
مدتي پيش مسئولان رسانه ملي و سازمان ميراث فرهنگي خبر از آمدن شبكهاي تلويزيوني با نام« شبكه گردشگري» داده بودند؛خبري كه هربار زماني را براي افتتاح آن مشخص ميكردند اما با رسيدن موعد مقرر، هيچ اتفاقي نميافتاد؛ هرچند قرار بود شبكه «شما» براي گردشگري و ايرانشناسي باشد اما نتوانست آنطور كه بايد و شايد دراين عرصه خودي نشان دهد و به حواشي پرداخت. اين شبكه بهنوعي براي ايرانيان داخل كشور و گردشگران محلي مناسبت دارد تا جذب گردشگر خارجي و بينالمللي يعني از هر استاني برنامهاي تلويزيوني براي شبكه توليد و پخش ميشود كه آن نيز در جاي خود نياز به بررسي و تأمل دارد.
بنابراين وقتي صحبت از تاسيس شبكهاي به نام «شبكه گردشگري» شد اميد آن ميرفت تا بتوانيم در فضاي رسانهاي، بسترسازي خوبي براي توسعه گردشگري خارجي و صنعت توريسم داشته باشيم زيرا پر واضح است كه تا ابد نميتوانيم به منابع زيرزميني و سفره نفتي متكي باشيم و لازم است صنعت بيمارگردشگري خارجيمان را احيا و تقويت نماييم و اين امر ميسور نميشود مگر با برنامهريزي هدفمند و اصولي تا پايههاي اين صنعت مهم و جهاني را تقويت كنيم.
آنچه اهميت راهاندازي «شبكه گردشگري» را دوچندان ميكند، معرفي ايران است؛ چراكه رسانههاي غربي با تبليغات منفي و سياهنمايي از اوضاع ايران، باعث شدهاند تا گردشگران خارجي در انتخاب مقصد سفر خود به ايران دچار ترديد شوند و در واقع آمدن به اينجا را نوعي ريسكپذيري براي خود بدانند. يكي از گردشگران ژاپني ميگفت اولين بار است به ايران ميآيم. ديگران من را از آمدن به اينجا ميترساندند و ميگفتند ممكن است در ايران كشته شوي، برو به امارات يا دبي ولي ايران خطر دارد. راستش ميترسيدم بيايم اما دوست داشتم بدانم ايران كجاست و چطور كشوري است. حالا كه آمدهام ميبينم شرايط با شنيدههايم خيلي فرق دارد و دوست دارم باز هم به ايران سفر كنم.
اين تنها يك مورد از حضور گردشگر خارجي است كه به قول خودش خطر را به جان خريده و به ايران آمده تا كنجكاوي خود را ارضا كند. اگر از توريستهاي خارجي ديگر هم سؤال كنيم چه بسا خاطرهاي مشابه اين گردشگر ژاپني داشته باشد. پديده ايرانهراسي در چند سال اخير تا به آنجا پيش رفته است كه ديگر حتي پاي خود را از بخشهاي خبري و مستندهاي تلويزيزني، مقالات روزنامهها ومجلات فراتر گذاشته و وارد بازيهاي رايانهاي و فيلمهاي هاليوودي و سريالهاي پربيننده شده است؛ لذا تعجبي ندارد كه تصور خارجيها در مورد كشورمان منفي شود پس بايد دست به كار شويم و ديپلماسي عموميمان را تقويت كنيم. يكي از هزاران كاري كه دراين زمينه ميتوان انجام داد همان راهاندازي«شبكه گردشگري» است بهخصوص آنكه درحال حاضر با بالا رفتن قيمت دلار اولاً ايران به كشوري ارزانقيمت تبديل شده است و ثانياً گرفتن تبليغ و رپرتاژ آگهي درشبكههاي خارجي چندان به صرفه نيست وجاي خالي اين تبليغات را شبكهاي موسوم به«شبكه گردشگري» ميتواند به خوبي پر كند البته با قدمهايي حساب شده و توانمند.
البته شبكه گردشگري نبايد تنها به معرفي آثار تاريخي منحصر شود، بلكه اين شبكه با برد بينالمللي ميتواند مانند نشنال جغرافي حيات وحش ايران را به جهان و مخاطبان خاص خود معرفي كند و از اين طريق اكوتوريسم را در ايران گسترش دهد؛ ازسويي ديگر اين شبكه تا اندازه زيادي ميتواند قالبهاي كليشهاي مردم را درمورد گردشگري بشكند و حتي درعرصه ملي هم ميتواند سفرهاي داخلي از جمله سفرهاي تعطيلات نوروزي و تابستاني را هدفمندتر كند و از خروج ارز و سفرهاي بيمورد برخي از مردم كشورمان به كشورهايي مانند تايلند و تركيه جلوگيري كند. «شبكه گردشگري» ميتواند دربالا بردن اقتصاد و درآمد مردمان محلي و حتي ناخالص ملي كمك فراواني به اقتصاد كشور كند.
اگر جانب انصاف را داشته باشيم ايران كشور امن و مطمئني است كه براي گردشگران خارجي بسيار ارزان قيمت و بهصرفه است، اما متأسفانه هنوز نتوانستهايم به خوبي كشورمان را به دنيا معرفي كنيم بنابراين اينجاست كه لزوم راهاندازي يك شبكه جامع گردشگري احساس ميشود تا مكرر با زبانهاي زنده دنيا، از ايران بگويد بهخصوص درفضاي مجازي و شبكههاي ماهوارهاي كه به نسبت مخاطبان زيادتري هم دارد. اين شبكه بايد فعال باشد تا مخاطبان درسرتاسر دنيا را نسبت با حقايق ايران آشنا كند، ولي با اين وجود هربارگفته شده درفلان تاريخ شبكه افتتاح خواهد شد و همچنان خبري نيست و چشم بهراه ماندهايم.