آمار را هم كه كنار بگذاريم ميبينيم بسياري از خانوادههاي دوروبرمان يك بچه بيشتر ندارند. به همين خاطر هم است كه اين روزها نرخ رشد جمعيت كشور به 3/1 رسيده است و سهم هر زن از جمعيت كشور حتي دو فرزند هم نيست و نرخ باروري 7/1 است. از چالشها و دردسرهاي اين كاهش جمعيت در پيري هرم سني جامعه هم كه بگذريم به پديده تك فرزندي و تبعات آن چه براي خود بچههاي يكي يكدانه و چه براي پدر و مادرها ميرسيم. از همه بدتر اينكه اغلب اين بچههاي نازپرورده وقتي ميخواهند وارد جامعه شوند هم خودشان آسيب ميبينند و هم جامعه در برابر افرادي كه اغلب در فضايي متفاوت و با تربيت خاص حضور يك فرزند در خانواده بزرگ شدهاند دچار مشكلاتي خواهد شد.
اما خب سازمان جهاني بهداشت در قالب برنامههاي بهداشتي - درماني براي ما نسخه تنظيم خانواده پيچيده است و ما هم بيتوجه به عواقب اين موضوع شعارهايي نظير « فرزند كمتر، زندگي بهتر» را آنچنان پذيرفتهايم كه امروز بايد براي كاهش جمعيت دنبال دوا و درمان بگرديم. اين در حالي است كه همان غربيهايي كه براي ما نسخه كاهش جمعيت را پيچيدهاند و فرزند كمتر را به يك ارزش مبدل نمودهاند، وقتي پاي جمعيت خودشان به ميان ميآيد رفتارهايشان 180 درجه تغيير ميكند و خانوادههاي داراي فرزند بيشتر مورد تشويق قرار ميگيرند و سياستمداران، بازيگران و افراد مشهور داراي بچههاي زياد را به عنوان الگوهايي براي جامعه خود معرفي و تبليغ ميكنند.
اگر ما بخواهيم نگاه مقلدانه هم داشته باشيم، خانوادههاي غربي خيلي هم كم جمعيت نيستند و در بين آنان خانوادههايي با بيش از 10 فرزند هم ديده ميشود.
انقراض نسل خاله، دايي، عمه و عمو
«يادش بخير»كمي كه به عقب بر ميگرديم به ياد خانه پدر يا پدربزرگ ميافتيم. خانههاي قديمي با ديوارهاي آجري، حياط و حوضي كه با دورچيني از گلدان شمعداني تزئين شده بود و وقتي همه اهالي خانواده دور هم جمع ميشدند، تمام حياط خانه پر ميشد از صداي پر شور و شوق بچهها.
خواهر، برادر، پسر و دخترخاله، پسر عمو و دختر عمو و فرزندان عمه كه به هم ميرسيدند تمام خانه را روي سرشان ميگذاشتند. اينها بهترين بخشهاي كتاب خاطرات زندگيمان هستند كه وقتي آنها را به خاطر ميآوريم شيريني لبخند را روي لب حس ميكنيم. حالا اما بچههاي ما اغلب يكي يكدانهاند و تا دلتان بخواهد امكانات دارند؛ رايانه، انواع و اقسام بازيهاي رايانهاي با امكاناتي كه در كودكي ما به تخيلمان هم راه نمييافت اما همبازيهايشان هم شدهاند همين ابزار و شخصيتهاي مجازي كه از دل رايانه يا بازيهاي رايانهاي بيرون ميآيند نه همبازيهاي حقيقي. راستش را بخواهيد خيلي وقتها همبازيهاي دنياي واقعي خيلي خيلي كم شدهاند چراكه اگر خاله، عمه، دايي يا عمو وجود داشته باشند و نسلشان منقرض نشده باشد، چالشهاي ديگري بر سر راه است. خاله هنوز ازدواج نكرده تا بچهاي داشته باشد. دايي هم اگر وجود خارجي داشته باشد يك بچه بيشتر ندارد. عمو و عمه هم يا اصلاً نيستند يا فعلاً براي داشتن بچه برنامهاي ندارند. خلاصه اينكه تمام فاميل حول محور دو، سه بچه ميچرخد تازه در خانوادههايي با جمعيت متوسط.
ديكته كاهش جمعيت براي مسلمانان !
بگذريم از اينكه خيلي از خانوادههاي غربي هم شرايطي مانند شرايط امروز جامعه ما را دارند و به دلايل متعدد از بچهدار شدن امتناع ميورزند و همين امر موجب رشد صفر يا منفي جمعيت آنها شده است اما در عوض خيليهاي ديگر هم تعداد زيادي بچه دارند. در بين اين خيليها ميتوان چهرههاي سرشناسي را ديد از كانديداي رئيسجمهوري امريكا گرفته تا بازيگران و كارگردانان سرشناسي چون چارلي چاپلين و مل گيبسون و حتي فوتباليست انگليسي ديويد بكهام كه چهار فرزند دارد.
از همين روست كه رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خامنهاي در ديدار با اعضاى همايش ملى «تغييرات جمعيتى و نقش آن در تحولات مختلف جامعه» فرمودند: «يك نگاه مقلدانهاى به زندگى غربى يا به زندگى اروپايى وجود داشته كه به اينجاها منتهى شده و ميراث آن به ماها رسيده. ما هم در يك برههاى از زمان غفلت كرديم، كارى كه بايد انجام بدهيم انجام نداديم. درحالىكه امروز در [بعضى از] همين كشورهاى غربى از كاهش بارورى دارند زيان مىبينند و پشيمانند و در بعضى از كشورهاى غربى مطلقاً كاهش بارورى وجود ندارد يعنى خانوادههاى پرجمعيت، مثلاً خانواده امريكايى با 10، 12 بچه، چطور خانواده ايرانى [كه] ميخواهد از او تقليد كند بايد حتماً يك بچه داشته باشد يا دو بچه!»
در اين گزارش ميخواهيم نمونههايي از اين خانوادههاي پر جمعيت اروپايي را به عنوان مصاديقي از تناقضات سياستهاي جمعيتي غرب مورد بررسي قرار دهيم.
خانوادههاي سرشناس و پرجمعيت در مغربزمين
ميت رامني، نامزد حزب جمهوريخواه در انتخابات رياست جمهوري سال 2012 داراي يك خانواده پر جمعيت با پنج فرزند و 23 نوه است كه در نهايت رقابت را به باراك اوباما نامزد دموكراتها واگذار كرد.
خانم «اورزولا فون در لاين» وزير سابق كار و امور اجتماعي آلمان و وزير دفاع جديد اين كشور نيز يكي از محبوبترين سياستمداران آلماني و مادر هفت فرزند است. وي علاوه بر پزشكي تحصيلكرده اقتصاد نيز است. پدرش ارنست البرخت سابقه نخستوزيري را در ايالت ساكسونيا دارد و از اعضاي ارشد حزب اتحاديه دموكرات مسيحي به شمار ميرود.
لاين در سمت وزير كار و امور اجتماعي دست به اقدامات مهمي زد كه محبوبيت او را به ميزان زيادي افزايش داد. از جمله اين اقدامات ميتوان به برنامه مدرسههاي مهدكودك با اختصاص ميلياردها يورو از سوي دولت، تحميل سهميهبندي براي زنان در هيئت مديره شركتهاي آلماني، اختصاص كمكهاي مالي براي زنان هنگام تولد فرزند معادل ۶۷ درصد از حقوق اصلي خود اشاره كرد.
زني 37 ساله با 16 فرزند! شايد براي ما تعجب آور باشد اما بايد بدانيد چنين خانوادهاي در انگلستان وجود دارد. اين خانواده پر جمعيت بريتانيايي تقريباً هر سال به تعدادش اضافه ميشود و اين مادر ۳۷ ساله همچنان به فرزندان بيشتري فكر ميكند.
سو رادفورد و شوهرش «نوئل» 16 فرزند دارند كه در اين ميان ۹نفر پسر و هفت نفر دختر هستند. اين زوج در هفته ۲۵۰ پوند از درآمدشان را صرف خريد غذا ميكنند.
اين خانواده پر جمعيت هر روز۳۰ قرص نان، دو جعبه كه محتوي حبوبات است و ۱۸ ليتر شير مصرف ميكنند. وعده شام اين خانواده معمولا به اين صورت است: ۱۶ تكه گوشت، ۱۵ عدد سيب زميني، ۳ عدد كلم و ۳۰ عدد هويج.
سو، در اين باره به روزنامه سان گفت: «من از اينكه يك مادر هستم بسيار خوشحالم، ما بسيار خوشبختيم. من وقتي بچههايم را ميبينم كه با همديگر هستند بسيار احساساتي ميشوم. » گفتني است اين زوج صاحب نوه هم هستند.
در امريكا اما خانوادهاي با 19 فرزند هم وجود دارد. اين خانواده پر جمعيت در يك برنامه تلويزيوني در امريكا معرفي شدهاند. «كلي» مادر اين خانواده 45 ساله است. نام آخرين فرزند آنها «جب» به معناي «دوست نزديك خداوند» است. قرار است برنامهاي با حضور همه افراد اين خانواده در تلويزيون امريكا تهيه شود كه هرشب نيم ساعت زندگي آنها را به نمايش ميگذارد.
آنها اكنون صاحب 10 دختر و 9 پسر هستند. اين خانواده فرزند دوقلو ندارند و همه بچهها به صورت طبيعي به دنيا آمدهاند. حتي در بين ستارههاي هاليوود هم خانوادههاي پرجمعيت كم نيستند. به طور نمونه «چارلي چاپلين» هنرمند محبوب و تأثيرگذار عصر خود ۱۱ فرزند داشت. «مل گيبسون» كارگردان فيلم شجاع دل و مصائب مسيح نيز يكي از موفقترين اهالي هاليوود است كه هشت فرزند دارد. «ادي مورفي» با هشت فرزند، «كلينت ايستوود» با هفت فرزند، «كوين كاستنر» با هفت فرزند و «استيون اسپيلبرگ» با شش فرزند از چهرههاي شناخته شده هاليوودي هستند كه فرزندان زياد و خانوادههاي پرجمعيت دارند.
برجستهسازي و معرفي خانوادههاي پرجمعيت درغرب
نكته مهم و قابل تامل در رابطه با خانوادههاي پر جمعيت غربي اينجاست كه اين افراد و خانوادهها چه سرشناس باشند و چه گمنام در رسانههاي غربي برجستهسازي و معرفي ميشوند. بنابراين به شكلي كاملاً مشخص سياست كشورهاي غربي با معرفي اين افراد و چهرهها و تأكيد بر تعدد فرزندان آنان بر الگو دهي و تشويق خانوادهها براي داشتن فرزندان بيشتر است، در غير اين صورت برجستهسازي خانوادههاي پرجمعيت هيچ معنايي نميتواند داشته باشد.
تغيير جهت سياستهاي جمعيتي در مواجهه
با كشورهاي مسلمان
حالا بياييم سر پيامهاي بهداشت جهاني درباره جمعيت و بارداري. سازمانهايي كه در زمينه سياستهاي جمعيتي (كنترل جمعيت) مشغول به فعاليتند عبارتند از:
1 ـ سازمان بهداشت جهاني 2 ـ سازمان تغذيه و كشاورزي بينالمللي 3 ـ سازمان فرهنگي يونسكو 4 ـ شوراي جمعيتي؛ هر چند سازمانهاي بينالمللي به خصوص وابسته به سازمان ملل متحد اين مسئله را كه در خدمت سياست امريكا هستند فاش نميكنند ولي دنبالهرو سياست اين كشور هستند.
تمامي اين سازمانها در كنار فعاليتهاي مخصوص به خود به سياستهاي تنظيم جمعيت در كشورهاي اسلامي نيز ميپردازند. سازمان جهاني يونسكو به منظور ترويج سياستهاي كنترل جمعيت در ميان مردم كه در نتيجه كاهش جمعيّت را به دنبال دارد، مجموعهاي از كتابها و نشريههايي را در همين زمينه منتشر كرده كه مدارس و دانشگاههاي كشورهاي اسلامي آنها را تدريس ميكنند درست مانند تدريس تنظيم خانواده در ايران راههاي جلوگيري از بارداري را نيز به صورت رايگان و ارزان قيمت در دسترس مردم قرار ميدهند. يكي از راههاي كنترل جمعيّت در كشورهاي اسلامي، مطرح ساختن امور بهداشتي است. به عنوان مثال كاهش زايمان براي كاهش احتمال مرگ و مير مادران و نوزادان شيرخوار كه نادرستي اين نظريه امروز ديگر به اثبات رسيده است.
از سوي ديگر در شرايطي كه شعار «فرزند كمتر، زندگي بهتر» و تكيه بر بهداشت باروري و اهميت سلامت مادر و نوزاد مطرح ميشود و سازمانهايي همچون سازمان جهاني بهداشت بارداريهاي زياد را براي زنان و نوزادان خطرناك ميداند جالب است كه در خود اين كشورها رسانهها به سراغ خانوادههاي پر جمعيت ميروند و سازمانهاي بهداشتي براي زني امريكايي كه 19 فرزند دارد نگران نميشوند؟ تناقضات غرب در سياستهاي جمعيتي اما به همين جا ختم نميشود و نمونههاي ديگري هم دارد.
مشوقهاي غرب براي فرزندآوري
دولت اسپانيا براي تولد هر فرزند، 2 هزارو 500 يورو به زوجها پرداخت ميكند. دولت كره جنوبي هم براي تشويق خانوادهها به فرزندآوري 3 هزار دلار براي تولد هر فرزند به زوجها ميدهد. «آنگلا مركل» صدر اعظم آلمان، چند سال قبل كه ميانگين تعداد بچههاي خانوادههاي اين كشور 1/3 تخمين زده شد، پيشنهاد حقوق هزار و 800 يورويي را براي مادرهايي كه مراقب بچههاي خود در خانه هستند مطرح كرد. بر اساس گزارش يورو نيوز «كريستينا شرودر» وزير امور خانواده آلمان، به دنبال ارائه طرحي است كه به پدربزرگها و مادربزرگها اجازه ميدهد براي نگهداري از نوههايشان مرخصي بدون حقوق بگيرند.
از ديگر اقدامات دولت آلمان، كمك مالي به پدران و مادران شاغلي است كه به دليل تولد فرزند خود يا مرخصي به واسطه نگهداري از فرزند، دستمزدي دريافت نكردند. بر اساس اين حمايت مالي، مردان يا زناني كه دستمزدي دريافت نكردهاند، دوسوم دستمزد خود را با افزايش 375/2 دلاري در هر ماه از دولت دريافت ميكنند و كساني كه حقوق پايينتري دريافت ميكنند صد درصد حقوق خود را از دولت دريافت ميكنند. اگر يكي از والدين در مرخصي باشد، تا 12 ماه ميتواند به صورت فوق در مرخصي باقي بماند با ضمانت اين مسئله كه بعد از 12 ماه به همان شغل قبلي خود باز ميگردد و اگر هر دو والدين در مرخصي باشند تا 14 ماه ميتوانند اينگونه در كنار خانواده خود حضور داشته باشند.
در فرانسه نيز بر اساس قوانين جديد خانوادههاي فرانسوي تا سه سال ميتوانند با ضمانت اينكه به شغل خود بر ميگردند، در كنار فرزند خود حضور داشته باشند؛ دولت به صورت سالانه از سهسالگي تا سنين تعيينشده نسبت به كمكهزينههاي مالي فرزندان براي پيشدبستاني و همچنين دوران مدرسه و دانشگاه به خانوادهها تضمين قانوني ميدهد. سبد كالا، كاهش اخذ ماليات و استفاده از امكانات دولتي براي فرزندان و خانوادهها و حتي كمكهزينه استخدام خدمتكار براي خانوادههايي كه بچهدار شدهاند، از ديگر تدابير دولت فرانسه براي احياي نهاد خانواده در اين كشور است.
ژاپن هم با داشتن يكي از پايينترين نرخهاي تولد در سر تا سر جهان داراي بالاترين درصد جمعيت مسن است. اين كشور در سال 2010 قانوني به نام «كودومو تيت»(Kodomo Teate) را تصويب كرد تا خانوادهها براي فرزندانشان تا سن 15سالگي ماهانه تا 13 هزار ين كمك مالي دريافت كنند؛ از سوي ديگر پدر و مادر يك به يك بتوانند در صورت اخذ مرخصي با نصف حقوق خود، تا سقف تعيينشده در مرخصي حضور داشته باشند و بدون هيچ تغييري به كار قبلي خود بازگردند.
روسيه هم سياست افزايش جمعيت را پيگيري ميكند. روسيه حمايت مالي از خانوادههايي كه براي اولين يا دومين و حتي سومين بار داراي فرزند ميشوند را به دولت و نهادهاي مسئول ابلاغ كرده است. بنا بر ابلاغ دولت روسيه، معافيتهاي مالياتي و حمايتهاي مالي براي تربيت و رشد فرزندان و سبدهاي كالاي حمايتي و نقدي به خانوادهها از ديگر اقدامات اين كشور است. حتي كشور چين هم اين روزها ديگر سياست تك فرزندي را دنبال نميكند. چين به عنوان پرجمعيتترين كشور جهان از سال ۱۹۸۰ به بعد و براي جلوگيري از افزايش جمعيت رو به سياست تك فرزندي آورد اما اكنون و بعد از گذشت بيش از سه دهه، پيري جمعيت چين باعث شده تا مسئولان اين كشور اين امر را تهديدي براي امنيت ملي خود تلقي كنند. پنجره جمعيتي كشورما هنوز باز است و ميتوان به حال جمعيت فكري كرد اما چند سال ديگر خيلي دير ميشود.