
زندان اوين اين روزها يك چهره آشنا براي فوتباليها دارد، ميلياردري كه با سروصداي زياد به فوتبال آمد و بعد از مدتي مهمان اوين شد. نام او را هم حتماً خيليها شنيدهاند. او بابك زنجاني است، آخرين ميلياردر ايراني كه مانند خيليهاي ديگر از سرمايهداران وارد فوتبال شد. باشگاهي خريد تا نامش روي جلد رسانههاي ورزشي پررنگ شود. او اولين ميلياردر ايراني نيست كه شانسش را در فوتبال امتحان ميكند، در يك دهه گذشته پولدارهاي زيادي بودهاند كه تيمداري را تجربه كردهاند. البته همه آنها مانند زنجاني مهمان اوين نشدهاند اما با اين وجود حضور ميلياردرهاي ايراني در فوتبال سبب شده تا شايعات زيادي پشت سر آنها باشد، از اينكه آنها عشق شهرتند يا حرف و حديثهاي ديگري مانند اينكه فوتبال يك حياط خلوت براي پولشويي آنهاست يا هم رانتهايي كه كنار فوتبال ميگيرند و سرمايهشان را چند برابر ميكنند.
برادران شفيعزاده
اوايل دهه 80 بود كه پاي ميلياردرهاي ايراني به فوتبال بيشتر از گذشته باز شد. برادران شفيعزاده هم اولين پولدارهايي بودند كه با خريد سهام باشگاه استقلال اهواز وارد فوتبال شدند. آبادانيها به خاطر دارند كه اين دو برادر خصوصاً علي برادر بزرگتر در انتخابات مجلس ششم براي منصور قمر رئيس اسبق تربيت بدني آبادان تبليغ ميكردند. اما پس از عدم موفقيت وي در راهيابي به مجلس و رهسپاري قمر به تربيت بدني دزفول پاي شفيعزادهها به ورزش باز شد. آنها قبل از خريد باشگاه استقلال اهواز، در آبادان كارخانه نان فانتزي و دام و طيور داشتند. بعضيها ميگويند شفيعزادهها با تأسيس شركتهاي فرعي، به بهانه اداره تيم استقلال اهواز توانستند وامهاي قانوني دولتي دريافت كنند و در اين سالها به اين طريق تيمداري كنند. بعضي ديگر هم علي شفيعزاده را پدر املاك ايرانيها در دوبي ميدانند. پس از چند سال تيمداري بود كه ناگهان بدهيهاي آنها هر روز بيشتر ميشد. علي برادر بزرگتر به امارات رفت و وقتي با اين سؤال روبهرو شد كه چرا به ايران برنميگردد؟ پاسخ ميداد: «من ممنوعالورود هستم.» گفته ميشد او مشكل مالياتي دارد و به همين خاطر ترجيح ميدهد از دبي باشگاه را اداره كند. برادر كوچكتر او شهرام شفيعزاده امور باشگاه را به دست گرفت و شايعاتي درباره بازداشت او هم گاه و بيگاه شنيده ميشد تا امروز كه ديگر كمتر خبري از شفيعزادهها است.
حسين هدايتي
سال 86 بود كه با خريد سهام باشگاه دسته اولي آذربايجان و تغيير نام آن به استيل آذين و نشاندن پروين روي نيمكت اين تيم نامش براي فوتباليها سر زبانها افتاد. در ادامه با كمكهاي مالي بيسابقهاش به باشگاه پرسپوليس شناخته شد. او كه ميگفت به خاطر عشق دوران كودكياش به پرسپوليس، بيهيچ چشمداشتي به اين تيم كمك ميكند بعدها يكي از مدعيان اصلي خريد اين باشگاه شد. افسانههاي زيادي از سرمايههاي فوقالعاده او نقل محافل است. از مالكيت صنايع استيل و فولاد كشور گرفته تا برجسازي در دوبي و مالكيت بزرگترين شركت پرورش ميگوي ايران. هدايتي از زماني كه در فوتبال ايران حضور فعال دارد فراز و نشيبهاي زيادي را به چشم ديده و در تيمهايش فقط هزينه كرده اما حضورش در اين فوتبال از همه ميلياردها بيشتر دوام داشته است. به جز پرسپوليس باشگاههاي استيل آذين، گهر دورود و ملوان بندر انزلي هم با نام او گره خورده است. ميگويند به دنبال شهرت است. البته چند ماه پيش بود كه شايعه بازداشت چند ساعتهاش منتشر شد، آن هم به خاطر بدهي به بانكها، واكنشش هم به ماجراي بدهيهايش جالب بود:« بدهي براي مرد است»!
علي انصاري
زماني كه واعظ آشتياني از فدراسيون دوچرخه سواري به استقلال آمد يك مولتي ميلياردر هم با خودش به فوتبال ايران وارد كرد. آن زمان ميگفتند مغازههاي يافت آباد و بازار مبل ايران فقط گوشهاي از ثروت چشمگير علي انصاري است. بعد از اينكه پرسپوليسيها با ثروت هدايتي وارد گود شدند و روي گرانترين بازيكنان ليگ دست گذاشتند، استقلاليها هم علي انصاري را رو كردند. او درباره حضورش در ورزش در مصاحبهاي گفته بود:«خدمت به ورزش را بهعنوان يك كار خير و عامالمنفعه تعريف ميكنم. ورزش امروز نياز اساسي يك جامعه براي معرفي است. سرمايهگذاري در ورزش سرمايهگذاري در گردش است، يعني شما در كنار يك كار خيريه و عامالمنفعه كه خير آخرت و اين دنيا را به همراه دارد، ميتوانيد فضاي سالمي براي كار اقتصادي مهيا كنيد.» بر خلاف سالهاي قبل اين روزها او كمتر در بين فوتباليها ديده ميشود و به نظر ميرسد عطشش فروكش كرده است.
محمدرضا زنوزي
به او مرد 12هزار ميلياردي ميگويند آن هم به خاطر بدهياش به شبكه بانكي كشور، مالك باشگاه گسترش فولاد است. هماكنون مالك حدود 10 مجموعه بزرگ و عظيم اقتصادي است كه در عرصه فوتبال نيز فعال بوده و باشگاه گسترش فولاد به وي تعلق دارد. زنوزي در گذشته فقط يك سولهدار بوده كه با رانت دولتي موفق شده سرمايه سرسامآوري را به هم بزند. فردي كه 10 سال قبل صاحب تنها يك سوله 500 متري بود، هماينك به مدد بهره بردن از رانتهاي دولتي تبديل به يك كلان سرمايهدار شده است. فرد مذكور كه يكي از بدهكاران سيستم بانكي است، با برقراري ارتباط ويژه با برخي از مسئولان ملي و محلي، توانسته هم به روند گسترش فعاليتهاي خود و دريافت وامها ادامه دهد و هم شركتهاي جديدي را تصاحب كند. ميگويند قريب به ۱۲۰۰ ميليارد تومان به شبكههاي بانكي كشور بدهكار است و او هم شنيده ميشود به خاطر بدهيهايش چندين بار بازداشت شده و طعم زندان را چشيده است.
مهآفريد خسروي
متهم اصلي پرونده اختلاس سه هزار ميلياردي هم يكي ديگر از افرادي است كه حضور در فوتبال را تجربه كرده. عابديني مديرعامل داماش درباره اينكه گروه آريا چه زماني تصميم گرفت تيمداري كند، گفته است: «حدود 7 سال پيش بود كه آمدند سراغ من. گفتند كه ميخواهيم تيمي داشته باشيم. به آنها گفتم كه از ليگ دو شروع كنيد. اين اتفاق هم افتاد و آنها در ليگ دو تيمي خريدند و اسم داماش را روي آن گذاشتند. اين تيم آمد ليگ يك و وقتي كه استانداري، پگاه رشت را براي فروش گذاشت باز هم اين گروه امتيازش را خريد و امتياز تيم قبلياش را داد به لرستان كه الان شده گهر. مضاف بر آن امتياز يك تيم تهراني هم خريداري شد كه حالا اسمش شده پارسه.» او در پاسخ به اين سؤال كه چرا اين گروه، فوتبال را انتخاب كرده بود و آيا مهآفريد خسروي به فوتبال علاقه داشت، هم اينطور صحبت كرده است: «آنها براي برندسازي به فوتبال وارد شدند. شما ببينيد قبلاً اسم آب معدني داماش به گوش كسي نخورده بود اما همين كه وارد فوتبال شدند همه اين اسم را شناختند البته خود مهآفريد علاقهاي به فوتبال نداشت.»
بابك زنجاني
بابك زنجاني هم آخرين ميلياردري بود كه البته با پول فراوان وارد فوتبال شد و حتي گفته شد ميخواهد امتياز باشگاه پرسپوليس را 200 ميليارد تومان بخرد اما اكنون پشت ميلههاي زندان اوين است. او باشگاه راهآهن را خريد تا حضور در فوتبال را هم تجربه كند.
بابك زنجاني با نام كامل بابك مرتضي زنجاني مردي كه به گفته خودش 20 هزار ميليارد سرمايه دارد داراي بيش از ۶۰ شركت از جمله شركت هولدينگ توسعه سورينت قشم و اولين بانك سرمايهگذاري اسلامي در مالزي است. او شركتهايي هم در دوبي و تركيه و تاجيكستان دارد و هواپيمايي قشم هم يكي از داراييهاي مشهور اوست. گفته ميشد او دلال نفت ايران در زمان تحريم بوده و به خاطر پرداخت نكردن 2ميليارد و 500 ميليون يورو پول نفت ايران بازداشت شد و اين روزها مهمان اوين است.