زندگي انسانها در وراي آرامش ميتواند رنگ تازهتري از شادي را انعكاس دهد و به تبع آن، رفتارهاي جمعي (افراد، خانواده، اجتماع) در مسيري مثبت، قرار گيرد.
تغيير فضاي زندگي و صعود از پلههاي تكنولوژي، همانگونه كه ميتواند مزيتهايي را در پي داشته باشد، معايب قابل توجهي را نيز ميتواند در برداشته باشد. يكي از بزرگترين معايب كه محصول اين صنعت بزرگ براي انسانهاست، سلب آرامش، يا آرامشزدايي است.
اين روزها، رنگهاي خوشرنگ و تجويزهاي خوش آب و رنگتر اين دانههاي ريز و درشت، آنچنان وسوسهانگيز و اغواگر شده كه كمتر كسي است با نام اين تيلههاي رنگي در اشكال مختلف هندسي آشنا نباشد؛ تيلههاي ريز و درشتي به نام قرصهاي آرامبخش!
به گفته بسياري از پزشكان و كارشناسان، داروهاي آرامبخش در ابتدا مؤثر بوده و اثر تسكينبخشي بر دردهاي جسماني و رواني دارند، امّا پس از مدتي مصرف، آثار مخربي بر جاي ميگذارند و بدن، نه تنها ديگر به اين مسكنها پاسخ نميدهد، بلكه تأثير عكسي بر ذهن و سيستم عصبي نيز ميگذارد.
با مصرف اين قرصها، تا مدتي آرامشي مقطعي حاصل ميشود، اما پس از مدتي، قرصها اثربخشي خود را از دست ميدهند و بايد دوز دارويي را افزايش داد. بازهم به اين نقطه ختم نميشود و با توجه به اين افزايش، باز هم اثر بخشي داروهاي آرامبخش پس از مدّتي از بين ميرود!
عوامل متعددي ميتوانند در ناگزير شدن افراد به مصرف اين داروها نقش داشته باشند.
تأخير عملكرد سندرم در خواب، يكي از عواملي است كه موجب بروز اختلال بينظمي در خواب شبانه ميشود. مصرف مواد محركي چون كافئين، نيكوتين، شكر و داروهاي خواب آور نيز مزيد علّتي بر بيخوابي است.
افسردگي، نااميدي، هيجانهاي فراحد، دلمشغوليهاي روزمره و روزمرگي، تغذيه نامناسب، خشم و ناآراميهاي ذهني، تشويش و دلهرههاي مداوم، تغيير سبك زندگي، تغيير مكاني و زماني (سفر به نقاط ديگر) و بحرانها نيز، از دلايل ديگر قابل تأمل و تعمق بيخوابي هستند. فشارهاي روحي متعددي ميتواند زمينه ناآراميهاي ذهني را فراهم و شخص را به مصرف اين قرصها ترغيب كند. آرامش حاصله از مصرف اين قرصها، شخص را بر آن ميدارد كه با كوچكترين ناراحتي و فشاري، به اين مسكنهاي مقطعي روي آورد تا ساعات باقيمانده بيداري، از فكركردن و آشفتگي ذهني در امان باشد و سريعتر از زمان معمول، فرايند خواب را طي كند. اين امر، سبب عادت مزمن تكرار ميشود و بدن در طولانيمدت، ديگر به تأثير قرصها واكنش مثبت نشان نميدهد و ناآراميها و تنشهاي ذهني چند برابري را براي شخص ايجاد ميكند. فشارها و بحرانهاي عاطفي و درونريزيهاي احساسي نيز، از عواملي هستند كه شخص را براي رهايي از حيطه تشويش و بيقراري، به خوردن قرصهاي آرامبخش واميدارند، غافل از اينكه فشارهاي رواني را نميتوان با دانههاي وسوسهانگيز رنگي فروكش كرد و اين، خود بستري براي ايجاد مشكلات بزرگتر خواهد بود.
افراد با مصرف داروهاي بنز و ديازپام كه متأسفانه دارويي اعتيادآور است و در طولانيمدت اثر سوئي برجا ميگذارد، ضربه مهلكي بر سيستم عصبيشان وارد ميكنند.
گاهي برخي پزشكان، مصرف مقدار كمي از داروهاي ضد ناهنجاري را به اين بيماران پيشنهاد ميكنند كه در يك مقطع زماني كوتاهمدت پاسخگو است، امّا اثر سوء آن بر سيستم عصبي آنچنان است كه ارزش مصرف اين داروها را از بين ميبرد.
از نظر كارشناسان و پزشكان سه نوع بيخوابي وجود دارد:
1) بيخوابي گذرا: اين بيخوابي سه روز تا يك هفته به طول ميانجامد و دليل آن، اغلب استرس است.
2) بيخوابي حاد: سه هفته تا شش ماه به طول ميانجامد.
3) بيخوابي مزمن: بيش از يك سال يا سالها به طول ميانجامد كه از عوامل آن، خوابآلودگي، خستگي عضلاني، روحي و توهم است.
عوارض جانبي بيخوابي در افراد، عواملي از قبيل: كاهش بهره ذهني، افسردگي، كاهش قدرت ايمني بدن، افزايش خطر اختلالات عصبي، قلبي ـ عروقي و چاقي است.
قطعاً براي درمان استرس و بيخوابي، راه بهتري جز مصرف اين قرصهاي مخرب نيز وجود دارد!
از ابتداي خلقت، خانواده، امنترين و محكمترين پايگاه براي حفظ شخص از ناامنيهاي رواني، عاطفي، بيروني و رسيدن او به تكامل و تعالي بوده است. ميتوانيم با تعديل رفتارهاي اجتماعي و برخورد منطقي با مسائل مهم و حاشيهاي زندگي، بر عوامل استرسزا غلبه كنيم و آرامش را به ذهن خسته بازگردانيم. به جاي مصرف اين آرامشدهندههاي مقطعي ميتوان از نسخه ديگري بهره برد. مسائل حاشيهاي و روزمره و دغدغههاي روزمرگي، ذهن را خسته ميكند و تعادل و نوسان فكري را مختل مينمايد. پس ميتوانيد با فاصله گرفتن از مسائل حاشيهاي و افكاري كه ذهنتان را آلوده و مسموم ميكند، آرامش را به ذهنتان مستولي كنيد.
زندگي پر از حوادثي است كه هرلحظه در معرض رخ دادن است، پس ميتوان با واقعگرايي و غلبه بر خشمهاي آني، از استرس دوري كرد. خاطرههاي خوب گذشته و لحظههاي شيرين سپري شده نيز ميتواند تمام وجود را انباشته از لذتي عميق كند. تكرار و ورق زدن خاطرههاي خوش روزهاي باهم بودن و روزهاي خندههاي كودكانه و بيدغدغهبودنهاي نوجواني! روزهايي كه هوايش، وسوسه نفس كشيدن در رگ داشت و آرامش را مهمان خانههاي دلمان ميكرد. انديشيدن به آن روزهاي نه چندان دور ميتواند مرهمي بر زخمهاي ذهن خسته باشد. زندگي پر از مسائل چالش برانگيزي است كه خواه ناخواه با آن روبهرو ميشويم.
از ديرباز ما را به ورزش كردن ترغيب كردهاند.
ورزش ميتواند هم سلامتي فكري، هم سلامتي جسمي را براي ما به همراه داشته باشد و حضور در مكانهاي ساكت و خلوت ميتواند ذهن مغشوش را آرام كند و به ما كمي فرصت فكر كردن و درست انديشيدن دهد؛ پس به كوه رفتن، شناكردن و بازيهاي فكري، ميتوانند به آرامش ذهني كمك كنند. حضور در مكانهاي پرتنش و پراضطراب، ذهن ما را درگير ميكند و انسجام ذهني را به هم ميريزد. دوري كردن از اين مكانها ميتواند به آرامش افراد كمك كند. موسيقي درماني يكي ديگر از راههاي رسيدن به آرامش است. موسيقيهاي سنتي و آرام، با پيشينه و سنتهاي ما عجين هستند و مليت و اصالت ما را درخود تلفيق كردهاند. در اين روزها و در حجم سنگين زمان، هنگامي كه انسانها به دليل دغدغههاي روزمره و فشارهاي زندگي، ذهنشان خالي از هر داشتهاي ميشود، خواندن و مطالعه كردن نيز ميتواند اين تشويشها را كمي التيام بخشد.