هر روز صبح كه از خواب بيدار ميشوي و از خانه بيرون ميزني، وقتي به جلوي دكه روزنامهفروشي رسيدي ميتواني منتظر ديدن تصوير يك بازيكن و خواندن خبري درباره جدايي او از باشگاهش باشي! اين اتفاقي است كه طي يكي، دو ماه گذشته در فوتبال باشگاهيمان زياد افتاده است، كشورهاي كوچك حاشيه خليج هميشه فارس به خصوص قطر اين روزها به طور مرموزي تور پهن كردهاند و بازيكنان شاخص فوتبال ما را صيد ميكنند و نگرانكنندهتر اينكه آنها روي مليپوشان ما زوم كردهاند.
اولين جرقه با مجتبي جباري زده شد، بعد پژمان منتظري نداي رفتن سرداد و رفت و بعد از پژمان، نكوناكم كاپيتان تيمملي هم رفتني شد، حالا چند روزي است كه خبر ميرسد سيد جلال حسيني هم پيشنهادهايي دارد مبلغ هم كاملاً اغوا كننده است چيزي بالغ بر 7ميليارد تومان براي يك و نيم فصل، هنوز درگير صحت و سقم خبر سيدجلال بوديم كه ضربه بعدي هم از سوي قطريها وارد شد، آندو تيموريان هم رفتني است. شنيدهها حاكي از آن است مبلغ پيشنهادي به مرد همه كاره اين روزهاي استقلال كمي بيشتر از مدافع پرقدرت پرسپوليس است و همين كافي است كه تيموريان هم هوايي شود. كه البته با وضعيت نابسامان مالي باشگاه استقلال و پرسپوليس منطقي هم به نظر ميرسد اما اين وسط چه اتفاقي براي فوتبال باشگاهي و به خصوص وضعيت تيمملي ميافتد.
اينكه نوع عقد قرارداد باشگاههاي ايران با اين بازيكنان به چه صورت است، مقولهاي كاملاً جداست كه بايد در فرصت مناسب به آن پرداخته شود اما همين قدر بدانيد كه اين بازيكنان در قراردادشان بندي را گنجاندهاند كه در صورت داشتن پيشنهاد خارجي ميتوانند بلافاصله با باشگاه فسخ قرارداد كرده و بدون اينكه كوچكترين ضرر و زياني را متحمل شوند از تيم جدا شوند.
از اين مسئله بگذريم، اما تيمملي، كارلوس كرش كه اين روزها انگشت اتهام بسياري از آنها كه دنبال بهانه ميگردند او را مقصر اين جريان نشان ميدهد قبلاً به شدت مخالفت خود را با حضور مليپوشان در ليگهاي بيكيفيت عربي عنوان كرده است، چون به خوبي به اين حقيقت واقف است كه ليگ هاي سطح پايين كشورهايي چون قطر و كويت تنها بازيكنان ايراني را از تب و تاب مياندازد و باعث ميشود از سطح آمادگي مطلوب فاصله بگيرند.
شاهد مثال اين مسئله ايمان مبعلي است كه وقتي متوجه شد فوتبال در حال افت كردن است بلافاصله بازگشت تا هم در ايران حضور داشته باشد و هم اينكه بيشتر جلوي چشم كارلوس كرش قرار گيرد.
اتفاق تلخي در حال رخ دادن است، كو ستارههاي فوتبال آن هم با اين وضع و به اين صورت منحصر به فرد اصلاً و به هيچ عنوان نميتواند به سود فوتبال ملي و حتي باشگاهي ما باشد. اين رنگ خطري است براي فوتبال كه صداي بلند آن را همه شنيدهاند، حتي آنها هم كه پيش از اين خود را به نشنيدن ميزدند اين روزها اين خطر را گوشزد ميكنند اما جالب اينجاست كه كسي كاري انجام نميدهد، همه مات و مبهوت فقط نگاه ميكنند، ظاهراً با توجه به عملكردهاي قبلي كاري هم نميتوانند انجام دهند، در اين بين بايد فقط اميدوار بود كه بازيكنان خود بهتر از هر كس ديگري شرايط را درك كنند، شرايطي كه تحقق آن به طور حتم به ضرر فوتبال ايران ميانجامد.