بدون در نظر گرفتن ساز و كارهاي مناسب اجتماعي، فرهنگي، خدمات مورد نياز و اشتغال خطرناك است؛ زيرا شكل گرفتن اينگونه مناطق در سطح گسترده مي‌تواند به مناطق آسيب‌زا از لحاظ اجتماعي، اقتصادي و رواني تبديل شود.

آپارتمان‌نشين‌ها چه خواسته‌ها و چه كمبودهايي دارند؟

ساكنان مجتمع‌هاي آپارتماني از كمبود امكانات و فضاهاي فرهنگي وتفريحي در رنجند. بچه‌ها فضايي براي بازي و تفريح ندارند؛ جوانان بعضاً به دليل فقدان مكان‌هاي مناسب براي تفريح و استراحت عصرها دركنار بلوك‌هاي ساختماني اجتماع مي‌كنند كه اين مسئله سبب نارضايتي ساكنان ديگر مي‌شود. در پرداخت هزينه‌هاي مشترك نظير هزينه‌هاي تعمير آسانسور، نظافت فضاهاي مشترك، اصلاح پوشش پشت بام و... اختلافات و درگيري‌هاي بسياري صورت مي‌گيرد كه به دليل عدم آشنايي با قوانين مربوطه است. از ديگر معايب فرهنگي اين معضل آن است كه ما ايراني‌ها به ميهمان‌نوازي معروفيم. اما با زندگي در آپارتمان‌هاي امروزي و خانه‌هاي 60 و 70 متري ديگر يا جمع‌هاي خانوادگي به چشم نمي‌خورد يا برگزاري ميهماني تا پاسي از شب به سبب سر و صداي حاصل نارضايتي و اعتراض همسايه‌ها را به دنبال دارد. با همه معايب و عدم ناسازگاري‌هاي ياد شده در فرهنگ رو به‌ رشد آپارتمان‌نشيني مي‌توان با آموزش‌ها در راستاي فرهنگ‌سازي از عواقب و تأثيرات منفي آن كاست.

معايب و محاسن مسكن مهر را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

دولت به عنوان متولي تأمين مسكن براي اقشار كم‌درآمد به صرف ساخت خانه مسئول نيست. با وجود فضاي كافي براي ساخت مسكن مهر دولت مي‌تواند در پيشبرد اين فرهنگ جلودار نباشد به‌دليل آنكه مردم ما در بسياري از مناطق حتي كلانشهر تهران هنوز اين فرهنگ را نپذيرفته‌اند. دولت مي‌توانست در راستاي ايجاد مسكن براي اقشار كم‌درآمد به جاي آپارتمان‌هاي چندين واحدي منازل با حداقل تراكم در بيشترين فضا را مطابق با فرهنگ ايراني و معماري اسلامي طراحي كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها