«هنوز نه به بار است و نه به دار»؛حكايت اخباري از جنس اعتبار و بودجه است كه همه روزه چندين و چند بار در موضوعات مختلف و از سوي مسئولان و چهرههاي متفاوت اعلام ميشود و دست آخر وقتي به سراغ همان منابع خبري و مسئولان ميرويد تا سراغ سرنوشت بودجههاي اعلام شده را بگيريد، متوجه ميشويد اين مسابقه رسانهاي كردن اعتبارات و بودجهها فقط و فقط پاي برخي از افراد و چهرهها را به رسانه باز كرده است.
هنوز هم لايحه بودجه سال 93 در مجلس شوراي اسلامي در حال چكشخواري است اما اخبار مبني بر عدد و رقمهاي اختصاص يافته به دستگاهها و امور فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي تقريباً همه روزه در صدر اخبار قرار دارد، در حالي كه اعلام اين عدد و رقمها بيشتر يك مانور رسانهاي است زيرا بودجههاي اعلام شده اغلب پيشنهاداتي است كه يا به دليل غير واقعي بودن امكان تحقق ندارند يا به نوعي بيانگر آرزوهاي مسئول يا نمايندهاي است كه اين ارقام را رسانهاي كرده نه بيان واقعيت!
به همين خاطر هم هست كه سرنوشت بسياري از طرحها و برنامهها، سرنوشتي همچون سبد كالاي پر سر و صدا و بيمحتواي دولت يازدهم پيدا ميكنند و دست آخر جز تعداد محدودي از افراد به هيچكس نميرسد.
خبرهاي دل خوش كننده از بودجه و اعتبارات طرحهاي حبابي
اين روزها ديگر بودجه سال آينده وارد صحن علني شده تا اعضاي خانه ملت نظرات نهايي خود را درباره بخشهاي مختلف آن بيان كنند و در نهايت براي تصويب نهايي اين لايحه تصميم بگيرند. تازه در اين تصميمگيريهاي نهايي مشخص ميشود اعداد و ارقام ذكر شده براي موارد مختلف از بيمه زنان خانهدار گرفته تا طرحهاي مجلس و دولت براي افزايش جمعيت، بودجه بهداشت و درمان و محيطزيست و حتي سبد كالاي دولت يازدهم بيشتر جنبه دلخوشكننده داشته تا واقعيت!
سبد كالاي 73 ميليون ايراني خالي است !
نمونه تعجيل در رسانهاي شدن اخبار پيش از قطعيت، ماجراي سبد كالايي است كه رئيسجمهور در نخستين گفتوگوي رسانهاياش با مردم وعده آن را داد؛ سبدي كه در ابتدا اغلب مردم تصور ميكردند اين 800 گرم پنير و يك شانه تخم مرغ شامل حال آنان هم ميشود. اين سبد 80 هزار توماني اما مدتي است كه براي رسانهها خوراك خبري درست كرده و مردم را سر كار گذاشته است. اين روزها خيلي از مردم كشورمان در تلاشند تا با پيامك، تلفن يا از طريق سايت از تعلق گرفتن يا نگرفتن اين سبد كوچك اما پرحاشيه، به خود و خانوادههايشان اطلاع كسب كنند. حالا اما مطابق آخرين اخبار تنها گروههايي از كارگران و بازنشستگان تأمين اجتماعي ميتوانند از اين سبدها برخوردار شوند كه حقوق دريافتي آنها در ماه كمتر از 500 هزارتومان باشد. اين گروه در تمام كشور تنها شامل 5/3 ميليون نفر ميشود، البته اگر دوباره نظر دولت تغيير نكند و شرايط و ضوابط تازهاي براي اين سبد كالاي پر حاشيه تصويب نكند! ماجراي رسانهاي شدن بودجههاي غير واقعي، آرماني يا رسانهپسند اما به همين جا ختم نميشود.
تعدد و سردرگمي در تصميمات و نظرات ماحصل پالايش اخبار
در ساختار هر دستگاه، سازمان و وزارتخانهاي بر اساس چارت سازماني افراد مختلفي در پستهاي گوناگون حضور دارند؛ وزير، معاونان، مديران كل بخشها، معاونان مدير كل، روابط عموميها و كارشناسان مجموعه هر كدام براي خودشان يك منبع خبري به شمار ميروند و وقتي پشت تريبون قرار ميگيرند يا با رسانهاي مصاحبه ميكنند ميتوانند يك موج و جريان خبري ايجاد كنند. نكته قابل تأمل اينجاست كه خيلي وقتها خيلي از مسائل رسانهاي شده كه اغلب هم رنگ و بوي بودجهاي دارند اصلاً به فردي كه درباره آن اطلاعرساني كرده است، ارتباطي پيدا نميكند در عوض ميتواند وي را به چهرهاي رسانهاي تبديل نمايد. علاوه بر اين، در زمينه اطلاعرساني به رسانهها و افكار عمومي با تعدد نظرات، سلايق و افراد اطلاعرسان مواجهيم، همين مسئله هم موجب شده تا در موضوعي واحد همچون افزايش مرخصي زايمان و بيمه زنان خانهدار با نظرات متفاوت و متناقض از سوي افراد مختلفي كه دستاندركار اين ميدان هستند مواجه شويم. در نهايت هم نمايندگان مجلس، مسئولان وزارت رفاه و بيمه تأمين اجتماعي، مسئولان ستاد ملي زن وخانواده، معاون رئيسجمهور و رئيس مركز زنان و خانواده و كميسيون تلفيق مجلس هر كدام ساز خود را ميزنند و بديهي است كه اين ساز ناكوك آواي خوشي براي افزايش مرخصي زايمان يا اجراي بيمه زنان خانهدار ندارد.
مسابقه بيبرنده رسانهاي كردن اطلاعات غيرقطعي
اختصاص تا سقف يك ميليارد دلار مازاد درآمد حاصل از صادرات نفت به وزارت بهداشت، براي تكميل پروژههاي نيمه تمام بهداشتي، درماني و تجهيز اورژانس يكي ديگر از مواردي است كه روز گذشته با طرح در صحن علني با مخالفت نمايندگان مجلس مواجه شد، 12 هزار ميليارد تومان بودجه براي اجراي طرح جمعيت و تعالي خانواده، اختصاص ۱۰ ميليارد تومان بودجه به عفاف و حجاب، افزايش بودجه اجراي بيمه زنان خانهدار از 15 ميليارد تومان به 200 ميليارد، اختصاص بودجه ويژه براي اجراي طرحهاي زيست محيطي همچون احياي درياچه اروميه، مبارزه با ريزگردها يا احياي تالاب هامون و خبرهاي بسياري از اين دست حكايت از پيشنهاداتي است كه يك كارشناس، نماينده مجلس و حتي وزير و معاون وزير ارائه ميدهند نه اخبار قطعي و لازمالاجرا. اغلب اين پيشنهادات مسابقهاي رسانهاي را به نمايش ميگذارند و هرگز به مرحله اجرا نميرسند اما تا مدت زيادي موجب سرگرمي رسانهها و در نهايت سردرگمي مردم ميشوند. در اين ميان نميتوان نقش رسانهها را هم ناديده گرفت، رسانههايي كه گاهي بدون توجه به نقشي كه در برابر جامعه دارند به تريبوني براي برخي از افراد و مسئولان تبديل ميشوند و به جاي طرح مطالبات جامعه چهرهسازي ميكنند. با وجود اين دولتمردان، نمايندگان مجلس و مسئولان نبايد فراموش كنند سرمايه اصلي آنان اعتماد اجتماعي است همين اعتماد ميان مردم و مسئولان در بسياري از برهههاي حساس و گردنههاي صعبالعبور ما را سربلند بيرون آورده است. حبابي بودن اخبار و اطلاعات آنان رفتهرفته اين اعتماد را از بين ميبرد؛پس بيترديد مسابقه رسانهاي كردن اخبار غير واقعي و غير قطعي برندهاي ندارد.