به جرئت ميتوان گفت كه تبديل «وزارت امور خارجه» به يكهتاز عرصه داخلي و مبدل كردن آن به پراهميتترين وزارتخانه دولت يازدهم، برنامهاي هدفمند و از پيش طراحي شده بود؛ به گونهاي كه بعد از گذشت چهار ماه، از پرتو فعاليتهاي وزارتخانههاي مهم ديگر نظير وزارت امور اقتصاد ودارايي تنها چراغ چشمك زني باقي مانده است.
بررسي شاخصهاي مختلف به خوبي نشان ميدهد كه فعاليت اكثر وزارتخانهها در مقايسه با وزارت تحت مديريت ظريف اصلا قابل قياس نبوده، به شكلي كه بسياري از وعدههاي داده شده توسط دولتمردان به شكل عجيبي مورد غفلت واقع و همه چيز دولتمردان خلاصه در موضوعات مربوط به اين وزارتخانه شده است.
اما بايد اشاره كرد كه تغيير جابهجايي بين مطالبات مردم از آنجايي شروع شد كه در هفتههاي منتهي به انتخابات، جماعتي نشانه دار با طراحي پيچيده مشكلات جامعه را محدود به مذاكره منفعلانه با كشورهاي غربي نشان داده و القا كردند كه كليد قفلگشاي مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم در تغيير رويكرد سياست خارجه كشورمان است. پس از آنكه عمليات رواني اين طيف كاركرد انتخاباتي به همراه داشت و منجر به جلب آراي عمومي شد با تغيير مديريت در دولت هم قدرت اثر گذاري پيدا كرد آنچنان كه قوه مجريه به جاي تلاش براي در اولويت قرار دادن دغدغههاي اصلي مردم و مرتفع كردن آن، به شكلي افراطي به سمت موضوعاتي با محتويات بينالمللي رفت.
فعاليتهاي مرموز و نگرانكننده
از همان روزهاي نخستي كه پرونده هستهاي و مذاكره با گروه 1+5، توسط رئيس دولت يازدهم از شوراي عالي امنيت ملي به وزارت امور خارجه كشورمان بازگشت، «محرمانه بودن محتويات مذاكرات» جزءلاينفك فعاليتهاي تيم مذاكرهكننده كشورمان به سرپرستي ظريف قرار گرفت. اين ويژگي در تمام مراحل مذاكرات تيم مذاكرهكننده كشورمان با طرفهاي مقابل نهادمند شد، به گونهاي كه نه تنها تمام محتويات توافقات ژنو 1 و2 را دربرگرفت بلكه به نشست كارشناسي ايران و 1+5 درهفته گذشته هم سرايت پيدا كرد، به گونهاي كه سيدعباس عراقچي پس از پايان نشست كارشناسي ايران و 1+5 در برنامه گفتوگوي ويژه خبري در پاسخ به اين سؤال كه آيا سندي وجود دارد كه امريكا زير توافقات خود (درباره اجراي توافقنامه ژنو) نزند، گفت: «Non- paper» قابل انتشار نيست. با اين حال چهار روز پس از اظهارات عراقچي، كاخسفيد خلاصه non- paper را منتشر كرد تا مشخص شود امريكا علاقهاي به اجراي حتي كوچكترين توافقات صورتگرفته با ايران ندارد.
اين در حالي بود كه سخنگوي وزارت خارجه ايران در واكنش به انتشار اين متن، آن را برداشت يكسويه امريكا از توافقنامه مذكور خواند و عنوان كرد: بيانيه كاخسفيد برداشت يكسويه و يكجانبهاي از توافقات غيررسمي اخير بين كارشناسان ايران و 1+5 ميباشد و به هيچ وجه ملاك ارزيابي يا قضاوت در مورد نحوه اجراي توافق ژنو نيست. يك روز پس از انتشار بيانيه وزارت خارجه امريكا درباره مفاد توافق ايران و 1+5، محمدجواد ظريف هم با انتقاد از امريكا اعلام كرد اين توافق براي انتشار عمومي نبوده است: توافق اخير شفاهي بود و براي پخش در ميان عموم نبود. ما از انتشار آن نگراني نداريم.
يادمان نرفته كه پس از اتمام مذاكرات ژنو2 هم مقامات رسمي وزارت امور خارجه كشورمان تفسيري متفاوت و حتي متناقض با آنچه مقامات سياسي غرب ميگفتند را اظهار ميكردند و بعد از گذشت نزديك به دو ماه هنوز براي مردم كشورمان و منتخبان آنها در خانه ملت مبهم مانده كه بالاخره «محتويات اصلي» مذاكرات چه بوده است.
اما سؤالاتي كه همچنان براي افكار عموم بيپاسخ مانده اين است كه اگر توافقي به نفع ملت و سرنوشت كشور انجام شده، پس دليل نامحرم ماندن مردم چيست؟ يا اگر مشكلاتي در فرآيند كار وجود دارد، چرا آنها را با مردم و مجلس در ميان نميگذارند تا هم پشتيباني بهتر انجام شده و هم جلوي اشكالات گرفته شود. كجاي اينگونه رفتارها و تاكتيكها، تدبير و توان ديپلماسي است كه اقتدار و سرنوشت يك ملت را با توافقي كه دو طرف تفسيرهاي متناقضي دارند گره بزنيم؟
ژنو2 سوري، تناقضات را به ريل بازگرداند
«تضاد در برداشت»ها توسط ديپلماتهاي كشورمان با طرف غربي گستره خود را فراختر از گذشته كرده به گونهاي كه كنفرانس بينالمللي ژنو ۲ را كه با محوريت مسائل اخير در كشور سوريه در سوئيس برگزار ميشود هم در برگرفته است. روزگذشته نقل قولي متناقض و تأييد نشده از بانكيمون دبير كل سازمان ملل متحد درباره كيفيت حضور ايران در ژنو 2 مطرح شد كه خلاف مواضع رسمي ايران بود. اين مسئله در حالي است كه دكتر ظريف پيش از اين بارها تأكيد كرده بود كه ايران حاضر به حضور به هر قيمتي در كنفرانس ژنو ۲ نيست. وي در كنفرانس مطبوعاتي مشترك با وزير امور خارجه سنگال گفته بود: «من اعتقاد دارم كه هر گونه پيششرط براي تفاهم گروههاي مختلف سوري در كنفرانس ژنو ۲، حتماً براي رسيدن به توافق مفيد نيست. اما درباره حضور ايران در كنفرانس ژنو۲، ما هيچ پيش شرطي را نميپذيريم. اگر از ايران مانند ساير كشورها به صورت محترمانه درخواست شود كه در اين كنفرانس شركت كند؛ ما در آن صورت در آن كنفرانس شركت خواهيم كرد.»
صبح ديروز مرضيه افخم درباره دعوت از ايران در كنفرانس ژنو ۲ و در پاسخ به اظهارات سخنگوي وزارت امور خارجه امريكا اظهار كرد: ما همواره ضمن رد هرگونه پيش شرط از هر راهكار سياسي براي حل بحران سوريه حمايت كرده و پيش از اين نشست نيز اعلام كردهايم هيچگونه پيش شرطي را براي حضور و مشاركت در نشست ژنو ۲ نميپذيريم.
تفاسير متناقض تنها ويژگي مشترك
«تناقض در تفسيرها» و «جدل در واژهها و كلمات مورد توافق» و «برداشت متضاد از تعاملات بهوجود آمده» - كه نمونه از آن در سطر بالا اشاره شد- را ميتوان تنها رويكردهاي مشترك تيم وزارت امور خارجه كشورمان با طرفهاي غربي دانست، آنگونه كه از سفر روحاني به مقر عمومي سازمان ملل شكل رسمي به خود گرفت.
شخص رئيسجمهور و تيم ديپلماسي كشورمان در آن مقطع زماني در حالي مقامات امريكايي را درخواستكننده ديدار دو جانبه عنوان كرده و اوباما را پيشقدم مكالمه تلفني نشان ميدادند كه امريكاييها اين موضوع را رد كرده و طرف ايراني را مشتاق از سرگيري روابط مستقيم با واشنگتن عنوان ميكردند. برخوردهاي دوگانه و چكشي بين اعضاي دستگاه ديپلماسي و شخص رئيس دولت با ديپلماتهاي غربي، كه سرآغاز آن را بايد سفر روحاني به نيويورك دانست تا به امروز شكلي صعودي به خود گرفته- كه به بخشي ازآن اشاره شد- و رفته رفته به چالشي براي حقوقدانان و ديپلماتهاي اعتدالگرا تبديل شده است.
به گونهاي كه امروز دولتمردان يازدهم زمان بسياري را براي انكار مواضع دولتمردان نظام سلطه نسبت به فعاليتهاي نمايندگان كشورمان صرف كرده و هزينههاي داخلي و بينالمللي بسياري را متحمل ميشوند. البته عدم توانايي دولتمردان اعتدالگرا جهت اثبات حقايق مورد مناقشه با غرب، براي جامعه و تنوير افكارعموم در جهت شفافيت فعاليتهاي دستگاه ديپلماسي كار را به جايي رسانده كه مقامات غربي افكارعمومي دنيا را با شگردهاي خاص رسانهاي جهت «فشار مضاعف بينالمللي به ايران» و «كاهش قدرت منطقهاي وبينالمللي كشورمان» مديريت كرده و دست برنده را حداقل در سطح تبليغات داشتهاند.
چالشهاي دوگانه برآمده از رويكرد اعتدالگرايان
به عبارت بهتر، رويكرد تيم ديپلماسي در طول ماههاي اخير دو چالش اساسي را براي كشور و حتي نظام به همراه داشته است 1- مردم در تصميمات بينالمللي كوچكترين مشاركتي نداشته و نسبت به فعاليتهاي برون مرزي نمايندگان رسمي خود كمترين اطلاعاتي ندارند و در يك كلام نامحرم قلمداد ميشوند، كه اين منتقدان دولت روحاني را هر روز بيشتر از گذشته ميكند و ميرود تا به يك بحران براي اعتدالگرايان تبديل شود.
2- قدرت اثرگذاري مواضع نمايندگان غربي با آنچه تريبونهاي رسمي ما در سطح بينالمللي اظهار ميكنند قابل قياس نيست و ميتواند برداشت جامعه جهاني را به اين سمت پيش ببرد كه ايران از مقاومت و ايستادگي سي وچند ساله دست كشيده ودر مقابل خواستههاي نظام سلطه سر تعظيم فرود آورده است.
بنابراين بايد تأكيد كرد؛
1- حال كه همپيمانان فردي و جمعي امريكا تلاش دارند تا به بهانههاي مختلف براي جمهوري اسلامي ايران هزينهتراشي كنند راستگويان اعتدال گرا نخست با شفافيت و صراحت اذهان عمومي داخل را نسبت به تمام اقدامات دستگاه ديپلماسي آگاه كرده و با اقداماتي نظير «انتشار رسمي متن توافق به اصطلاح شفاهي» ابهامات رسانهاي موجود در اين زمينه برطرف و خلافگويي طرف مقابل در اين باره روشن كرده و تمركز خود را از هزينههاي ناشي از«توجيه افكار عمومي داخل» به سمت تصميمگيريهاي بهتر سوق دهند.
2- اگر ديپلماتهاي دستگاه وزارت امور خارجه واقعاً اعتقاد دارند كه اظهارات طرفهاي غربي در مورد موضوعات مختلف از جمله برگزاري نشست حل بحران سوريه، خلاف واقع است با رويكرد متفاوت نسبت به مواضع جهتدار و چالشآفرين آنها از بان كي مون گرفته تا اوباما و هيگ پاسخ درخوري دهند تا حداقل رفتار موذيانه خود را اندكي اصلاح كنند.