اين روزها خبرهاي ضد و نقيضي درباره روابط نفتي ايران و روسيه شنيده ميشود؛ از تهاتر نفت ايران با كالاهاي روسي تا حضور مسكو در پروژههاي بالادستي صنعت نفت. روسها طي چند ده سال گذشته به خوبي سياستهاي بخش انرژي خود را دنبال كرده و تحقق آنها را در رأس برنامههاي كاري خود قرار داده است.
همين مقوله موجب شده است نوع نگاه اين كشور به معادلات بينالمللي و اختلاف دول مختلف، بر پايه انرژي باشد همانطور كه روزي زير پاي تحريم ايران را امضا كرده و روزي ديگر خواستار لغو تحريمهاي ايران هستند.
روسيه و چين را ميتوان دو كاسب بزرگ تحريمها طي چند سال اخير ناميد كه در وانفساي نياز ايران به درآمدهاي نفتي چه تمهيداتي را براي به حداكثر رساندن منافع خود در دستور كار قرار ندادهاند. متأسفانه تزارها، سياست واحدي را در حوزه جمهوري اسلامي ايران پيش نگرفتند و همواره سهم خود را از معامله با ايران محفوظ نگه داشته و سعي كردهاند سهم خود از كيك انرژي را بزرگتر كنند.
بزرگترين توليدكننده و صادركننده گاز دنيا در روزگاري مشتري گاز ايران بود و به ازاي هر متر مكعب گاز به ايران دو سنت پرداخت ميكرد. براي حضور در نفت شمال از هر ابزاري استفاده ميكرد اما بنا به دليل جنگ مخفي با روسها موفق به اين كار نشدند.
در آن سالها روسها با طرحي زيركانه به پهلويها پيشنهاد دادند به ازاي ساخت كارخانه ذوب آهن اصفهان به روسيه گاز صادر شود كه مورد موافقت قرار گرفت و سالها بعد گاز فروشي رسماً آغاز شد. كرملين كه در آن ايام حال و روز خوشي در توليد نفت و گاز نداشت، گاز ايران را با قيمتي گزافتر به كشورهاي اروپايي ميفروخت و از اين رهگذر درآمدهاي خود را افزايش داد. داستان آن روزها امروز نيز در حال تكرار است جايي كه روسيه قصد دارد با برنامهاي منطبق بر خواستههاي دولتمردان، نفت ايران را با تخفيف تحويل گرفته و محمولهها را با قيمتي واقعي و حتي گرانتر به پالايشگاههاي اروپا صادر كند و براي تسويه حساب با ايران، كالاهاي ساخت روسيه را به ايران صادر كند!
تهاتر كالاهاي روسيه با نفت ايران كه پيشبيني ميشود تا سقف 500 هزار بشكه در روز افزايش يابد به جز سهميه مشخص شده براي صادرات نفت ايران در توافق ژنو است. روسها به خوبي با رصد فضاي كشور و نياز ايران به افزايش صادرات نفت، برنامهاي را در سر دارند كه پيشتر در دوران تحريم نفتي عراق از سوي امريكا اتفاق افتاده بود با اين تفاوت كه در برنامه نفت در برابر غذا، ديك چني طراح اين برنامه وارد گود شد و از طريق شركتهاي زيرمجموعه هاليبرتون، نفت عراق را در برابر كالاهاي درجه 3 به بغداد تحويل ميگرفت. اين چند تجربه و گواه تاريخ براي دولتمردان كافي است تا با نگاهي دقيق به پيشنهادات و برنامههاي خود بنگرند تا تجربههاي تلخ گذشته و سوءاستفاده از نياز داخل در تسلسل تكرار قرار نگيرد. امروزه كاملاً مبرهن و مشخص است كه تحريمها و برنامههايي از اين دست، خروجي جز «كاسب» ندارد كه اصولاً اين كاسبها از جنس غربي و وضعكنندگان تحريمها هستند. روسها قصد دارند تاريخ را به سود خود تكرار و با نفت ايران در اروپا يكهتازي كنند. توجه به اين نكته ضروري است كه روسيه قصد ندارد نفت ايران را بفروشد بلكه قرار است نفت ايران را با تخفيف خريده و به پالايشگاههاي اروپايي صادر كند و در ازاي پول نفت، به ايران كالا عرضه كنند. نفتي كه از ايران به اروپا صادر ميشد شباهت بسياري با نفت اورال روسيه دارد اما محدوديت و كاهش توليد روسيه از برخي ميادين خود، مسكو را بر آن داشته است تا نفت ايران را خريداري كرده و با مخلوط كردن با نفت اورال خود، به كشورهاي اروپايي صادر كند.
تحليلگران معتقدند علت اصلي اين پيشنهاد نفتي روسيه به ايران، بازار خوب و موجود در اروپا براي نفت اورال است و عامل دوم افزايش اختلاف قيمت نفت اورال به نفت خامهاي حوزه درياي خزر است.
از طرف ديگر چنانچه نفت خام ايران براي يك مدت طولاني در بازار سنتي و استراتژيك مديترانه حذف شود و با توجه به برنامهريزيهاي گسترده روسيه براي صادرات بيشتر نفت اورال به اروپا عملاً امكان بازپسگيري اين بازار استراتژيك براي ايران غيرممكن خواهد شد. با اين توضيحات ميتوان نتيجه گرفت كه روسيه عهد و پيمان با ما بست و وفا با دگران را در پي گرفت تا استثماري جديد در قرن بيست و يكم نصيب ايران شود. اميد است مسئولان به جاي وسعت برنامههاي خود كمي هم به عمقش بينديشند.