150 ميليون نفر جمعيتي است كه براي رسيدن به يك قدرت اقتصادي بزرگ به آن نياز داريم و اگر بخواهيم به اقتصاد بينالمللي وارد شويم و همه ما را بشناسند 300 ميليون نفر جمعيت بايد داشته باشيم. اين در حالي است كه گذشته از استيلاي تفكر تك فرزندي بر افكار مردم كشور، 30 درصد جوانهاي 20 تا 35 سال بنا به دلايلي يا ازدواج نكردهاند يا تمايلي به ازدواج ندارند و با وجود ظرفيت بالقوه 6 ميليون زن بالاي 30 سال براي باروري، اين زنان باردار نميشوند چون يا مجردند يا به فرزند داشتن تمايلي ندارند.
پيري مهمترين معضلي است كه با نرخ رشد 29/1 درصدي جامعه ما را تهديد ميكند. جمعيتشناسان بر اين باورند، رشد مطلوب جمعيت وقتي است كه بيش از جايگزيني جمعيت باشد. تركيب جمعيت هميشه بايد نسبت ساختارش به گونهاي باشد كه 60 تا 65 درصد افراد جامعه در سنين فعال كار باشند و بقيه سالمندان و كودكان زير 15 سال را تشكيل دهند تا افراد در سنين فعال جامعه بتوانند چرخ اقتصاد را جلو ببرند.
مرگ و مهاجرت؛ عوامل ديگر كاهش جمعيت
بنا به تأكيد امير حسين قاضي زاده، عضو كميسيون اجتماعي مجلس، با جمعيتي بيش از 150 ميليون نفر، آن قدر كشش دروني براي توسعه و توليد ايجاد ميشود كه اقتصاد پويا را در پي دارد و توليد انبوه فرصت حضور در عرصه بينالملل را ايجاد ميكند به همين خاطر است كه امريكا هيچ وقت نميگذارد جمعيتش به زير 300 ميليون نفر برسد و روسيه هم نميگذارد اين اتفاق بيفتد. در اين راستا مجلس هم نرخ باروري 5/2 را دنبال ميكند.
به گفته وي چهار عامل بر رشد جمعيت تأثير دارد؛ ميزان تولد، مرگ و مير، ورود به داخل و ورود به خارج. به باور قاضي زاده يكي از اين چهار بحث، ميزان تولد است در حالي كه سه عامل ديگر نيز مهم است مثلاً مديريت مهاجرت. مهاجرت چون در دوران جواني و بين گروههاي خاص اتفاق ميافتد، اهميت دارد. همچنين 360 هزار مرگومير در سال داريم كه 23 هزار آن مرگ بر اثر تصادفات رانندگي و عمدتاً در سنين جواني است كه ميتواند در بهترين دوره باروري باشد.
به گفته محمد اسماعيل مطلق، مدير كل سلامت جمعيت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت متأسفانه ما يك نسل نخبه را بيرون ميفرستيم و آنهايي كه برميگردند دو نوع هستند يا بسيار سالمندند و براي مرگ ميآيند اينجا، يا مهاجر خارجي بيسواد هستند. در هر صورتي نسلي كه ميرود در بهترين سن باروري يعني 30 تا 45 سالگي است.
عباس قائد رحمت، ديگر عضو كميسيون اجتماعي مجلس نيز در گفتوگو با «جوان»با تأكيد بر اينكه در حال حاضر نگرانيهايي درباره پيري جمعيت وجود دارد، ميافزايد: در سالهاي آينده براي تأمين نيروي كار مشكل داريم و اگر از حالا به فكر نباشيم در چاله جمعيت ميافتيم و ديگر براي بيرون آمدن از اين چاله راهي نداريم. بنا به تأكيد وي با متوسط 2 تا 3 فرزند حد جانشيني تأمين ميشود چراكه بحثهايي مانند مهاجرت، حوادث و بيماريها هم از ديگر مسائلي است كه در كنار كاهش نرخ باروري روي كاهش كلي جمعيت اثر ميگذارد. اين عضو كميسيون اجتماعي مجلس با اشاره به اجبار برخي از كشورهاي اروپايي براي وارد كردن نيروي متخصص خارجي تصريح ميكند: بر اين اساس بايد متناسب با نياز كشور افزايش جمعيت داشته باشيم.
40 درصد جامعه طالب 4 فرزندند اما...
ازدواج جوانان پيشنياز افزايش جمعيت است اما در شرايط كنوني جامعه آمار، ازدواج با آمار طلاق مسابقهاي معكوس گذاشتهاند و به نسبت كاهش آمار ازدواج، طلاق بر منحني صعودي سوار است.
به گفته قائد رحمت دولت و مجلس موظفند زيرساختهاي لازم براي ازدواج جوانان را فراهم كنند. به باور وي بايد بالا رفتن سن ازدواج را آسيبشناسي كنيم. نگرانيهاي شغلي، مالي و مسكن عواملي است كه بر سن ازدواج و فرزندآوري تأثير ميگذارد اما فراهم آوردن زمينه اشتغال، مسكن و معيشت مناسب تكاليفي است كه قانون اساسي بر عهده دولت گذاشته اما با نرخ بيكاري كنوني، بديهي است كه ازدواج به تأخير بيفتد و رشد جمعيت و بسياري از تبعات اجتماعي ديگر را موجب شود.
به گفته قاضيزاده نيز مطالعات ما نشان ميدهد اگر دغدغه خانوارها را از بين ببريم به دليل فرهنگ مذهبي و خاصي كه در كشور داريم، 95 درصد جامعه تمايل به ازدواج دارند ولي موانعي براي آنها وجود دارد. 90 درصد براي فرزندآوري تمايل دارند. 80 درصد تمايل به داشتن فرزند دوم، 50 تا 60 درصد تمايل به داشتن فرزند سوم و 40 درصد تمايل به داشتن فرزند چهارم دارند و اگر اين افراد بدون نگراني به تمايلي كه دارند، برسند، بحث مشكل جمعيت برطرف ميشود. اينها را بايد برطرف كنيم. با اين همه با وجود حدود 3 ميليون زوج نابارور در كشور و به رغم تمامي هياهوهاي رسانهاي، بحث بيمه داروهاي ناباروري هنوز اجرايي نشده است.
25 ميليون جوان يعني اميد به جمعيت
به گفته مديركل دفتر آمار و اطلاعات جمعيتي و مهاجرت سازمان ثبت احوال ضمن بررسي رابطه تك فرزندي با افزايش تحصيلات گفت: 3/65 درصد تحصيلكردهها حداكثر يك فرزند و تنها 10 درصد آنان چند فرزند دارند. اين در حالي است كه قشر تحصيلكرده جامعه اغلب به عنوان الگويي براي ساير اقشار به شمار ميروند اما نفوذ سبك زندگي غربي و سرمايهگذاري فرهنگي دهه 70 روي شعار «فرزند كمتر زندگي بهتر»، موجب شده تا مردم به ويژه خانوادههاي مرفه و تحصيلكرده داشتن فرزند بيشتر را با رفاه خود در تضاد ببينند.
هنوز پنجره جمعيتي كشور باز است. اين را آمار 25 ميليون جوان در جامعه ايراني نشان ميدهد.
قاضيزاده نيز با اشاره به روند كاهش جمعيت از سال 63 تأكيد كرد: ما بايد يك جا ديدهباني ميداشتيم كه به موقع هشدار دهد. تا اوايل دهه 70 خوب پيش رفتيم ولي الان هم باز به موقع فهميديم چراكه در پنجره طلايي جمعيت هستيم و 25 تا 30 سال براي جبران وقت داريم و اين طور نيست كه كار از كار گذشته باشد و با توجه به فضاي مذهبي جامعه اميدواريم بتوانيم مشكل را بهتر از بقيه حل كنيم.
با اين وجود افزايش جمعيت نيز همچون كاهش آن برنامهريزي، فرهنگسازي و عزم هماهنگ مسئولان و دستگاهها را ميطلبد اما در عمل انگار هر كس ساز خودش را ميزند.