پس از ماهها بحث و جدل سرانجام روز چهارشنبه 22 ژانويه برابر با 2 بهمن نشست ژنو2 در شهر مونتروي سوئيس آغاز شد. نشست عمومي يك روزه خواهد بود اما از روز جمعه 24 ژانويه مذاكرات و گفتوگوها بين نمايندگان دولت و مخالفان با حضور اخضر ابراهيمي نماينده مشترك سازمان ملل و اتحاديه عرب در امور حل بحران سوريه از سرگرفته شده و تا چند روز ادامه خواهد يافت.
هريك از طرفهاي درگير با دستور كار خاص خود پا به نشست ژنو2 گذاشتند و در حالي كه مخالفان در پوشش تفسير يكجانبه حاميان خارجي خود از موافقتنامه نشست ژنو1به امكان تشكيل دولت انتقالي بدون حضور دولت بشار اسد دلبستهاند، اما در مقابل دولت سوريه با اعلام اينكه تصميمگيري درباره حضور وي در فرآيند سياسي به مردم اين كشور مربوط است، اولويت حضور خود را در نشست ژنو2 يافتن راهكاري براي مبارزه با تروريسم خانمانسوز در اين كشور معرفي كرده است. همين مسئله موجب شده كه نشست ژنو2 فاقد دستور كار مشترك باشد كه اين خود امكان دستيابي به نتيجه در اين نشست را بسيار دشوار ميسازد. هرچند تلاش ميشود توافقات ژنو1 مبناي نشست ژنو2 قرار گيرد، اما در اين خصوص نيز ديدگاه مشترك وجود ندارد. تفسير طرف روسي و دولت سوريه از اين توافقنامه اين است كه در آن بعد از برقراري آتشبس به تشكيل دولت انتقالي بدون دخالت خارجي و با حضور خود سوريها (مخالفان اصلاحطلب نه برانداز و مسلح) اشاره شده است.
اما تفسير گروه موسوم به دوستان سوريه و همچنين ائتلاف ملي مخالفان به رياست احمد جربا از توافقنامه ژنو1 تشكيل دولت انتقالي بدون حضور دولت اسد است و در واقع آنها اين موافقتنامه را به گونهاي تعبير ميكنند تا به هدفي كه از طريق نظامي دست نيافتهاند، از طريق نشست ژنو2 دست يابند. در حالي ايران را به فرار از پذيرش مصوبات نشست ژنو1 متهم ميكنند كه اولاً ايران در آن نشست حضور نداشت و لذا هيچ تعهدي متوجه آن نبوده است، دوم اينكه تفسير روسيه و دولت سوريه از اين توافق اين است كه در آن هيچ اشارهاي به لزوم كنارهگيري بشار اسد از قدرت و تشكيل دولت انتقالي بدون حضور دولت اسد نشده است و سوم اينكه اين طرفهاي غربي و عربي بودند كه طي يكسال گذشته از اجراي توافقات ژنو1 طفره ميرفتند و در پي خريد زمان براي تقويت موقعيت خود در عرصه نظامي بودند، اما از آنجا كه با گذشت زمان شكستهاي زيادي را متحمل شدند لذا از روي ناچاري و براي جلوگيري از ضرر بيشتر وارد پروسه ژنو2 شدند. در واقع اگر آنها مصوبات ژنو1 را بدون تفسيرهاي يكجانبه خود ميپذيرفتند مجبور نميشدند نشست ژنو2 را تحت فشار عربستان به جاي مقر سازمان ملل در ژنو در شهر مونترو(ي) سوئيس برگزار كنند.
امريكا و همپيمانان غربي و عربياش در حالي اكنون سنگ بحران سوريه را به سينه ميزنند كه در خلال سه سال گذشته از هيچ كوششي براي نابودي سوريه دريغ نكردهاند و حتي برخلاف اهداف اعلامي خود افراد و گروههاي تكفيري را از سراسر جهان راهي سوريه كردهاند. اين در حالي است كه جمهوري اسلامي ايران از همان ابتداي بحران تمام تلاش خود را براي حل دموكراتيك بحران به كار بسته و در اين راستا از مأموريت فرستادگان سازمان ملل از كوفي عنان گرفته تا اخضر ابراهيمي حمايت كرده است و اكنون نيز از رويكرد سوري - سوري براي حل بحران حمايت ميكند.
اما آنچه در اين ميان مايه تأسف و تعجب است نقش منفعلانهاي است كه بانكيمون بازي ميكند و به جاي ايفاي نقش مستقل براي تقويت جايگاه سازمان ملل ،اين سازمان را به ابزار و آلت دست امريكا تبديل كرده كه چنين عملكردي كاملاً با انتظاراتي كه از سازمان ملل در قرن 21 وجود دارد، در تناقض است.