کد خبر: 628635
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۱
جنبش دانشجويي در گذرگاه تاريخ ـ 2
جنبش دانشجويي با ايفا كردن نقشي پر‌رنگ در پيروزي انقلاب اسلامي و همراهي مردم در مبارزه با طاغوت و در بعد از انقلاب حفاظت از دستاوردهاي انقلاب در تسخير لانه جاسوسي....
محمد حسين‌زاده*

جنبش دانشجويي با ايفا كردن نقشي پر‌رنگ در پيروزي انقلاب اسلامي و همراهي مردم در مبارزه با طاغوت و در بعد از انقلاب حفاظت از دستاوردهاي انقلاب در تسخير لانه جاسوسي و حضور فعال در دفاع مقدس، به يكي از عناصر اثرگذار در تحولات اجتماعي سياسي ايران تبديل شده بود، همين عامل سبب طمع احزاب و سياستمداران داخلي و البته دشمنان خارجي كشور جهت اثرگذاري بر آن را فراهم مي‌آورد.

پايان جنگ و قبول قطعنامه را مي‌توان دوره‌اي متفاوت از تحولات جنبش دانشجويي پس از انقلاب دانست. شروع اين دوران با پيام تشكيل بسيج طلبه و دانشجو از سوي حضرت امام است. ايشان اهدافي نظير ارائه چهارچوب‌هاي اسلام ناب، مبارزه با تحجر و پول‌پرستي و اشرافيت، تفكر براي تشكيل حكومت بزرگ اسلامي، گسترش بسيج به كل دنيا، حفظ گفتمان نه شرقي نه غربي را افق راه بسيج دانشجو و طلبه قرار دادند، تشكلي كه در سال‌هاي بعد تبديل به يكي از چهره‌هاي اثرگذار در دانشگاه‌هاي كشور شد.

با آغاز دولت هاشمي رفسنجاني و روي كار آمدن مشي كارگزاراني در سيستم اجرايي كشور فشارها بر نيروهاي انقلابي و منتقد دولت شدت گرفت. در همين دوران سازندگي بود كه از سوي بعضي از مجريان دولتي تز دانشگاه غير‌سياسي مطرح شد كه با واكنش شديد رهبر انقلاب روبه‌رو شد كه فرمودند: «‌خدا لعنت كند كساني را كه نمي‌خواهند دانشگاه‌ها سياسي باشد.» دفتر تحكيم وحدت كه محور تجمع انجمن‌هاي اسلامي از اول انقلاب بود با سياست‌زدگي كه در سال‌هاي گذشته با آن رو‌به‌رو شده بود قدرت تجميع نيروهاي انقلابي و مذهبي را در دانشگاه‌ها از دست داده بود و اين در حالي بود كه در سال‌هاي اول دهه هفتاد، رهبر انقلاب بارها خطر تهاجم فرهنگي دشمن را هشدار مي‌دادند. سياست‌زدگي تحكيم وحدت در كنار تشديد تهاجم فرهنگي دشمن، دانشجويان ارزشي را به سمت وحدت حول محور بسيج در دانشگاه‌ها سوق داد؛ بر همين اساس بود كه بسيج دانشجويي در دانشگاه‌ها به سرعت مأمن و محلي براي اجتماع نيروهاي ارزشي در دانشگاه‌ها شد. نكته مهم ديگر در اين دوره اين بودكه دولت انتقادات را چه مردمي و مطبوعاتي، و چه دانشجويي بر‌نمي‌تابيد و به همين علت جز موارد محدود، حضور دانشجويان در عرصه تحولات سياسي و اجتماعي چندان پر‌رنگ نبود. دوران چهارم در فضاي بسته سياسي و اجتماعي دوران سازندگي، و در كنار زد و بندهاي پنهان كارگزاران جناح راست با مجمع روحانيون از جناح چپ رقم خورد كه منجر به رياست جمهوري سيد‌محمد خاتمي شد. جريان دوم خرداد به سرعت به دنبال باز كردن جاي پا در دانشگاه‌ها بود و دفتر تحكيم بيش از همه آمادگي اين ارتباط را داشت و عملاً در اين دوران بود كه دفتر تحكيم از نيروهاي مذهبي و انقلابي خالي شد. اين استحاله در دفتر تحكيم سبب شد نيروهاي ارزشي باقيمانده تحت عنوان طيف شيراز در مقابل طيف تندروي علامه ايستادگي كنند.

شعار دولت اصلاحات، همچون آزادي و دموكراسي، جامعه مدني، حقوق بشر، پلوراليسم و جامعه باز به سرعت از سوي شاخه‌هاي دانشجويي مورد تأييد قرار مي‌گرفت. تحكيم با پر و بالي كه توسط سياستمداران اصلاحات به آن داده مي‌شد ديگر عملاً تبديل به يك اپوزيسيون شده بود و به نفي اصول و مشي اوليه دفتر تحكيم وحدت در اول انقلاب مي‌پرداخت.

تحولات سياسي سال 78 و موضوع قتل‌هاي زنجيره‌اي و نشريات زنجيره‌اي دو خردادي كه مسئوليت شانتاژهاي سياسي جرياني را بر عهده داشتند، دانشگاه را در فتنه‌اي گرفتار كرد كه در ادبيات سياسي كشور به فتنه كوي دانشگاه شناخته مي‌شد. تجمعات و تحصن‌هاي دانشجويي در اين دوران رونق داشت و فضاي دانشگاه كاملاً تبديل به يك فضاي سياست‌زده شده بود. غائله خرم‌آباد به فاصله يك‌سال از كوي دانشگاه با محوريت دفتر تحكيم و حزب مشاركت رقم خورد و نشان داد كه جريان اصلاحات به دنبال فضايي كاملاً سياسي و بحراني در دانشگاه‌هاست. دفتر تحكيم و جريان‌هاي دانشجويي وابسته به حزب مشاركت بعد از سال‌هاي اول آنقدر راديكال شده بودند كه تز عبور از خاتمي را طرح كردند و در آذر سال 1383 بعد از چند سال غيبت خاتمي در دانشگاه‌ها او را مورد هجمه قرار دادند كه با واكنش تند خاتمي نسبت به دانشجويان مواجه شد. بسيج دانشجويي در اين دوران تشكل اصلي مقابل دفتر تحكيم بود، روشنگري‌هاي سياسي در كنار رونق گرفتن اردوهاي راهيان نور دانشجويي تلاشي براي ارزشي كردن فضاي دانشگاه‌ها بود. استقبال گسترده دانشجويان از طرح ولايت در همين سال‌ها كه با هدف توانمند‌سازي دانشجويان در مواجهه با شبهات فكري و فرهنگي در عرصه دانشگاه‌ها و كشور انجام مي‌شد از جمله وقايع مهم آن دوران است.

در همين بحران‌هاي هر روزه دانشگاه‌ها و سياست‌زدگي آنها بود كه رهبر انقلاب جنبش نرم‌افزاري، توليد علم و جنش عدالتخواهي را مأموريت اصلي جنبش دانشجويي معرفي كردند. جهت‌دهي رهبر انقلاب سبب شد كه نيروهاي انقلابي، ارزشي و معتقد به نظام كه قاطبه دانشجويان را تشكيل مي‌دهند از فضاي سياست‌زده كمي دور شده و مبنايي‌تر مسائل كشور را رصد كنند. تشكيل پژوهشكده‌هاي دانشجويي و رشد مقالات علمي دانشجويي در نشريات معتبر جهاني مرهون اين سياست رهبر انقلاب در آن دوران است. جنبش عدالتخواه دانشجويي نيز مولود آن دوران و براي عملي‌سازي آن رهنمود رهبر انقلاب بود.

با پايان دولت اصلاحات و آغاز رياست جمهوري احمدي‌نژاد اگرچه رقابت‌هاي تشكل‌هاي دانشجويي به تندي دوران اصلاحات نبود ولي رقابت‌ها ادامه داشت. مهمترين مشخصه اين دوران جهت‌دهي بنيادي رهبر انقلاب به جنبش دانشجويي در مواجهه با وضعيت كشور و جهان است. طرح ايده كرسي‌هاي آزاد‌انديشي و مطالبه چندباره آن از سوي رهبر انقلاب، سبب شد بحث‌هاي تند و احساسي و بي‌مبنا، رنگ خود را در يك كرسي آزادانديشي در مقابل منطق فكر از دست بدهد. در جنبش عدالتخواهي نيز اردوهاي جهادي و حضور دانشجويان در مناطق محروم در كنار مطالبه از مسئولان از جمله روش‌هاي نهادينه‌سازي عدالتخواهي بود كه به ايده خود دانشجويان در اين دوره اجرايي شد. در تحولات سياسي نيز بيشترين اثرگذاري جنبش دانشجويي در اين دوران توسط دانشجويان انقلابي در تحولات بين‌المللي و منطقه‌اي و ملي بود. زنجيره انساني به دور يوسي‌اف اصفهان و نطنز در حمايت از حقوق هسته‌اي كشور، تجمعات و اعتراضات دانشجويي در جريان جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه، اعتراضات دانشجويي نسبت به كاريكاتورهاي موهن عليه پيامبر و... از جمله موفقيت‌هاي اين جنبش در اين دوران است. اگر چه در جريان فتنه 88 فتنه‌گران سرمايه‌گذاري بالايي در دانشگاه‌ها براي ايجاد آشوب و خدشه در نظام كرده بودند ولي دانشجويان انقلابي و ارزشي با حضورشان فرصت را از آنان گرفتند و پروژه آنها را با شكست مواجه كردند. در پايان نگاهي به شاخصه‌هاي يك جنبش دانشجويي اصيل از منظر رهبر انقلاب مي‌تواند ما را در مورد ميزان موفقيت اين جنبش در دوره‌هاي زماني متفاوت ياري كند. ايشان ضد استكبار، ضد سلطه، ضد استبداد، ضد اختناق و به شدت عدالتخواه، ضد فساد، ضد اشرافي‌گرى، ضد حاكميت تجمل‌گرايانه و زورگويانه، ضد گرايش‌هاى انحرافى، عاشق آرمان‌هاى بزرگ را از جمله شاخص‌هاي اصلي جنبش دانشجويي مي‌دانند. از منظر ايشان «اگر كسى مدعى جنبش دانشجويى باشد، اما اين مميزات را نداشته باشد، صادق نيست. دست جنبش دانشجويى نمي‌تواند در دست كسانى باشد كه در فلسطين قتل عام مي‌كنند، در عراق جنايت مي‌كنند، در افغانستان مردم را از دم تيغ مي‌گذرانند؛ اين جنبش دانشجويى نيست.» (ديدار با دانشجويان دانشگاه علم و صنعت)

*

كارشناسي ارشد مديريت بازرگاني

دانشگاه فردوسي مشهد

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار