آموزش و پرورش اين روزها پشت درهاي بسته اداره ميشود و هر خبري هم كه منتشر ميشود يا توليدي روابط عمومي اين وزارتخانهاند يا در موقعيت متكلم الوحده مسئولان اين وزارتخانه بيان شدهاند.
از طرفي رسانهها هم به خاطر اينكه از رسالت خود جا نمانند، سعي ميكنند پاسخ ابهامات افكار عمومي را از زبان ديگران بيابند و منتشر كنند و چون خود در جريان مستقيم اقدامات وزارت آموزش و پرورش قرار نميگيرند براي اظهار نظر نسبت به اقدامات چند ماه گذشته دست به دامن كارشناسان و صاحبنظران و مديران سابق ميشوند.
در صحنه ديگري هم مسئولان آموزش و پرورش در چند ماه گذشته به جاي بيان اقدامات و برنامههاي خود، هر مسئلهاي را به ضعف عملكرد گذشته ارتباط ميدهند و فضاي حاكم بر جامعه را كه حاصل بينظميهاي اقتصادي دوران گذشته است به حوزه تعليم و تربيت نيز تعميم ميدهند و همه چيز را گردن مديران و دولت سابق مياندازند و اقدامات خود را ترميمي عنوان ميكنند. نتيجه اين شيوه مديريت دستگاه تعليم و تربيت به بازي پينگ پنگ تبديل شده كه صداي ضربات آن اعصاب و آرامش فرآيند آموزش و پرورش را نشانه گرفته است.
به طور كلي يك ماه گذشته انتقادات به آموزش و پرورش شيب مثبت و تندي به خود گرفته اما آموزش و پرورش بدون توجه به اطراف، مسيري را ميرود كه درباره آن، افراد درون دايره محدودي نظر ميدهند و هر جا هم كه انتقاداتي مطرح شد، آن را به گردن سوءمديريتهاي گذشته مياندازد. اگر چه اين روند در دولت كنوني روال شده، اما در مورد آموزش و پرورش وجه افراطي به خود گرفته است.
عملكرد بسته اين وزارتخانه حتي پا را از محدوده رسانهها فراتر گذاشته و به حدي رسيده كه حتي نهادهاي نظارتي هم سر از اقدامات آن در نميآورند و در جريان اقدامات آن قرار نميگيرند. به طوري كه رصد اظهارات نمايندگان مجلس در مورد آموزش و پرورش نشان ميدهد همه يا در جهت تأمين نظر رسانهها هستند يا مواردياند كه توجه اغلب رسانهها را به خود جلب كرده و بسيار برجستهاند؛ مثل جريان عزل و نصبها در آموزش و پرورش و داستان لغو تعطيلي پنجشنبهها.
اما در اين ميان آموزش و پرورش همچنان از بيبرنامگي براي رفع بيش از 700 نقطه چالش برانگيزي كه در گزارش 100 روزه وزير آمده بود از جمله ساماندهي نيروي انساني، نظام رتبهبندي معلمان، فعاليتهاي تربيتي و پرورشي و توسعه مشاركتها رنج ميبرد.