کد خبر: 632041
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۳
محمدصادق عليزاده
پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در اقدامي تحسين‌برانگيز، هر سال پس از جشنواره فيلم فجر با همكاري تعدادي از اساتيد رشته‌هاي مختلف علوم اجتماعي، جامعه‌شناسي و ارتباطات اقدام به بررسي اين رويداد مهم فرهنگي و هنري مي‌كند. هرچند نتايج اين پژوهش‌ها آنچنان كه بايد و شايد از جانب اهالي فرهنگ و سينما، جدي گرفته نشده و توجه كافي به آن نمي‌شود اما از مرور اجمالي بر برخي از گزارش‌هاي اين پژوهش‌ها كه حكم نقشه هوايي سينماي كشور را دارند، گزاره‌هاي معناداري استخراج مي‌شود.  حسب يكي از پژوهش‌هاي مركز افكارسنجي و رصد فرهنگي پژوهشگاه كه در قالب نظرسنجي از تماشاگران سي‎امين جشنواره فيلم فجر در بهمن‌ماه 90 انجام گرفته است، 77 درصد پاسخگويان بزرگ‌ترين مشكل سينماي ايران را «ضعف محتوا و موضوع فيلم‎ها» مي‌دانند. همچنين 75درصد اين افراد - كه شايد بتوان آنها را به دليل پذيرفتن مشقت فرايندهاي بوروكراتيك تماشاي فيلم در جشنواره، سينماروترين مخاطبان سينماي ايران ناميد- معتقدند «موضوع، كارگردان و بازيگران فيلم» از مهم‌ترين عوامل مؤثر در جذب تماشاگر محسوب مي‌شوند. وقتي بخش قابل‌توجهي از سينماروترين‌هاي جامعه –كه البته نسبت اندك همين قشر نسبت به كل جامعه، به شدت معنادار است- بر «موضوع و محتواي» اثر سينماي انگشت گذاشته و آن را ذيل ضعف‌هاي بزرگ سينما مي‌كشانند، بايد دست بر زير چانه گذاشت و در بحر تأمل فرو رفت. سينما و فيلم سينمايي براي ديده شدن ساخته مي‌شود. وقتي سخن از ديده شدن مي‌كنيم در مقياسي سخن مي‌گوييم كه توده با آن نسبتي قابل تامل پيدا مي‌كنند. تطور تاريخي سينما نيز مويد اين مطلب است. اين نسبت بعضا به حدي است كه برخي اين مسئله را به عنوان يكي از پايه‌هاي تعريف اين صنعت فرهنگ ذكر كرده‌اند.  حسب دو پژوهش‌مجزاي ديگر مركز كه در سال‌هاي 91 و 92 و بين ساكنان مناطق بيست و دو گانه شهر تهران انجام شده است، مسعود ده‌نمكي و ابراهيم حاتمي‌كيا به ترتيب در صدر جدل كارگردانان سينماي ايران جاي گرفته‌اند. باز هم نام «بهترين» كارگردان- يا هر عنوان ديگري كه دوست داريد- ذيل آثار فيلمسازاني طرح شده كه آثارشان در منظومه «نسبت سينما با توده‌هاي اجتماعي» جايي براي خود دارند. اين قلم هرگز در مقام نقد و بررسي هنري آثار اين دو فيلمساز نيست. بحثي هم ندارد كه آثار اين دو كارگردان جزو بهترين‌ها هستند يا نه اما حداقل چيزي كه مي‌توان گفت اين است چنين آثاري در فضاي امروز سينماي ايران، كانون توجه بوده‌اند. محل توجه بودن نيز نسبتي معنادار خواهد داشت با رويكردي كه در بندهاي ابتدايي ذكرش رفت. بخشي از مختصات تعريف سينما، ذيل گزاره‌هاي فوق معنادار مي‌شود. اگر بحران مخاطب هنوز تن نحيف سينماي ايران را رها نكرده بايد در سينماي امروزي ايران تامل جدي‌تري داشت. شايد در بحر آثار سينمايي امروز، بيش از آنكه با سينما سر و كار داشته باشيم، با «شبه سينما» سر و كار داريم.
 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار