بحران مديريتي، چالش جديدي است كه گريبان پرسپوليس را گرفته و بعيد است به اين زوديها دست از سر اين تيم بردارد. پس از آنكه محمد رويانيان غزل خداحافظي را براي چهارمين بار خواند علي پروين حكم سرپرستي گرفت تا رياست دو ساله و پرحاشيه رويانيان جديجدي بهپايان برسد.
هر چند دل كندن سردار از پرسپوليس باور نكردني بود اما تغييرات هر از چندگاه مديريتي در رأس اين تيم به هيچ وجه عجيب نيست. سالهاي سال است كه قرمزها به رفت و آمدهاي مديران مختلف عادت كردهاند.
هواداران اگر ببينند مديري بيش از دو سال صندلي رياستش را از دست نداده حسابي تعجب ميكنند و علامت سوالهاي بزرگي در ذهنشان نقش ميبندد. از سال 79 به بعد درست زماني كه امير عابديني از جمع قرمزها جدا شد، نهايت مدت زمان حضور يك مديرعامل به بيش از دو سال نرسيده؛ خطيب يك سال، غمخوار دو سال، انصاري فرد دو سال، كاشاني يك سال (دور اول)، مصطفوي يك سال، كاشاني دو سال (دوره دوم) و رويانيان دو سال!
بله، اين است شرايط مديريت پرطرفدارترين تيم فوتبال آسيا، هيچ اثري از ثبات مديريتي به چشم نميخورد.
در شرايطي كه تيمهاي مطرح دنياي فوتبال براي فتح قلههاي موفقيت برنامههايي دراز مدت را در دستور كار قرار ميدهند در فوتبال ايران خبري از اين برنامهها نيست. تا آنجا كه اگر مديري ادعاي برنامه بلند مدت داشته باشد ريشخند، متلك و تمسخر تنها واكنش اهالي فوتبال به او خواهد بود. در اين ميان اوضاع پرسپوليس از رقيب سنتياش به مراتب بدتر است. همانطور كه اشاره شد چشم انداز بلندمدت در فوتبال ايران خندهدار است. در چنين شرايطي فتح تمامي جامها، صعود به آسيا و برابري با تيمهاي خارجي تنها بخشي از انتظارات مديران فوتبالي به شمار ميرود.
پرسپوليس در سالهاي اخير مديران عامل مختلفي را به خود ديده است، از غمخوار و خطيب گرفته تا كاشاني و رويانيان، منتها آخرين مديرعامل بيش از سايرين ادعاي مديريت داشت و براي نشان دادن پتانسيل بالاي خودش به هر كاري دست زد، خريد هواپيما، عقد قرارداد با ورزشكاران المپيكي و ... با اين وجود سردار هم نتوانست در صندلياش دوام بياورد و پس از چهار بار استعفا رفت. مثل هميشه پرسپوليس مانده و حوضش. پروين جانشين جديد است و بايد ديد او برنامههاي عريض و طويل رويانيان را ادامه ميدهد يا مثل هميشه برنامهاي جديد را در دستور كار قرار ميدهد.
تا بوده همين بوده. مدير جديد فعاليتهاي مدير قبل را بيفايده، بهضرر تيم و هدر دادن بودجه تلقي ميكند و نويد روزهاي خوش آينده با مديريت خودش را ميدهد. در صورتي كه موفقيت يك تيم فوتبال ارتباط تنگاتنگي با طرحهاي طولاني مدت و اجراي دقيق آنها دارد؛ چيزي كه در ليگ برتر كشورمان اثري از آن ديده نميشود. هواداران پروپا قرص پرسپوليس از برنامههاي مديرعامل مستعفي تا حدودي با خبرند. مشكل اينجاست كه در فوتبال ما مديري پيدا نميشود كه به نظر مدير قبلي احترام بگذارد و دنبالهرو برنامههاي پيشين باشد. يك درصد هم نبايد انتظار داشت، مدير عامل جديد سرخپوشان، چه پروين باشد چه هر كس ديگري، بدون شك دانشگاه پرسپوليس، هواپيماي پرسپوليس، المپينهاي پرسپوليس و ... به دست فراموشي سپرده ميشوند.
پرسپوليس فعلي آن چيزي نيست كه هواداران ميخواهند، از كورس قهرماني عقب مانده، از جام حذفي كنار رفته و در مورد مديرعاملياش هم بحث و مناقشه بسيار است. اين مشكل بارها بر اين تيم سايه انداخته و هر بار باگذشت زمان و پرداخت هزينههاي سنگين بر اين مسئله فائق آمدهاند. با اين حال نبايد فراموش كرد كه رسيدن به ساحل آرامش فقط و فقط با برنامهريزي و اجراي آن توسط مديران متعهد ميسر ميشود، نه اينكه هر كسي دم از عشق ديرينه به پرسپوليس بزند و تنها با سوء استفاده از نام اين تيم به مقاصد خود برسد.