انور سادات كه رياست جمهوري كشور مصر را برعهده داشت به عنوان رهبر كشورهاي عربي، پيمان سازشي را با شقيترين دشمن مسلمانان جهان به امضا رساند كه برخي از كارشناسان وقت از آن با عنوان تسليم بيقيد و شرط امت اسلام در برابر استكبار جهاني ياد ميكردند. اما حلول فجر انقلاب اسلامي در كشور ايران، تمامي معادلات را برهم زد.
اين انقلاب به رهبري مردي به پيروزي رسيد كه از 15 سال قبل و در آغاز نهضت اسلامي خود، طي سخناني رژيم صهيونيستي، يعني پاشنه آشيل استكبار جهاني را آماج حملات خود قرار داده بود. اين مرد بزرگ تز ولايت فقيه را كه در انديشههاي بزرگمرداني چون شهيد اول، علامه مجلسي و تا حدودي آيتالله ميزرا رضايشيرازي به چشم ميخورد، در صحنه عمل پياده كرد و بنيانهاي حكومتي اسلامي و انقلابي را بنا نهاد. حكومتي كه ميبايست به حداقل يك قرن تحقير و تخفيف مسلمين پايان دهد. به اينسان وقوع انقلاب اسلامي ايران جبهههاي قدرتمند از مستضعفين را در برابر مستكبرين ايجاد كرد كه خواهي نخواهي رويارويي اين دو جبهه در تداوم تثبيت نظام اسلامي امري بديهي به نظر ميرسيد. قطع فوري رابطه با رژيم صهيونيستي، تسخير لانه جاسوسي امريكا تنها چند ماه پس از پيروزي انقلاب، اولين واكنشهاي جبهه اسلام در برابر استكبار بود. هرچند در اين رويارويي دشمن نيز خيلي زود دست به كار شد و تنها دو هفته پس از پيروزي انقلاب يعني در هشتم اسفندماه 1357 پادگان نظامي شهر مهاباد به اشغال ضد انقلاب درآمد و به سرعت نواحي و شهرهاي مرزي درگير ناآراميهايي شدند كه حوادث بعدي نشان داد از خارج كشور تغذيه ميشدند. در اين شرايط جنگي مخفي نيز با عوامل رسوخ يافته در بدنه نظام شروع شده بود. با كنار رفتن دولت موقتي كه تفكر ليبرالي (به خصوص در بينش سياسي) يكي از مشخصههاي آن بود، سكان رياست جمهوري را مردي برعهده گرفت كه حتي كاخ سفيد نيز از برنده شدن او در انتخابات سال 58 ابراز خشنودي كرد. سيد ابوالقاسم بنيصدر كه خيانتهايش طي جنگ تحميلي زبانزد است، عاقبت در شكل و شمايل يك زن از كشور فرار كرد.
به اين ترتيب نبرد ذاتي استكبار و استضعاف شروع شده بود. هرچند كه هنوز در عرصه سياسي گاهي نداي برقراري رابطه بين ايران و امريكا به عنوان نماد دو جبهه سرداده ميشد، استكبار جهاني و به خصوص امريكا همزمان از تحركات جداييطلبانه برخي از نواحي مرزنشين گرفته تا تحركات سياسي را دنبال ميكردند و به خصوص طرحهاي كلاني را پيگيري ميكردند كه در صورت پيروزي ميتوانست به سرعت باعث شكست نظام اسلامي شود. طرح كودتاي نقاب كه در 19 تيرماه 1359 و تنها دو ماه و 11 روز قبل از آغاز رسمي جنگ لو رفت و با شكست روبهرو شد، حركتي بود كه به گفته عوامل اين كودتا، قرار بود اگر كار انقلاب نوپاي اسلامي به وسيله آن تمام شود، ديگر حملهاي از سوي عراق به ايران صورت نگيرد. ولي با شكست اين كودتا، راهي جز تعرض نظامي به كشورمان در برابر استكبار جهاني نماند. توالي همه اين حوادث به خوبي نشان ميدهد كه وقتي جنگ پنهان و آشكار استكبار در به شكست كشاندن نظام اسلامي نتيجه نداد، دشمن تصميم گرفت از حربه جنگ تمام عيار نظامي استفاده كند. عراق بعث كه از تابستان سال 59 حملات محدود اما بيشماري را به مناطق مرزي انجام داده بود، در پي شكست كودتاي نقاب به عنوان آخرين برگ از سياست مخفي يا نيمه مخفي استكبار در ايران، به شكل علني به ايران لشكر كشيد و جنگي هشت ساله را رقم زد. در يك نگاه كلي بايد گفت كه دفاع مقدس نتيجه رويارويي دو ايدئولوژي آشتيناپذير بود كه از بدو پيروزي انقلاب اسلامي به اشكال گوناگون نبرد خود را آغاز كرده بودند، در نهايت با حمله صدام به كشورمان اين جنگ علني شد. لذا گزافه نيست اگر بگوييم پيروزي انقلاب اسلامي شمارش معكوس نبرد سخت دو تفكر را به صدا درآورده بود. نبردي كه هم اكنون نيز ادامه دارد و اين روزها كه در ايام دهه فجر قرار داريم، انديشيدن به ماهيت تضاد جبهه استكبار و استضعاف شايد كمكمان كند تا ماهيت و ميزان دشمنيجبهه مقابل را از ياد نبريم.