سرانجام فهرست نهايي مدعوين به كنفرانس بينالمللي ژنو 2 تكميل و نام ايران به علاوه 9 كشور ديگر به فهرست قبلي 30 كشور اضافه شد. دعوت از ايران توسط بان كي مون، دبيركل سازمان ملل، انجام شد تا آنكه به بحث و نظرها طي هفتههاي اخير پيرامون دعوت از ايران به ژنو 2 خاتمه دهد.
البته پيش از اين و با اظهار نظر جان كري، وزير خارجه امريكا، پيرامون حضور حاشيهاي ايران در اين كنفرانس معلوم بود كه مسئله حضور ايران واقعيتي نيست كه امريكا به راحتي بتواند منتفي بداند و مجبور است به نحوي با آن كنار بيايد، اما هم اين اظهارنظر و هم مواضع ديگر مقامات امريكايي نشان ميداد كه كاخ سفيد باز در برابر اين واقعيت مقاومت ميكند و حاضر نيست به طور كامل در برابر آن تسليم شود.
مشكل اصلي بان كي مون در دعوت از ايران همين مقاومت امريكا بود كه در اوايل ژانويه به صراحت دعوت از ايران را موكول به تصميم امريكا و روسيه كرده بود. با توجه با حمايت قاطع روسيه از حضور ايران، معلوم بود كه منظور دبيركل سازمان ملل در آن زمان امريكا و مقاومت اين كشور برابر حضور ايران در ژنو 2 بود.
اكنون، ايران در مجموع مدعوين رسمي به ژنو 2 قرار گرفته و اين امر به آن معنا است كه امريكا در نهايت واقعيت موجود در منطقه را پذيرفته و در برابر دعوت از ايران تسليم شده، اما اين واقعيت چيست و چه تاثيري در خود كنفرانس خواهد گذاشت؟ اين واقعيت از دو محور كليدي مرتبط به هم تشكيل شده است؛ نخست موقعيت منطقهاي ايران و دوم وضعيت داخلي سوريه. اين موضوعي غيرقابل كتمان است كه ايران در وضعيت فعلي منطقه قدرتي تاثيرگذار است كه تغيير و تحول منطقهاي بدون در نظر گرفتن اين كشور ممكن نيست.
نكته مهم در صرف اين موضوع نيست، بلكه مسئله مهمتر اين است كه منطقه در وضعيت فعلي شاهد رشد خشنترين روايت تروريستي است كه در قالب آموزه سلفي و تكفيري خود را توجيه ميكند و مبنايي براي توسعه گروه القاعده در منطقه شده است. ورود گروه داعش يا دولت اسلامي عراق و شام به استان الانبار عراق نشان داد كه اين روايت تنها محدود به سوريه نيست و اين قابليت را دارد كه به سرعت در كل منطقه توسعه پيدا كند.
ايران را ميتوان تنها قدرتي دانست كه چه از جهت مباني نظري و چه از نظر ابزاري امكان رويارويي با اين روايت تكفيري را دارد و امريكا براي مقابله با القاعده و ايجاد ثبات سياسي در منطقه چارهاي جز پذيرش اين قدرت به عنوان واقعيت موجود در منطقه ندارد. همين مبنا در بحران سوريه نيز وجود دارد، به نحوي كه ايران در طول اين بحران هيچگاه لزوم تغيير در اين كشور را رد نكرد و حداقل دو بار ميزبان معارضين داخلي سوريه شد. ايران با همكاري با اين معارضين نشان داد كه ميتوان نسخه گفتوگو و راه حل سياسي را در مورد سوريه پذيرفت اما نسخه تروريسم قابل قبول نيست. اصل كنفرانس ژنو 2 براي يافتن يك راه حل سياسي بر مبناي گفتوگو بين دو طرف اصلي بحران با اين مبناي ايران همخواني دارد و حتي نمونههايي از اين امر در سوريه اتفاق افتاده است. يك نمونه اين راه حل اكنون در شمال دمشق و در منطقهاي به نام برزه البلد در حال اجرا است.
اين منطقه طي 15 ماه گذشته محل جنگ خونيني بين معارضين مسلح و نيروهاي دولتي بود اما بعد از اين مدت جنگ، هر دو طرف با گفتوگو به يك راه حل رسيدهاند به اين صورت كه معارضين مسلح در برابر تحويل سلاح سنگين خود نقش پليس غيرنظامي در اين منطقه را داشته باشند. اكنون، فقط بين دو طرف درگيري در اين منطقه آتشبس ايجاد نشده بلكه هر دو طرف به نوعي همكاري با هم رسيدهاند تا آن حد كه در پستهاي بازرسي نيروهاي هر دو طرف در كنار هم مشغول به كنترل ترددها و حفظ امنيت منطقه هستند. اين نمونه نشان ميدهد كه اصل راه گفتوگو و دستيابي به يك راه حل بينابيني واقعيت موجود سوريه است كه در خود اين كشور نيز حداقل در اين نمونه اجرا ميشود. اين واقعيتي است كه امريكا با حركت به سوي ژنو 2 پذيرفته و روشن است كه براي تحقق آن مجبور است عاملي به نام ايران را در نظر بگيرد تا آن كه واقعيت راه حل سياسي بتواند از نمونه بدره البلد به كل سوريه تسري بيابد و بحران اين كشور به سرانجامي برسد.