اشاره رهبر انقلاب به دور نماي تهران از نماي يك شهر اسلامي، واقعيتي است كه سالها است پايتخت 200 ساله ايران را رنج ميدهد. شهري كه هنوز هم ميتوان در گوشه و كنارش آثاري از معماري اسلامي را ديد كه به سختي نفسهاي آخرشان را ميكشند. به راستي چرا تهران از معماري اسلامي دور شده است؟ امروزه تهران شاهد هجوم نوعي معماري وارداتي است؛ معمارياي كه ميتوان آن را در نما شيشههاي باقي مانده از عصر معماري صنعتي دانست يا نماي رومي كه مخلوطي از نماهاي تمدنهاي باستاني از روم تا ايران باستان است.
معماري بخشي از سبك زندگي
معماري چيزي فراتر از ساخت و سازهاي معمول است كه در شهر و اطراف محل زندگي خود شاهد آن هستيم. آنچه كه بيش از هر چيز معماري را به يك هنر تبديل ميكند، چگونگي استفاده از شاهكارهاي هنري و پيادهسازي طرحها و كاربرد نمادهايي است كه بتوانند به وضوح گوياي فرهنگ و تفكر و تاريخ يك كشور باشند و فردي خارجي كه پيشينه و شناختي از كشور مربوطه را ندارد با ديدن معماري ويژه آن منطقه، شناختي ابتدايي از بافت فرهنگي و عقيدتي آن پيدا كند. معماري يا بهتر بگوييم هنر معماري را براساس فن و تكنيكهاي به كار رفته در ساخت يا براساس دوره زماني و حتي براساس منطقه جغرافيايي نيز به سبكهاي مختلف معماري طبقهبندي ميكنند. نوعي از تقسيمبندي معماري نيز بر اساس عقايد و فرهنگ و ايدئولوژيهاي مذهبي صورت ميگيرد كه «معماري اسلامي» حاصل اين نوع دستهبندي ميباشد. معماري اسلامي متأثر از دين اسلام و كاربرد سمبلهاي اسلامي در ساخت بنا ميباشد كه در كشورهاي اسلامي چون مصر، عربستان، تونس، سوريه، مالزي، تركيه و همچنين ايران ميتوان اين نوع معماري را ديد كه نمونه بارز آن معماري اماكن ديني و مذهبي چون مساجد و حرمها ميباشد.
دگرديسي در معماري معاصر
تهران شهري نسبتاً كوچك در نزديكي ري است كه آغامحمدخان قاجار بنا به دلايلي كه تاريخ بر سر آن دچار ترديد است، به پايتختي حكومت قاجار برگزيده شد. با آنكه دولت صفوي ابنيههاي متعددي در تهران ايجاد كرده بود اما رشد و بالندگي شهر كوچك تهران با آغاز عمر دولت قاجار شروع شد.
هنوز هم ميتوان نمونههاي باقيمانده از معماري عصر قاجاري را در گوشه و كنار تهران ديد، به خصوص آنكه برخي از ابنيه به دليل اينكه هنوز هم مورد استفاده هستند از گزند بساز و بفروشها در امان ماندهاند. اما بسياري از خانههاي قديمي كه شواهد تاريخي اين كلانشهر مدرن هستند، در سكوت به تيغ تخريب سپرده ميشوند. معماري قاجاري آخرين نمونه از معماري با شكوه اسلامي است كه آثار شكوه آن را ميتوان در آثار تاريخي به جاي مانده از عصر صفوي در اصفهان مشاهده كرد. شاهان قاجار تمايل زيادي به تغيير سبك زندگي خود به سياق فرنگيها داشتند. معماري اين عصر نيز آغاز ورود المانهاي غربي در معماري اسلامي است. اما مهمترين موج هجوم معماري غربي با روي كار آمدن حكومت پهلوي شكل گرفت. معماري مدرن به سرعت نه تنها كوچهها و خيابانهاي شهر تهران بلكه همه شهرهاي بزرگ و كوچك ايران را فرا گرفت؛ معماري كه مردم با آن بيگانه بودند اما اراده حكومت بر تغيير سبك زندگي اسلامي مردم بود كه معماري بخش مهمي از آن را تشكيل ميداد.
دكتر محمد خاني، رئيس دانشكده معماري دانشگاه سوره درباره دگرديسي معماري شهر تهران به «جوان» ميگويد: طي 150- 100 سال گذشته در حوزه معماري خاطرات بسيار تلخي را به ياد ميآوريم. تلخي شربتي كه از آن سوي مغرب زمين در كام ما شرقيها ريخته شده است. بهتر است براي آينده و رسيدن به يك معماري مطلوب علتهاي عقب افتادگي يا در واقع بيهويتي معماري امروزمان را ريشهيابي كنيم.
مردم و پاسداري از معماري ملي
سؤالي كه درباره معماري ايراني – اسلامي مطرح ميشود اين است كه چرا طي چندين قرن اين سبك معماري با شكوه در تمامي شهرهاي كشورمان مورد استفاده بوده اما طي حدود يك قرن رو به زوال نهاده است. نقش مردم در پايداري معماري ايراني- اسلامي كجا است؟
دكتر خاني معتقد است، مردم بزرگترين حافظان ميراث معماري اسلامي- ايراني طي قرنهاي گذشته بودند.
وي ميافزايد: مردم نقش بسزايي در معماري بزرگ ايراني- اسلامي داشتهاند. منظور از مردم، جامعه به طور عام است. ظاهراً در معماري همه محلات، كوچه و پسكوچهها، شهرها و روستاها يك خودآگاهي عمومي وجود داشته است و معماري مانند حوزه مذهب فراگيري عمومي داشته. همان طور كه مردم موظف بودند اطلاعات مناسبي در خصوص مذهب خود داشته باشند، در حوزه معماري نيز مردم اطلاعات بالايي داشتهاند. مردم با مشاهده فضاهاي خوبي كه در شهرها بوده است، ناخودآگاه با مفاهيم و شكل معماري ايراني آشنا ميشدند. شهرها نيز با آن همه بناهاي شكوهمند در نقش يك دانشكده عمل ميكردهاند. مردم با زندگي در آن فضاهاي شهري بدون اينكه در جريان باشند تحت آموزش معماري قرار ميگرفتند. خود معماري رسانه بوده است. هر كس ميخواسته براي خود خانهاي بسازد، ميدانسته كه خانه خوب و مناسب چه خانهاي است.
مسئوليت معماران يا بالابردن
خواسته مردم؟
با آنكه معماري بخشي از سبك زندگي است و مردم مشتريان اصلي آن به شمار ميروند، براي بازگشت به معماري ايراني- اسلامي بايد چه راهكاري را مدنظر داشت؟
سيد عليرضا قهاري، رئيس انجمن مفاخر معماري ايران، در گفتوگو با «جوان» درباره اينكه چطور معماران و مردم ميتوانند در معماري تهران تغيير ايجاد كنند، ميگويد: معماران بايد بيش از گذشته به مطالعه درباره معماري گذشته يعني معماري ايراني- اسلامي بپردازند و با مباني، آموزهها و باورهاي آن آشنا شوند. اين كار خارقالعادهاي نيست و در دانشگاهها نيز ميتوان به آن پرداخت. از طرفي بايد سطح توقع و خواستههاي مردم نيز بالا برده شود كه با محدوديتهايي روبهرو است. شايد آنها راضي باشند كه در خانههاي كوچك به سر ببرند يا از روي ناچاري و به دلايل اقتصادي، اجتماعي در خانههايي با اين سبك زندگي كنند.
قهاري با اشاره به محدوديتهايي مانند كمبود زمين در شهر تهران و نياز معماري اسلامي به زمين وسيع، ميگويد: معماران ما در حال حاضر ميتوانند با طراحيهايي كه بر اساس دانش روز و بر مبناي فرهنگي ايراني باشد، فضاهايي را خلق كنند كه مانند گذشته دلچسب بوده و داراي حس و حال معماري ايراني – اسلامي باشند، با اين كار همه محدوديتها كمرنگ خواهند شد.
مقام معظم رهبري در ديدار روز گذشته خود از مسئولان شهري تهران خواستهاند تا به معماري اسلامي اين شهر توجه كنند. بيشك نقش مردم و معماران نيز در اين زمينه بسيار پررنگ و تأثيرگذار خواهد بود. لزوم پرداختن به سبك زندگي ايراني – اسلامي از يك سو و محاسني كه در بازگشت به معماري ايراني- اسلامي وجود دارد ميتواند در قالب برنامههاي بلند مدت فرهنگي تدوين شود. همان طور كه هر جامعهاي خود را موظف به پاسداري از فرهنگ ملي خود ميداند. حفظ معماري اصيل ايراني به عنوان بخش مهمي از تمدن ايراني- اسلامي بايد به عنوان وظيفهاي ملي و ميهني مطرح شود.
آيا حتما مي بايست رهبر به اين موضوع وارد ميشد تا حساسيت مسئولان برانگيخته شود ؟ يعني اين مسئولان خودشان چشم ندارند تا چهره شهر را ببينند ؟يعني شهرداري كه به هر نمايي ... مجوز ميدهد نميدانست اين كار صحيح نيست ؟
متأسفانه شهر تهران پر است از نمادهای ماسونی. وقتی در سالن اصلی مجلس شورای اسلامی، زمینه پشت سر هیأت رئیسه به جای طاق محراب، نماد مثلث وپرگار فرماسونها کار شده از مردم عادی چه انتظاری می توانیم داشته باشیم.
به نام خدا - بی هویت کردن معماری شهر تهران و دیگر شهر های ایران که بی گمان بر روح و روان و جسم اهالی شهر اثر دارد و بی هویت کننده و پوچ اندیش کننده و اباحی گرایانه است ، یک سهل انگاری تصادفی و خود به خودی نیست ! بر عکس یک نقشه کاملاً از قبل سازماندهی شده اما زیرپوستی و خزنده و بی صداست ! یکی از سرنخ های انجام این گونه معماری استفاده متداول شرکت های بزرگ پیمانکار (عمدتاً متعلق به جریان غربگرا ) از مهندسین مشاور و آرشیتکت ها ی انگلیسی (بریتانیایی ) در طراحی معماری اینگونه سازه هاست ! که یقیناً بی ارتباط با برنامه های اسلام زدایی صهیونی-صلیبی نیست ! و معماری عریان و بی حیای یونان و روم مکمل پرورش یک نسل بی حجاب و سست ایمان و بی هویت !است در هم افزایی با محتوای فاسد فضای سایبری و ماهواره و وفور پوشاک مهیج و زننده !و..... ، آری روباه پیر استعمار انگلیس خبیث و شبکه جهانی صهیونیست فکر همه جای ما را کرده اند !!.
|
خدا به شما خیر بدهد. خیلی خوب و مستحکم نوشتید. تشکر