
همه را به بازي گرفتهاند. اين را از حرف و عملشان به خوبي ميتوان فهميد. شعاري بودن حرفهايشان از روز هم روشنتر است. قبل از بازي با ژستهاي فيلسوفانه، از تلاش براي كسب هر سه امتياز بازي ميگويند. آنقدر هم جدي به اين مسئله تأكيد دارند كه تصور ميشود اين بار ديگر شايد همه چيز تغيير كند و حرفهايشان حرف باشد. اما هيچ چيزي تغيير نخواهد كرد. ادعاها هر اندازه هم كه جدي باشد، در نتيجه كار تأثيري ندارد. فرقي هم نميكند اين حرفها را از زبان مربيان دو تيم بشنويم يا مديران عامل آنها يا حتي بازيكنانشان. آن چه اول و آخر ميبينيم يك بازي كسل كننده است كه حوصله همه را سر ميبرد جز خودشان را كه هيچ وقت حاضر به قبول اشتباهاتشان نيستند و مدعي ميشوند از اين بازي خسته كننده لذت هم بردهاند.
البته تساوي خيلي هم عجيب نيست براي مربي كه به جاي كسب نتيجه، به حفظ ركوردش ميانديشد و تقويت آن. ركوردي كه اگر در جدول ارزشيابي قرار ميگرفت، نمره قبولي نميگرفت وقتي كه باعث از بين رفتن جذابيت و زيبايي بازي ميشود، به طوري كه بازيكنان تيم به محتاط بودنشان در بازي اعتراف ميكنند و در اين بين سياوش اكبرپور از بقيه دل و جگردارتر است كه علني به اين مسئله اعتراف ميكند: « من خودم محتاط بودم چه برسد به تيمم. »
البته آندو تيموريان كه بهترين بازيكن استقلال است هم در لفافه به اين مسئله اشاره ميكند.: « ما چيزي را اجرا كرديم كه مربيان از ما خواسته بودند. » خواست استقلال هم جز يك امتياز نبود. يك امتيازي كه هم ريسك حمله و در پي آن خطر ضد حمله را نداشت و باعث باز شدن بازي نميشد و هم ركوردها را حفظ ميكرد. يك امتياز كه همچنين فاصله صدرنشين را هم با ديگر تيمها حفظ ميكرد و ديگر چه چيزي بهتر از اين. مسئلهاي كه خسرو حيدري هم به آن اشاره ميكند: «ما نيازي هم به اين برد نداشتيم، ما بايد فاصلهمان را حفظ ميكرديم كه كرديم. »
البته اين مسئلهاي است كه در هر دو سوي ميدان ميبينيم. در آن سوي ميدان، علي دايي هم درست مثل همتاي خود، ادعاي كسب سه امتياز را داشت و براي آن خط و نشان ميكشيد. اما بعد از بازي، او هم مدعي شد به آنچه كه ميخواسته رسيده است. حال آنكه احتياجي به ترجمه ندارد كه خواسته او قبل از بازي سه امتياز بود اما آنچه كه در پايان به دست آورده بود، جز تك امتياز نبود! البته همين يك امتياز هم براي يك مربي كه جرئت تعويض ندارد شايد خيلي زياد و در اصل همان همه چيزي باشد كه با افتخار از كسب آن ميگويد.
شرايط او البته از حريفش به مراتب بدتر هم هست. صدر را از دست داده، سه امتياز بازي با فولاد و تراكتور را هم همين طور. با نفت هم كه مساوي كرده و حالا يك تساوي ديگر كه امتيازهاي از دست رفتهاش را به عدد 10 ميرساند. با اين وجود دايي هم مثل قلعه نويي از آنچه كه از اين بازي دشت كرده، كاملاً راضي است. هر چند كه رضايت قلعه نويي به مراتب بيشتر است. البته اين چيزي است كه او خود ادعا ميكند: « دوست داشتم بازي را ببريم اما فيلم ديدار با پرسپوليس را ديدم و لذت بردم. » البته لذتي كه نه تماشاگران حاضر در ورزشگاه كه باز هم دست از پا درازتر راهي خانههايشان شدند مفهومش را درك كردند و نه حتي آنهايي كه حاضر نشدند رنج سفر به تهران و حضور در آزادي را به جان بخرند و به جاي سكوهاي سرد ورزشگاه ترجيح دادند از منازل خود تماشاگر بازي باشند. شايد هم تعريف قلعه نويي از يك بازي زيبا و لذت بخش كه او را اينگونه به وجد آورده با تماشاگراني كه باز هم يك بازي كسل كننده و خواب آور را ديدند و مغموم استاديوم را ترك كردند فرق ميكند كه آنان آنگونه شاكي و ناراضي بودند و اينان، اينگونه راضي و خشنودند.
هرچند از بازيكناني كه تمام تفكراتشان حول قراردادهاي ميلياردي شان چرخ ميخورد و حتي تمرينات قبل دربي خود را هم به نشانه اعتصاب تعطيل ميكنند براي مجبور كردن مسئولان باشگاه به كوتاه آمدن، توقعي هم نميتوان داشت كه بخواهند يك بازي زيبا از خود به نمايش بگذارند يا از جان مايه بگذارند. بازيكناني كه حتماً نميدانند تماشاگران حاضر در ورزشگاه چه مشقتي را براي نشستن روي اين صندليهاي سرد به جان خريدهاند تا مشوق تيم محبوبشان باشند. تيمي كه سالهاست عدهاي آن را به اشغال خود در آوردهاند كه نه براي نام اين تيمها ارزش و اعتباري قائل هستند و نه براي هوادارانشان.
اما بدتر از نتايج و بازيهاي كسلكننده پرسپوليس واستقلال در سالهاي اخير، حرفهايي است كه از سوي كادر فني، مديريت و بازيكنان دو تيم ميشنويم. حرفهايي در هيچ يك از نود دقيقههاي اخير تلاشي براي عملي شدن آن ديده نشده تا ثابت شود جز مشتي كلام مرتب شده و در كنار هم قرار گرفته براي فريب افكار عمومي نيست! حرفهايي كه در اصل براي فريب افكار عمومي است كه بيان ميشود نه براي اجرا و عملي شدن و به همين دليل است كه هنوز شاهد حضور هواداران پر شماري در ورزشگاه هستيم و البته در ازاي اين استقبال، شاهد يك بازي معمولي هم نيستيم چه رسد به يك بازي زيبا كه در خور نام دربي پرسپوليس و استقلال باشد. البته در كنار اين حرفهاي غير واقعي بايد اضافه كنيم ادعاهاي دو تيم بعد از بازي را كه هر كدام خود را تيم برتر ميدان ميداند كه حريف را در منگنه قرارداده. درست مثل ادعاهاي سرخپوشان بعد از دربي هشتاد و هفتم كه البته مشخص نشد چرا اين فشار و در منگنه قرار دادن نتوانسته بود به نتيجهاي جز نتيجه تكراري و كليشهاي صفر- صفر منجر شود.