
هزاران اوكرايني در 21 نوامبر و ساعاتي پس از غروب به خيابانها ريختند تا شعار بدهند: «ما ادغام در اروپا را خواستاريم». اين شعار پاسخ آنها به اقدام ويكتور يانكويچ، رئيسجمهور اوكراين بود كه تصميم گرفته بود از جريان مذاكره با اتحاديه اروپا صرف نظر كند. اين مذاكرات از 2012 شروع شده و قرار بود سند نهايي چند روز بعد طي مراسمي در شهر ويلنيوس به امضا برسد كه يانكويچ تمامي فعاليتها را به تعليق درآورد و اينك، معترضان اوكرايني كه دل به اين توافقنامه بسته بودند نه تنها امضاي آن را منتفي ميديدند بلكه شاهد تمايل رئيسجمهور خود به نزديكي با روسيه نيز بودند. حدس معترضان چندان بيجا نبود زيرا چند روز و در اوج اعتراضات، يانكويچ به مسكو رفت تا در كنار ولاديمير پوتين، رئيسجمهور روسيه توافقنامههاي دو طرف را امضا كند. حالا اعتراضات در كيف و ديگر نقاط اوكراين فروكش كرده اما نميتوان به اين وضعيت خوشبين بود و امكان سربلند كردن فريادها وجود دارد و از سوي ديگر، يانكويچ و دولتش به جاي معترضان بيشتر خود را در برابر دو حلقه اتحاديه اروپا و روسيه ميبينند و اينكه چگونه خط مشي اوكراين را بين اين دو حلقه پيش ببرند.
طرح مشاركت شرقي
مشكلي كه در كيف و با اعتراضات برخي از طبقات اجتماعي اين كشور ايجاد شد بيش از هر چيز به موضوع پيشروي اتحاديه اروپا به سوي شرق ارتباط دارد. به همين دليل است كه معترضان امضاي توافقنامه تجاري با اتحاديه اروپا را به معناي گام اصلي براي پيوستن اوكراين به اين اتحاديه ميدانند و اين موضوع در شعارهاي آنها بيان شد. انصراف يانكويچ از امضاي توافقنامه از نظر معترضان تنها ميتوانست يك معنا داشته باشد و آن خودداري او از برداشتن اين گام. 9سال پيش نيز اوكراين شاهد اين رويارويي بود اما معترضان در آن موقع به ميدان استقلال كيف آمدند و چادرهاي خود را برپا كردند تا به انتخابات رياست جمهوري و پيروزي يانكويچ اعتراض كنند. معترضان در 9 سال پيش موفق شدند و پيروزي آنان به نام انقلاب نارنجي تمام شد و ابتدايي شد براي يك سلسله انقلابهاي رنگي كه در برخي از جمهوريهاي برآمده از شوروي ايجاد شد اما اين بار قضيه انقلابي براي سرنگوني يانكويچ نبود و خواسته معترضان بر امضاي توافقنامه با اتحاديه اروپا بود، خواستهاي كه از سوي سران اتحاديه در بروكسل مقبول بود چون تحقق اين خواسته اصل اساسي در طرح گسترده آنان به نام مشارك شرقي ( Eastern Partnership)است.
طرح مشاركت شرقي برنامه گسترده اتحاديه اروپاست تا با اجراي اين طرح زمينه براي الحاق شش كشور از اعضاي شوروي سابق به اتحاديه اروپا فراهم شود. اين شش كشور عبارتند از: اوكراين، آذربايجان، ارمنستان، بلاروس، گرجستان و مولداوي كه از مجموعه اين كشورها، طرح مشاركت تنها در مورد دو كشور گرجستان و مولداوي پيشرفت داشته و در مورد چهار كشور ديگر هنوز در مراحل مقدماتي است. اصل طرح بر مبناي اقتصادي تنظيم شده تا سياسي؛ به اين نحو كه اتحاديه اروپا قبل از شروط سياسي در مورد حقوق شهروندي، فعاليت احزاب يا ديگر مسائل طرح را بر مبناي معيارهاي اقتصادي برنامهريزي كرده است. دليل طراحان اروپايي در اولويت اقتصادي بر سياسي به دو جهت روشن ميشود؛ نخست آنكه اتحاديه اروپا در وضعيت فعلي خود و شرايط كشورهاي شامل اين طرح چارهاي ندارد تا اولويت به اقتصاد بدهد. شرايط اقتصادي خود اتحاديه چندان در وضعيت مناسبي نيست و از طرف ديگر، وضعيت اقتصادي اين شش كشور در حوزههاي مختلف اقتصادي مثل بازار كار و وضعيت اشتغال، سرمايهگذاريها، گردش مالي و نظام بانكي به مراتب پايينتر از معيارهاي اتحاديه هستند و سالهاي زيادي طول ميكشد تا اين كشورها بتوانند به حداقل شرايط مورد نظر اتحاديه برسند. جهت دوم در اين است كه برآورده كردن اولويتهاي اقتصادي به مراتب آسانتر از اولويتهاي سياسي هستند به خصوص اينكه بسياري از اين كشورها هيچ علاقهاي به برآورده كردن شرايط سياسي اتحاديه نيستند و تأكيد اتحاديه بر اين شرايط باعث ميشود تا اين كشورها در همان اول از ورود به طرح مشاركت صرفنظر كنند. در واقع، اتحاديه اروپا در مورد اين شش كشور روندي متفاوت با گفتوگوهايش با تركيه بر سر عضويت آن در اتحاديه اجرا ميكند چراكه قصد اصلي اتحاديه در مورد اين شش كشور به الحاق آنهاست برخلاف تركيه.
اوكراين و طرح مشاركت
اوكراين در طرح مشاركت شرقي نسبت به پنج كشور ديگر يك مورد برجستهتر است. دليل اول به شرايط اقتصادي اين كشور مربوط ميشود كه به خصوص دو محور وسعت خاك و ميزان جمعيت اين كشور اهميت خاصي دارند. اوكراين نه تنها در ميان شش كشور بيشترين وسعت خاك را دارد بلكه در صورت اجراي طرح و الحاق به اتحاديه اروپا، وسيعترين كشور اين اتحاديه خواهد شد كه منابع معدني و كشاورزي آن يكي از مهمترين سرمايههاي اتحاديه خواهد شد. از سوي ديگر، جمعيت 46 ميليون نفري اوكراين در نظر مقامات اتحاديه اروپا يك فرصت مناسب بازار كار است تا با پيوستن اين مجموعه كاري به چرخه توليد اروپايي، از يك نيروي كار به مراتب ارزانتر از نيروي كار موجود در كشورهاي عضو اتحاديه برخوردار شوند. دليل دوم و مهمتر در شرايط سياسي است. نزديكي اوكراين به مجموعه اتحاديه اروپا باعث ميشود تا اين كشور در طرح مشاركت شرقي به منزله دروازه اين طرح براي ورود اتحاديه به عمق سرزمين شوروي سابق باشد؛ وضعيتي كه پنج كشور ديگر از آن برخوردار نيستند. با اين وضعيت است كه همكاري يا عدم همكاري اوكراين با طرح مشاركت شرقي به معناي موفقيت يا شكست اين طرح است كه حتي امضاي نهايي توافقنامه از سوي گرجستان و مولداوي نيز نميتواند تضميني براي موفقيت نهايي اتحاديه اروپا براي عضويت هر شش كشور باشد بايد توجه داشت كه تلاشهاي غرب براي كشاندن گرجستان به جبهه خود تاكنون موفقيتي نداشته و حتي پيروزي اخير جبهه تا اندازهاي متمايل به مسكو در انتخابات اخير پارلماني گرجستان نشان از شكست تلاش چند ساله غرب بود. به نظر ميرسد كه يانكويچ به خوبي از وضعيت ويژه كشور خود در ميان شش كشور آگاه است و انصراف او از رفتن ويلنيوس براي امضاي توافقنامه به همين جهت است.
يانكويچ در برابر طرح روسي
مسئلهاي كه براي يانكويچ ايجاد شده قرار گرفتن او برابر دو طرح است؛ طرح مشاركت شرقي اتحاديه اروپا و طرح اتحاديه گمركي روسي. روسيه پيش از اين اتحاديه گمركي خود را با دو كشور بلاروس و قزاقستان ايجاد كرده كه در واقع، اين اتحاديه بر اساس پيمان دوستي ايجاد شد كه سه كشور در سالهاي نخست پس از فروپاشي شوروي سابق بين خود منعقد كردند. قرار است تا اتحاديه گمركي مبناي گستردهاي براي پيوند دو قاره آسيا و اروپا شود كه البته اين دورنمايي چندان بعيد هم نيست. مسكو ميتواند خيالش بابت كشورهاي آسياي مركزي براي پيوستن به اين اتحاديه تا اندازه زيادي راحت باشد و علاوه بر اين، ارمنستان در قفقاز جنوبي نيز آمادگي دارد تا به اين اتحاديه بپيوندد. وضعيت اوكراين نسبت به اين اتحاديه روسي درست مثل همان نقشي است كه در طرح مشاركت شرقي اتحاديه اروپا دارد به اين معنا كه وضعيت اوكراين در اتحاديه روسي حكم حلقه اتصال دو جبهه آسيايي ـ اروپايي به يكديگر است كه در صورت حركت اوكراين به طرح مشاركت اين حلقه اتصال در اتحاديه روسي شكسته خواهد شد. به اين جهت است كه مسكو به هيچ صورت حاضر نخواهد شد اوكراين در طرح مشاركت اروپايي قرار بگيرد و حاضر است هر كاري بكند تا مانع اين امر شود و در وهله بعد، كيف را وارد اتحاديه گمركي خود كند جداي از اينكه اوكراين از جهت ديگري نيز براي كرملين اهميت خاصي دارد. اين جهت ريشه تاريخي دارد چراكه روسيه در زمان پطر كبير با فتح سرزمين اوكراين بود كه توانست به قدرت واقعي امپراطوري خود برسد و اكنون نيز روسيه براي حفظ جايگاه بينالمللي خود در برابر ديگر قدرتهاي جهاني چارهاي جز حفظ اوكراين در كنار خود ندارد.
وقتي كه يانكويچ عازم مسكو ميشد اين تصور به وجود آمد كه ديدار او با پوتين موجب موافقتش با عضويت اوكراين در اتحاديه گمركي روسيه خواهد شد اما اين تصور غلطي بود. يانكويچ در روسيه توانست امتيازهاي قابل توجهي مثل تخفيف يك سوم درصدي قيمت گاز يا وام چندين ميليارد دلاري از روسيه به دست آورد بدون اينكه عضويت اوكراين به اتحاديه گمركي را بپذيرد. تاراس كوزيو، پژوهشگر مدرسه مطالعات پيشرفته بينالمللي در واشنگتن معتقد است سياست اصلي يانكويچ و صاحب نفوذان دونهتسك در شرق اوكراين در زمينه اقتصادي بر مبناي ناسيوناليستي است به اين معنا كه آنها نه خواهان واگذاري حاكميت ملي خود به اتحاديه اروپا هستند و نه روسيه. به جاي اين، آرزوي آنها اوكرايني است آزاد از مداخلات بروكسل يا مسكو. اين نتيجه از مقاومت يانكويچ در برابر دو طرح مشاركت شرقي و اتحاديه گمركي معلوم است و بايد گفت چيزي كه معترضان در ميدان استقلال كيف به آن توجهي ندارند در همين امر است. معترضان با قبول طرح مشاركت شرقي آرزوي اوكراين پيوسته در اتحاديه اروپا را دنبال ميكنند اما متوجه نيستند كه اتحاديه هماكنون و با شرايطي كه در برابر كيف قرار داده فقط به دنبال يك كشور تابع است و نه كشوري برابر و همسنگ با كشورهاي قدرتمند خود. اين چيزي است كه يانكويچ از آن اطلاع دارد اما حاضر نيست براي پرهيز از آن به گزينه روسي روي آورد بلكه قصد دارد تا همچنان گره كوري براي هر دو طرف باقي بماند تا هر چه بيشتر از هر طرف امتيازات بيشتري به دست آورد.