
هميشه موسيقيهاي حماسي و انقلابي باعث تهييج و تكاپوي مثبت جامعه در راستاي آرمانگرايي و نيل به ارزشهاي نظام ميشود. اين چيزي نيست كه فقط در ايران مرسوم باشد، بلكه درميان تمام جوامع عموميت دارد و از آن بهعنوان يك اصل وفاق ملي ياد ميكنند؛ چنانچه بسياري از موسيقيها و ترانههاي دوران پيروزي انقلاب يا هشت ساله دفاع مقدس را اگر مروري گذرا داشته باشيم بهخوبي به اين مسئله پي خواهيم برد كه چگونه تنها يك موسيقي ميتوانست باعث نزديكي مردم و دلهايشان در آن اوج بلبشوي اجتماعي باشد؛ بهخصوص براي مبارزه با دشمن بيروني كه هر بار به لطايفالحيلي عليه نظام شيطنت ميكرد گاه همين موسيقيهاي حماسي روحيه همبستگي مردم را تقويت مينمود. براي مثال ترانه و موسيقي «امريكا امريكا ننگ به نيرنگ تو/ خون جوانان ما ميچكد ازچنگ تو» كه با صداي ماندگار استاد قره باغي خوانده ميشد انزجار عمومي را عليه دشمنيهاي امريكا برميانگيخت. اما متأسفانه هرچه به جلو آمديم اين نوع موسيقيهاي حماسي و انقلابي كمرنگ شد. يكي از دلايل آن اين بود كه بعضي از آقايان گفته بودند نبايد با چنين موسيقيهايي روحيه مقاومت را بين جوانان ايجاد كرد دوران جنگ تمام شده و بايد نيازآفرينيهاي تازهاي در فضاي هنري داشت. برهمين اساس در نگاهي افراطي به خصوص دهه 80 بهيكباره با حذف اين نوع موسيقيها مواجه شديم و آهنگهاي خنثي و خستهكننده جاي آنها را گرفت. انگار برخي سياست داشتند تا انقلاب را كم كم از ذهن مردم پاك كنند.
خيلي از آهنگها هيچوقت ديگر پخش نشد وقتي ميگويند استاد بيگلري 8هزار سمفوني انقلابي ساخته است، در ذهن ما اين سؤال متبادر ميشود كه پس اين 8هزار سمفوني تأثيرگذار و زيباي انقلابي كجاست؟! چرا جز بعضي آهنگ انقلابي چيز ديگري نميشنويم؟! ـ تازه آن هم بايد بهخاطر مناسبت و ايام خاصي باشد تا گذرا پخش كنند ـ استاد قرهباغي كه دكتراي موسيقي از ايتاليا دارد و جزو تحصيلكردههاي مجرب و آشنا در اين عرصه است كه بهخاطر بيمهريهاي مسئولان درتبريز گوشه عزلت گزيده در مصاحبهاي كه با ايشان داشتم، ميگفت: به تنهايي 800 آهنگ انقلابي براي دفاع مقدس و انقلاب ساختهام اما از آثار او كه خواننده و سازنده آهنگ مشهور «امريكا امريكا ننگ به نيرنگ تو» است چيز خاصي آن هم در13 آبان درتلويزيون و راديو نميبينيم و نميشنويم.
همين برنامه «هفت ترانه» از شبكه شما به مناسبت درگذشت استاد خرم يا استاد بيگلري چند موسيقي از ايشان پخش كرد؟! يا جداي از اين برنامه خاص كه خود را برنامه موسيقي ميداند شبكههاي مختلف يا اخبار كه قسمتي از برنامههاي خود را به درگذشت اين دو استاد اختصاص داده بودند چند موسيقي به ياد ماندني از آنها پخش كردند يا معرفي نمودند؟! متأسفانه نگاه گزينشي و سطحي در فضاي موسيقي باعث شده است تا ذائقه مخاطبان به سمت و سوي ترانهها و موسيقيهاي خاصي كشيده شود. درحاليكه مخاطبان تلويزيون عمومي هستند و در درجه اول بايد موسيقيهايي كه تقويتكننده عرق ملي و اسلامي هستند در رأس قرار بگيرند تا براي مخاطب نوجوان و جواني كه زير بمباران اطلاعاتي شبكههاي اجتماعي و ماهوارهاي است، بتواند انگيزهبخش باشد و روحيه عزت ملي و اسلامي آنها را بالا ببرد. حامد زماني جوان هنرمند متعهدي است كه در وسع خود توانسته تا اندازهاي اين كمبود را جبران كند و اقبالي كه به اين خواننده جوان شده براي همين مسئله است.
اين نشان ميدهد كه جامعه به چنين فضايي نياز دارد؛ البته دراين زمينه يك اصل هم مهم است كه هركسي نميتواند سراينده آهنگهاي حماسي و انقلابي باشد؛ بهخاطر همين هم است كه برخي آهنگهاي حماسي ماندگاري نداشته و بهراحتي با شكست مواجه شدند دراين زمينه جنبه برعكس هم وجود دارد. براي مثال اميرتاجيك تنها با آهنگهاي حماسياش توانست ماندگاري به دست بياورد و آثار ديگر او به هيچوجه جنبه ماندگاري و شاخصي نداشت يا قاسم افشار و برخي ديگر از ترانهسرايان كشورمان؛ پس آهنگ حماسي يك مشخصه خاصي ميخواهد درنتيجه افراد خاصي را هم ميطلبد. وجه مهم اين دسته از موسيقيها آن است كه ميتواند مخاطب خاص حتي عام را بهراحتي جذب كند و تأثيرگذاري خوبي هم داشته باشد از جمله تهييج حساعتماد به نفس، عزت ملي، افتخار و... از تأثيرگذاري مثبت اين نوع موسيقيها است. با اين وجود متأسفانه موسيقيهاي حماسي درچندساله اخيرمحدود به بازيهاي ملي ورزشكاران يا مسابقات المپيك شده است و البته كجسليقگيهايي هم دراين عرصه بهوضوح ديده ميشود و بهوفور موسيقيهايي را شاهديم كه اصلاً توانايي ماندگاري حتي روي آنتن را هم ندارند چه برسد به اينكه در حافظه جمعي يك ملت ثبت شوند. در نتيجه به نظر ميرسد كار توليد و نشر موسيقيهاي حماسي بامحتوا نياز به اتاق فكري با افرادي متخصص و متعهد دارد كه دلشان براي اين مرز و بوم ميتپد و ميخواهند در قالب هنر موسيقي صداي انقلاب اسلامي را به گوش جهانيان –دوست ودشمن ـ برسانند.
حامد زماني جوان متعهدي است كه توانسته در اين چندسال گامهاي خوبي دراين عرصه بردارد اما مطمئناً يك دست صدايي ندارد و نياز به حمايت بيشتري از سوي اهالي موسيقي و هنرمندان دارد تا بهصورت گروهي مقتدرانه اين فضا را توسعه و بسط بدهند.