
هر روز كه ميگذرد خبرهاي بيشتري درباره كشتار فجيع مسلمانان «جمهوري آفريقايي مركزي» يا آواره شدن آنان، به جهان مخابره ميشود، آن هم در حالي كه نيروهاي فرانسوي با مأموريتي تحت عنوان كمك به صلحبانان آفريقايي، از نزديك بر صحنه درگيريهاي خونين اين كشور نظارت دارند و بعضاً خود نيز در اين نوع قتل عامها مشاركت ميكنند. اينك مدتي حدود دو ماه از مداخله نظامي فرانسه، در اين كشور آفريقايي ميگذرد، اما نه تنها هيچ نشانهاي از كاهش خشونتهاي حزبي، گروهي و قبيلهاي در اين كشور معدن خيز به چشم نميخورد، بلكه همزمان با آغاز لشكركشي فرانسه به جمهوري آفريقاي مركزي، دورتازهاي از كشتار فجيع مسلمانان كليد خورده و تعداد قربانيان و آوارگان مسلماني كه به ترك خانه و كاشانه خود ناگزير شدهاند، به شدت افزايش يافته است. از همين رو، اينك در برخي از مطبوعات و رسانههاي غربي، سخن از رويارويي مذهبي ميان مسلمانان و مسيحياني است كه در صحنههاي سياسي نيز نمادهايي عيني يافته و تغيير و تحولاتي كلي را در هيئت حاكمه جمهوري آفريقاي مركزي رقم زده است. البته برخلاف ظاهرسازيهاي مقامات فرانسوي و فضاسازيهاي رسانههاي غربي، نيروهاي نظامي تحت فرمان پاريس، در همه اين صحنهها، نقشي اساسي و محوري ايفا كرده و با حمايت از گروههاي سياسي مورد نظر خود، تأسفبارترين اقدامات سركوبگرانه را عليه جوامع مسلمان ساكن در آفريقاي مركزي صورت دادهاند. اين درحالي است كه همزمان با حضور نظامي فرانسه در آفريقاي مركزي، عناصر و مهرههاي سياسي در دولتهاي دست نشانده فرانسه در غرب و مركز آفريقا، فرصت يافتهاند تا زمينه تغييرات مورد نظر مقامات پاريس را در ساختار سياسي آفريقاي مركزي فراهم كنند و بدون توجه به آراي مردم اين كشور، ترتيباتي را براي برگزاري انتخاباتي فرمايشي و هدايت شده در اين كشور كمجمعيت ايجاد نمايند؛ ترتيباتي كه قاعدتاً همجهت با اهداف پاريس در لشكركشياش به آفريقاي مركزي خواهد بود و پوششي فريبنده را براي پنهان نگه داشتن اقدامات منفعتجويانه و سيطرهطلبانه فرانسه در اين بخش از آفريقا، ايجاد خواهد كرد.
مقامات فرانسوي در لشكركشي به اين كشور آفريقايي، ابتدا به چند قطعنامه شوراي امنيت متوسل شده و سپس به منظور كاهش مخالفتهاي منطقهاي و جهاني، از حمايت بيدريغ و علني ديگركشورهاي غربي همانند امريكا، انگليس و. . . استمداد جستهاند و سرانجام مهرههاي دست نشانده خود در مستعمرات سابق فرانسه را براي تأييد جناياتشان و همچنين برپايي ساختار سياسي جديدي در آفريقاي مركزي، به كارگرفتهاند؛ آن هم در حالي كه مردم آفريقا به ويژه جوامع اسلامي در غرب و مركز اين قاره، نسبت به هر اقدام فرانسه، بدبين هستند و لشكركشي اين كشور به آفريقاي مركزي را نمونه ديگري از لشكر كشيهاي استعماري دو سال و نيم اخير فرانسه به كشورهاي زرخيز و نفتخيز اين قاره يعني كشورهايي چون ليبي، ساحل عاج و جمهوري مالي ميدانند. از ديدگاه جوامع مسلمان آفريقا، مداخله نظامي فرانسه در آفريقاي مركزي، اهدافي بسيار متفاوت با اهداف اعلام شده از سوي مقامات فرانسه دنبال ميكند؛ چنانكه حضور نظامي كنوني آنان در جمهوري آفريقاي مركزي، در عرصه عمل نه تنها به كشتار مسلمانان پايان نداده، بلكه به صورتي آشكار، دامنه قتل عام و اقدامات خشونتبار عليه آنان را به شدت گسترش بخشيده است. به اعتقاد اين جوامع و كارشناسان بيطرف مسائل سياسي آفريقا، دولتمردان پاريس در اينگونه لشكركشيها، در فكر احياي سيطره استعماري فرانسه و تعميق آن در مستعمرات سابق فرانسه هستند و با توجه به گسترش دامنه فعاليتهاي سياسي جوامع اسلامي و حركت آنان به سوي تشكيل ساختارهاي سياسي مستقل، بيش از هرچيز سركوب اين جوامع را در دستوركار خود قرار دادهاند. البته حل مشكلات فزاينده اقتصادي فرانسه از طريق فراهم كردن مجدد زمينه دستاندازي درازمدت به معادن اورانيوم، طلا و ذخائر دست نخورده نفت آفريقاي مركزي، نيز از اهداف پنهاني و درعين حال آشكار فرانسه محسوب ميشودكه قاعدتاً دستيابي به آن از طريق روي كار آوردن دولتهاي دست نشانده جديد امكانپذير خواهد بود. با اين حال كنار زدن رقباي اقتصادي و قدرتهاي تازه وارد به آفريقا نيز از اهداف فرعي ديگري است كه مقامات پاريس در لشكركشيهاي اخيرشان به كشورهاي آفريقايي دنبال ميكنند.