
مائو زماني نمادي متعالي براي چينيها بود و در حد ستايش گرامي داشته ميشد و «خداي سياسي » چين بود. اما براي كساني كه پس از دوران حكومت مائو در چين به دنيا آمدهاند و هم اكنون هدايت پرجمعيتترين كشور جهان را برعهده گرفتهاند، احترام چنداني براي مائو باقي نمانده است. سالگرد مائو درحالي اواخر ماه پيش گذشت كه به نظر ميرسد نسل رهبران عملگراي چين نه تنها ميراث مائو را پشت سر گذاشتهاند بلكه با اجراي پروژه «اصلاحات» در روزهاي آثار باقي مانده از مائوييسم را كمرنگتر ميسازند.
«مائو تسه تونگ» تئوريسين ماركسيسم ـ لنينيسم و سياستمدار انقلابي كمونيست در چين بود. او در سال 1921 با الهام از حزب كمونيست شوروي، حزب كمونيست چين را با 12 عضو كه خود رياست آن را بر عهده داشت، تشكيل داد. او از سال 1925 تمام وقت خود را صرف نهضت دهقاني نمود و توانست در سراسر چين به شهرت برسد. مائو در سال 1928 هستههاي اوليه ارتش سرخ چين را بنيان نهاد و به مقابله با دولت مركزي پرداخت. وي سرانجام جمهوري خلق چين را در سال ۱۹۴۹ با شكست دادن نيروهاي «چيانگ كاي شك»، رئيسجمهور وقت چين و ارتش ناسيوناليستي او (كه تايوان را بعدها ايجاد كردند و هنوز در آنجا حكومت ميكنند) بنيان گذاشت. او تا پايان عمر در رأس حكومت جمهوري خلق چين قرار داشت و كشور جهان سومي چين را به يكي از مهمترين كشورهاي دنيا در عرصه سياست و اقتصاد تبديل كرد. برداشت مائو از ماركسيسم كه به نقش برجسته دهقانان و روستاييان در انقلاب كارگري ايمان داشت و بر اهميت فرهنگ به عنوان عنصري كه ميتواند بر اقتصاد سوسياليستي تأثير گذارد تأكيد ميكرد به «مائوئيسم» معروف شد كه نسخه چيني سوسياليسم بود و بعد از ماركسيسم و لنينيسم مهمترين مكتب كمونيستي در جهان شد. از مائو به عنوان يكي از تأثيرگذارترين و مهمترين شخصيتهاي سياسي دنيا در قرن بيستم نام برده ميشود. با اين وجود روشي كه مائو در چين به كار گرفت انتقادات زيادي را برانگيخت و اگرچه موجبات يك چين جديد را فراهم كرد اما هزينه آن براي مردم چين بسيار زياد بود. درباره ميراث مائو در ميان مردم و حتي خود حكومت كمونيست چين ديدگاه يكساني وجود ندارد. نسلهاي پيشين، از مائو به عنوان يك رهبر و اسطوره ياد ميكنند اما نسلهاي جديد انديشههاي وي را برنميتابند. در ميان حكومت چين هر چند انتقاد از مائو همچنان يك تابو است و رهبران حزب كمونيست چين هرساله در سالگرد تولد او در ميدان «تيان آن من» جمع ميشوند و از او تجليل ميكنند اما واقعيت اين است كه نسل جديد رهبران چين به اين نتيجه رسيدهاند كه نه تنها انديشههاي اقتصادي مائو بلكه مانيفست سياسي او نيز ديگر براي چين امروز كاربردي ندارد. در اين راستا حزب كمونيست چين براي ادامه ميراث مائو با يك تناقض بزرگ مواجه است و حركت در مسير ميراث بنيانگذار چين كمونيست به مسئلهاي مشكلآفرين در درون حكومت تبديل شده است؛ از يك سو انتقاد از آن تابو است اما از سوي ديگر حركت در اين مسير، با شرايط كنوني چين منطبق نيست. رهبران جديد چين تلاش ميكنند كه در ظاهر به ميراث مائو پايبند باشند اما در عمل راه ديگري را در پيش گرفتهاند. در حوزه اقتصاد مائو و پيروانش با ايجاد يك اقتصاد متمركز و برنامهريزي شده دولتي، تلاش زيادي براي زنده كردن اقتصاد ملي و بهبود وضع اقتصادي دهها ميليون نفر از مردم كه از كمترين ملزومات زندگي محروم بودند، كردند. حتي مائو با برنامه صنعتي كردن چين شالوده استواري براي اقتصاد اين كشور پيريزي كرد؛ اما مردم پس از دو دهه حاكميت مطلق انديشههاي مائو و مبارزه طبقاتي، فقيرتر شده و اقتصاد اين كشور نيز در آستانه بحران و ورشكستگي قرار گرفته بود. در واقع رشد اقتصادي چين از اواخر دهه ۱۹۷۰ و درست زماني آغاز شد كه انديشههاي اقتصادي مائو به دست رهبران بعد از او تغيير يافت و به نوعي كنار گذاشته شد. به دنبال شكست سياستهاي مائوئيستي، مائو و طرفدارانش در حزب كمونيست و همچنين در ميان مردم چين اعتبار و جايگاه خود را از دست دادند. اين امر به خصوص پس از مرگ مائو زمينه را براي به قدرت رسيدن و روي كار آمدن اصلاحطلبان در حزب كمونيست هموار كرد. اصلاحطلبان با توجه به سرخوردگي مردم چين از سياستهاي مائو و طرفدارانش و همچنين وضعيت اقتصادي نامناسب چين اقدام به انجام اصلاحاتي در عرصه و ابعاد مختلف نمودند كه نتيجه آن رشد و توسعه سريع اقتصاد چين بود. اكنون چند دهه بعد از كنار گذاشتن انديشههاي اقتصادي مائو كه به رشد اقتصادي چين منجر شد رهبران نسل جديد اين كشور به دنبال اصلاحات سياسي هستند و بسياري از آنها بقاي حزب كمونيست چين را اصلاحات سياسي ميدانند كه مائو آن را پايهريزي كرده بود. چين طي سه دهه گذشته اصلاحات سياسي را در دستور كار خود قرار داده بود اما اين اصلاحات بسيار محدود و در جهت تقويت اصلاحات اقتصادي بود و مانع از فساد فزاينده در درون حزب كمونيست چين نشد. روند رو به گسترش فساد در چين امروزه تبديل به يكي از مهمترين دغدغههاي امنيت ملي اين كشور شده است به نحوي كه حيات و بقاي سياسي حزب كمونيست چين به باور بسياري از كارشناسان تا حدود زيادي از اين مهم متأثر خواهد شد. به همين منظور شي جينپينگ رئيسجمهور جديد چين در اولين نطق و سخنراني خود به عنوان رهبر چين مبارزه با فساد و اصلاحات سياسي را به عنوان يكي از مهمترين دغدغهها و اولويتهاي خود معرفي نموده و يادآور شده است كه گسترش فساد در كشور ميتواند حاكميت و مشروعيت حزب كمونيست چين را مورد تهديد جدي قرار دهد. با اين حال رهبران چين نگران اين مسئله هستند كه اصلاحات سياسي و مبارزه با فساد درون حزبي منجر به كاهش قدرت حزب كمونيست شود. قدرتي كه مديون ساختاري است كه مائو معمار آن بود.