نام گزينههاي زيادي روي ميز است، گزينه هايي براي نجات پرسپوليس، مديراني كه نامشان در رسانهها بولد ميشده و گفته ميشود كه ميخواهند دواي درد اين روزهاي پرسپوليس باشند. تيم بزرگي كه سالهاست روي آرامش نديده، تيمي كه آن قدر تغييرات مديريتي و فني به خودش ديده است كه هواداران اين تيم هر لحظه در انتظار يك شوك جديد هستند. در فصل جديد هم كه همه چيز خوب شروع شد به يكباره بار ديگر حاشيهها امان تيم را بريد همان حكايت فصلهاي كابوس وار پيش دوباره تكرار شود، حاشيههايي كه با ناكامي پرسپوليس در چهار بازي گذشته شروع شد و با بالا گرفتن اختلاف رويانيان و وزارت ورزش و در نهايت رفتن مديرعامل تيم ادامه پيدا كرده است.
حالا بار ديگر پرسپوليس در انتظار يك مدير جديد است، مديري كه قرار است اين تيم را دوباره از نو بسازد و در اين بين هيئت مديره قرمزپوشان قرار است جانشين رويانيان را معرفي كند. هر چند وزير ورزش ديروز تأكيد كرد كه هيئت مديره پرسپوليس تصميم نهايي را درباره آينده مديريتي تيم خواهد گرفت اما نميتوان نقش وزارت ورزش را درباره آينده باشگاه پرطرفدار پايتخت ناديده گرفت، وزارت ورزش دخالت در تعيين مديرعامل جديد را انكار ميكند اما بهطور حتم حكم مديرعاملي پرسپوليس به نام مدير مورد تأييد محمود گودرزي خواهد خورد، همان طور كه در انتخابات كميته ملي المپيك گزينه وزارت به پست رياست رسيد.
در بين گمانهزنيهاي اين روزهاي رسانهها درباره جانشين رويانيان نامهاي تكراري كه اغلب مديران گذشته پرسپوليس هستند به چشم ميخورد، مديراني كه اغلب ميراثي جز بدهيهاي ميلياردي نداشتهاند. با اين حال فارغ از نامهاي مطرح شده بايد گفت وزارت ورزش بايد فكر عاجلي براي برون رفت قرمزها از اين شرايط پيدا كند. پرسپوليس سالهاست كه ديگر آن تيم ترسناك گذشته نيست و به قول قديميهاي اين تيم، ابهت آن ريخته شده است. براي رهايي از اين بحران هر چند ميتوان به يك مسكن و تزريق پول اكتفا كرد اما اين درمان اگر چه در كوتاه مدت جواب خواهد داد اما بعد از مدتي همه چيز به روز اولش باز ميگردد.
مديران گذشته پرسپوليس را به ياد بياوريد، آنها مديراني دولت ساخته بودند كه در يك سيستم مديريتي معيوب رشد كرده بودند و با رابطه و رانت حكم مديرعاملي پرسپوليس به نامشان خورده بود، مديراني كه به جاي اينكه مدير درآمدزايي باشند مديران هزينه بودند. همين بود كه هر مديري كه ميرفت بدهي روي بدهي ميگذاشت تا جايي كه الان با رفتن رويانيان از بدهي 40 ميلياردي قرمزها صحبت ميشود.
علاوه بربه جا گذاشتن بدهيهاي ميلياردي، اكثر مديران سابق پرسپوليس بيشتر از آن كه آينده نگر باشند و با برنامههاي بلند مدت به ساختن ريشهاي باشگاه فكر كنند با شعارها و وعدههاي پوپوليستي سعي در اين داشتند تا خيلي زود خودشان را در دل هواداران جا بدهند و هميشه در رسانهها حضور فعالي داشته باشند. اتفاقاتي كه در زمان رويانيان به صورت مشهود رخ داد و او را ميتوان سرآمد مديران پوپوليست پرسپوليس در سالهاي گذشته ناميد كه به پشتوانه رانتهايي كه از مراكز قدرت دريافت ميكرد دست به كارهايي ميزد كه تنها براي چشم هواداران بودو نتيجهاي هم عايد پرسپوليس نميشد و حتي ضربههاي ويرانگري به فوتبال ايران زد مانند قراردادهاي ميلياردي كه در ابتداي حضورش در پرسپوليس آن را باب كرد تا ديگر فوتباليستها به امضاي قرارداد زير يك ميليارد راضي نشوند.
حالا به نظر ميرسد وزارت ورزش بايد با بررسي روند مديريتي پرسپوليس در سالهاي گذشته در انتخاب مديريت اين تيم يك تجديدنظر اساسي انجام بدهد. انتخاب يك مدير عملگرا ميتواند چاره درد پرسپوليس باشد، مديري كه راه مديران گذشته را نرود، مديري كه علاوه بر آشنايي با فضاي فوتبال و ورزش، متخصص هم باشد. به جاي اينكه به حضور بيشتر در رسانهها بينديشد، به دنبال ساختن ريشهاي پرسپوليس باشد. مديري كه به جاي حرف زدن عمل كند و به جاي مديريت هزينه به سمت درآمدزايي پيش برود و با ميزان كردن درآمدها و هزينههاي باشگاه بدهيهاي ميلياردي از خودش به يادگار نگذارد. با انتخاب چنين مديري ميتوان به آينده پرسپوليس و بازگشتش به روزهاي خوب اميدوار بود و در اين راه وزارت ورزش است كه بايد قدم اول را بردارد، قدمي كه لازمه آن يك خانه تكاني اساسي است.