کد خبر: 628074
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۹۲ - ۱۹:۵۸
از خانه اي روري تپه تا خانواده دوستي در گفت وگوي "جوان" با فاطمه گودرزي
نگار حسيني
فاطمه گودرزی جزو بازیگران پرکار سینمای ایران به شمار می رود هر چند که روند سینماي ما بعد از مدتی به سمتی رفت که آثار ما بیشتر شکل تجاری به خود گرفت و در این میان جای چندانی برای بازیگران توانمندی نظیر فاطمه گودرزی وجود نداشت اما در این میان او تلویزیون را به نوعی جایگرین سینما کرد و در سریالهای مطرح تلویزیونی بازی‌های خوبی را از خود به جای گذاشت با او که تا هفته گذشته سریال پر مخاطب خانه ای روی تپه را از تلویزیون در حال پخش داشت گفتگوی مفصلی انجام داده ایم.
 
ناگفته نماند گودرزی داراي مدرك تحصيلي ديپلم اقتصاد است و در اداره بازيگري دوره دو ساله تئاتر را گذرانده. از سال 1367 فعاليت تلويزيوني خود را با مجموعه تلويزيوني «گالش‌هاي مادربزرگ» آغاز كرد، او پس از اين، با بازي در فيلم سينمايي «مي‌خواهم زنده بمانم» ثابت كرد كه از استعداد بالايي برخوردار است. گودرزي در چهاردهمين دوره جشنواره فجر براي فيلم «غزال»، جايزه سيمرغ بهترين بازيگر نقش اول زن را دريافت كرد و نامزد دو سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (سال 1377) و نقش مكمل زن(سال 1370) در جشنواره فيلم فجر شد.از كارهاي به يادماندني او مي‌توان به ترانه مادري، خانه خلوت، دردسر والدين، آپارتمان، رعنا، ازدواج به سبك ايراني، فوتباليست‌ها، جنگجوي پيروز، غزال، بهشت پنهان، جنگ نفتكش‌ها، مهاجران، به خاطر همه چيز، تلفن، تابلويي براي عشق، ازدواج صورتي و... اشاره داشت. همسر وي عبدالرضا گنجي کارگردان سينماست.

*خانم گودرزی بعد از مدت‌ها با سریال خانه‌ای رو تپه که به تازگی پخش آن از شبکه دو به اتمام رسیده است به خانه مردم آمدید بسیاری از دیدن شما در سریالی ویژه کودکان تعجب کردند چه شد که بازی در این مجموعه را پذیرفتید؟

بر عکس تصور بسیاري همواره علاقه زیادی برای بازی در مجموعه هايی از این دست داشتم چرا که بر این باور بودم ژانر کودک در ایران به نوعی مهجور واقع شده است و ما احتیاج به کار در فضای متفاوتی داریم فضايی که بتواند کودکان را به خود جذب کند و در عین حال با نوعی از اصالت ها ی ایرانی و حتی دینی ما آشنا کند.

*نکته جالبی که در این سریال وجود داشت این بود که کارگردان آن این ریسک را پذیرفت که دوربین را به خارج از شهر ببرد و قصه اش را در شمال روایت کند به نظر شما این موضوع چه تاثیری در جذب مخاطب داشت ؟

به نظر من برخلاف تصور تاثیرش بسیار زیاد است . متاسفانه طی سالهای اخیر مخاطبان ما عادت کرده اند که صرفا قصه هايی که برایشان از طریق تلویزیون و حتی سینما روایت می شود در تهران و جامعه شهری شلوغ رخ دهد در حالی که ایران تنها در تهران خلاصه نمی شود و شهرهای بسیاری هستند که افراد با مشکلات و قصه های خودشان در آن زندگی می کنند اما خب از این نکته هم نمی توان صرف نظر کرد که سریال ساختن در شهرستان هم دشواری های خاص خودش را دارد.

*چه دشواری؟

خب کار ساده ای نیست که شما یک گروه به نسبت بزرگ را به شهر دیگری ببرید و آنها را در شهر دیگر اسکان دهید از طرفی باید مدام حواستان به این موضوع باشد که در آن شهر با امکانات خوبی به لحاظ فیلمبرداری آشنا می شوید. اگر بازیگران کارتان به طور مثال لهجه دارند لهجه شان خوب از کار در آید و از سوی دیگر دوری از خانواده وآشنایان باعث دلتنگی عواملتان نشود و این موضوع روی کارتان تاثیر نگذارد.

*اما خب ظاهرا کارگردان این اثر تمام این ریسک ها را به جان پذیرفت؟

بله و خب همین موضوع هم در نهایت باعث شد که ما شاهد یک اتفاق خوب در ژانر کودک باشيم این موضوع نشان دهنده آن است که ایشان دغدغه ساخت کار کودک در سطح بالایی را داشتند و برایشان مهم نبود که در این راه چه سختی هایی را پیش رو دارند.

*شما در این سریال ایفا گر نقش مادر کاراکتر اصلی هستید و ضمن داشتن گریم سنگین با لهجه هم صحبت می کردید . چه شد که تصمیم گرفتید این کاراکتر با لهجه حرف بزنيد؟

راستش را بخواهید زمانی که فیلمنامه کار را خواندم قرار نبود این کاراکتر لهجه داشته باشد اما بعد از مطالعه دقیق قصه از داریوش یاری کارگردان این کار خواستم تا در صورت موافقت من لهجه را به این کار اضافه کنم ، ایشان هم پذیرفتند هر چند که به این نکته اشاره کردند که در آوردن لهجه شمالی شاید در ظاهر ساده به نظربرسد اما سختی هاي بسیاری دارد تا بتوان آن را باور پذیر ارائه داد.

*و شما با علم به این سختی ها آن را پذیرفتید؟

بله، چون بر این باور بودم که داشتن لهجه به این کاراکتر بسیار کمک می کند و باعث می شود تا بتواند با مخاطبان ارتباط بیشتری برقرار کند و به نوعی باور پذیر شود.

*برای اداي درست لهجه مشاور لهجه داشتید؟

دوستانی بودند که در پشت صحنه کار به لهجه شمالی مسلط بودند و من از این دوستان کمک گرفتم اما سعی کردم در این راه بیشتر با زن های شمالی صحبت کنم چون ارتباط مستقیم با مردم بیشتر به من کمک می کرد تا بتوانم از پس لهجه بر آیم. اکثر خانم هایی هم که از آنها کمک گرفتم با صبر و حوصله مثال زدنی سعی می کردند ایرادات و اشکالات من را بگیرند و برای ادای درست لهجه به من کمک زیادی کردند.

*شما در بخش لهجه از خانم های شمالی كمك گرفتید برای ایفای این نقش هم به دنبال مصداق عینی بودید؟

خوشبختانه شخصیت پردازی این کاراکتر بسیار دقیق و حساب شده بود و در فیلمنامه هم دقت زیادي روی این مسئله شده بود که این زن شبیه به زن های شمالی باشد. او زنی قدرتمند بود که روی پای خودش ایستاده بود و همه مشکلات را به جان می خرید تا بچه هایش به نوعی در رفاه باشند. این نوع نگاه و شخصیت در زنان شمالی امري بسیار عادی است و کاملا می توان چنین مصداقی را در میان آنها جست. البته در طول کار من از نظر خانم های شمالی هم استفاده می کردم و ریزه کاری های شخصیت را از این طریق پیدا می کردم.

*بعد از پخش کار عکس العمل خانم های شمالی چطور بود؟

خوشبختانه اکثر آنها کار را پسنیده بودند و بر این باور بودند كه لهجه و شخصیت کار باور پذیر از آب در آمده است.

*ظاهرا شما علاقه زیادی به لهجه دارید چرا که پیش از این هم در دیگر نقش ها ما شاهد این بودیم که شما تر جیح دادید برای باور پذیر شدن نقش هایتان به سراغ لهجه بروید؟

همین طور است من خودم در شرایطی بزرگ بودم که از لهجه به دور بودم اما همیشه علاقه خاصی به یادگیری داشتم به همین خاطر اگر کاراکتری به من پیشنهاد می شد که قابلیت این را داشته باشد که در آن از لهجه استفاده کنم حتما این کار را انجام می دهم و ذوق و شوق زیادی را نسبت به این موضوع دارم.

*در طول کار شما با بازیگران نوجوان بسیاری که اکثر آنها هم نابازیگر بودند بازی داشتند نظرتان در مورد هم بازی شدن با آنها چه بود؟

انصافا همبازی بودن با آنها و قرار گرفتن در آن فضا برای من بسیار شیرین بود چرا که به من این امکان را می داد تا در فضای بدون آلایش و نگاههای حرفه ای مرسوم کار کنم و از دنیای بی آلایش انها که تنها به ارتقای کار فکر می کردند و دغدغه دیگری نداشتند لذت ببرم . این کار واقعا برای من تجربه شیرینی محسوب می شود.

*در طول کار چقدر با کارگردان فیلم تعامل داشتید و تا چه حد دست‌تان در بازیگری باز بود؟

فاصله بین ارائه فیلمنامه و ساخت فیلم بسیار کوتاه بود به همین خاطر فرصت چندانی برای بحث های پیش از ساخت سریال وجود نداشت اما خوشبختانه روحیه مشورت پذیر داریوش یاری باعث شد که ما در مورد جزییات نقش هایمان بتوانیم با ایشان صحبت کنیم و آن چه که مد نظرمان در این باره بود را در اختیار ایشان قرار دهیم و آقای یاری هم اگر می دید نظرات ما منافاتی با کار ندارد از آن استفاده می کرد خوشبختانه دست ما هم در ارائه بازی تا حد زیادی باز بود و تلاشمان را می کردیم تا خودمان را به نقش نزدیک کنیم.

*در این سریال تصویری که از شما ارائه می شود یک زن غمگین است که کمتر لبخند می زند علت این موضوع در چیست؟

به نظرم افسردگی و غمی که در چهره این زن وجود دارد به خاطر از دست دادن همسرش است. اصلا سریال با مرگ همسر او آغاز می‌شود. در حقیقت مسئول زندگی خود را از دست داده است و دو بچه را باید حمایت کند علاوه براينكه پسرش نوجوان سر بزرگی است. در کنار آن مشکلات اقتصادی هم مزید بر علت شده است و در نتیجه کار به جایی رسیده که او غمی در چهره‌اش دارد. اما در عین حال لحظاتی هم هست که وقتی این بارها کمتر می‌شود و او محبتش را بروز می دهد.

*به نظرتان نیازی بود که ماه جان تا این حد غمگین و عبوس نشان داده شود در حالی که شمالی ها اکثر به خوشرویی شهره هستند؟

حق با شماست از گذشته شمالي ها به خوشرویی معروف هستند و کم پیش می آید شما با یک شمالی عبوس برخورد کنید اما خب در تلویزیون چندان در شخصیت پردازی به این نوع خصوصیات نمی‌توان پرداخت بنا به ضرورت قصه برای اجاره خانه آدمهای زیادی به آنجا رفت و آمد می‌کردند و نمی توانستم «ماه جان» را به گونه ای بازی کنم که سریع با دیگران ارتباط برقرار می‌کند بنابرانی در حین بازی «ماه جان» را جدی و کمی تلخ بازی کردم. البته «ماه جان» در محیط هتل با همکاران خانمش صمیمی وگرم برخورد می‌کند.

*ظاهرا رفتار ماه جان هم باعث شده که پسرش برای درد و دل کردن به نوعی به خانم صبوری که در این سریال رزوشن هتل است پناه برد؟

بله، خب این زن به دلیل جبری که پشت سر گذاشته انعطاف پذیری کمی دارد و مدام روی فرزندانش سختگیری می کند و گاه این موضوع باعث می شود بچه هایش جرائت بیان برخی از مسائل را با او نداشته باشند ..

*قصه این سریال درظاهر بسیار ساده و حتی گاه پیش پا افتاده به نظر می رسد اما با این اوصاف سعی دارد در هر قسمت به نوعی با سوژه هایش بر مخاطب تاثیر بگذارد ؟

همین طور است اصلا قرار نیست در سریالی نظیر «خانه ای روی تپه» ما با پیچیدگی‌هایی که شاید در سریال‌های دیگر وجود دارد، روبه رو شویم اگر هم در قصه گره ای به وجود می آید با سادگی بیان می شود. نوع روایت هم به نگاه کارگردان برمی‌گردد. در واقع قصه‌هایی که مربوط به کودکان می‌شود، بسیار ساده است. چون موضوعیت سریال هم روی طیف نوجوان است، این سادگی در کار موج می‌زند اما به گفته خودتان این موضوع باعث نمی شود که کاگردان از نگاه های تاثیر گذارش عبور کند و ما شاهد آن هستیم هر بار اتفاقی در قصه می‌افتد از طرف اعضای خانواده اصلی سريال، چیزی به مخاطب ارائه می‌شود. مسائلی نظیر گذشت، صبوری، عدم قضاوت و داوری و ... همه در دل کار قرار داده شده به گونه اي كه خودم هم هربار مجموعه می‌ديدم این پیام‌ها و موضوعات را درک می‌کردم.

*نکته ظریفی که در این اثر وجود داشت علاقه ای بود که بین نقش شما و نقش پسیانی رخ می دهد که به شکل کاملا ظریفی کارگردان به آن می پردازد و حتی ماتا پایان شاهد رو در رو شدن این دو فرد با هم نیستم ؟

اتفاقا این هم موضوعی بود که به دل خودم بسیار نشست و به گونه ای از این نوع رابطه ایجاد شده استقبال کردم در قسمت‌هایی که من با آقای پسیانی کار داشتم و بین این دو شخصیت روابط عاطفی برقرار میشد، ولی باز هم ما روبروی هم قرار نگرفتیم و با هم کار نکردیم. یک ظرافت‌هایی را آقای یاری در نظر گرفتند که به دلیل محدودیت‌های تلویزیون ما روبروی هم قرار نگرفتیم. قصه بسیار هنرمندانه پیش رفت و علی رغم اینکه این دو بازیگر هیچ وقت روبروی هم قرار نمی‌گیرند، یک قصه عاشقانه زیبا تصویر شد. شاید در ظاهر به تصویر کشیدن نوع این رابطه محدودیت تلقی می شد اما در ادامه اشاره ظریف به عشق این دو نفر به جذابیت کار کمک زیادی کرد.

*چقدر این سریال به آن ایده آلی که در ذهن داشتید نزدیک شد؟

خوشبختانه این اتفاق تا حد زیادی رخ داد. گاه شما از فیلمنامه یک کار خوشتان می آید اما آن اثر در حین فیلمبرداری و تدوین به قدری تغییر می کند که با آنچه مد نظر نداشتید کاملا تغییر می کند فراموش نکنید حوادث و اتفاقات در یک اثر زمانی به درستی شکل می گیرد که تهیه کنندگی و کارگردانی کار صحیح و حرفه ای باشد شاید بسیاری از ما بخواهیم سبک دیگری از بازیگری را در کار خود در پیش بگیریم اما این تفکر نهایی کارگردان است که تصمیم می گیرد کار را چطور کلید بزند و پیش ببرد. خوشبختانه در این کار نگاه حرفه ای و سالم وی کاملا در کار حاکم بود.

*شما طی سالهای اخیر به نوعی از سینما به دور شدید و بیشتر در آثار تلویزیونی دیده می شوید. آيا پیشنهادی برای بازی در این حوزه ندارید یا فیلمنامه های ضعیف شما را به سمت بازیگری در تلویزیون کشاند؟

این طور نیست که پیشنهادی برای بازیگری در سینما نداشته باشم اتفاقا به تازگی بازی در یکی از آثار سینمایی را به پایان برده ام اما متاسفانه فیلم هایی که به من در سینما پیشنهاد می شود من را به لحاظ فیلمنامه جذب نمی کند و به همین خاطر انگیزه ام را برای بازی در این حوزه از دست می دهم و ترجیح می دهم در آثار تلویزیونی که حداقل به لحاظ بار قصه در سطح بالاتری قرار دارند بازی کنم.

*به نظر شما چرا آثار سینمایی ما در قیاس با گذشته به لحاظ کیفی دچار افت شده است؟

شاید بخشی از این موضوع به سیاست گذاری های اشتباهی ارتباط پیدا کند. در طی سالهای اخیر آثاری که بار تجاری دارند و صرفا برای گیشه ساخته شده اند از اهمیت بیشتری برخور دارند در حالی که در دهه شصت و حتی ابتدای دهه هفتاد ما شاهد رشد فیلم هایی بودیم که نگاه فاخری به مسائل داشتند و خب به همین نسبت اکثر بازیگرانی که در آن مقطع رشد کردند از سطح بالاتری برخور بودند.

*با این اوصاف به نظرتان تلویزیون ما به لحاظ کیفی در چنین شرایطی بهتر عمل کرده است؟

در قیاس با سینما بله ، و ما گاه شاهد آثار تلویزیونی خوبی هستیم هر چند که در این راه هم ما احتیاج داریم تا کارهای بهتری را ارائه دهیم.من در مصاحبه دیگری که با یکی از نشریات داشتم هم به این نکته اشاره کردم كه طی سالهای اخیر تلویزیون شرایطی را فراهم کرده تا بسیاری از بازیگران و فیلمسازان برجسته وسوسه حضور در این رسانه را پیدا کنند و شانسشان را در مدیوم تلویزیون امتحان نمايند تا

از این طریق ما شاهد اتفاقاتی خوبی در این رسانه بوده باشيم.

*اما در این میان بسیاری نسبت به عملکرد تلویزیون نقد دارند و بر این باورند که در این حوزه ما چندان قوی عمل نکرده ایم و دچار ریزش مخاطب شده ایم.

کسی منکر این ریزش مخاطب در تلویزیون نیست تلویزیون ما هم در قیاس با سالهای قبل افت کرده است اما در قیاس با سینما موفق تر عمل کرده است و در ساخت آثارش حداقل به سمت هجو نرفته است. هر چند که ما احتیاج به ساخت آثاری با کیفیت بالاتر داریم تا شاهد رونق گرفتن رسانه ملی باشیم. به نظرم تلویزیون در سیاست گذاری هایش باید سلیقه های شخصی را کنار بگذارد و به گونه ای عمل کند تا افراد با دیدگاههای مختلف در چار چوب مشخص دست به برنامه سازی بزنند تا ما شاهد بازگشت دوباره مخاطبان باشیم.

*به نظر شما چرا شبکه‌های ماهواره‌ای با وجود ضعفی که در فیلمنامه و حتی پرداخت دارند گوی سبقت را از آثار داخلی ربودند؟

به نظرم این آثار به لحاظ اخلاقی بسیار آسیب زننده هستند و به نوعی کیان خانواده ها را نشانه رفته اند ولی خب این آثار در راویت قصه هایشان به سمتی می روند که مخاطب ممکن است در وهله اول جذب ظواهر آن شود اما رفته رفته پی به ماهیت آن می رود و از آن فاصله می گیرد در هر حال من این آثار را به لحاظ خانوادگی بسیار آسیب رسان و زننده می دانم كه ما با ساخت آثار خوب به نوعی باید به رقابت با شبکه های ماهواره ای بپردازیم.

*شما در مصاحبه ای گله کردید که زن های شخصیت فیلم های ما صرفا در مادر خلاصه شدند در حالی که ما باید این امکان را برای آنها فراهم کنیم تا قالب های متفاوت را تجربه کنند؟

من با اینکه نقش یک مادر را تجربه کنم مشکلی ندارم اما موضوعی که وجود دارد این است که ما در فیلمنامه ها باید شرایطی را فراهم کنیم تا زن هایمان به نوعی از کلیشه فاصله بگیرند و فرای مادر بودن برای خودشان هویت مستقلی را داشته باشند فراموش نکنید ما کشوري با گستره وسيع فرهنگی داریم که در هریک از نقاط این کشور هم آرایش خاص فرهنگی با دیدگاههای متفاوتي وجود دارد و ما به راحتی می توانیم در آثار مان به زن‌های مختلف، با روحیات متفاوت، از اقلیم‌های گوناگون و با سن و سال مختلف از جوان تا میانسال و پیر گرفته تا زن‌های لر، ترک و شمالی و ... بپردازیم. شما تصور کنید با پرداخت درست این کاراکترها ما شاهد چه گستره بزرگی در فرهنگ خواهیم بود.

*به نظر شما تفاوت بازی در تلویزیون و سینما در چیست؟

بالاخره این دو به لحاظ تفاوتی که در مدیوم با یکدیگر دارند با مخاطب های متفاوتی سروکار دارند شما در تلویزیون با مخاطبان بیشتر و ذائقه های متفاوتی سر وکار دارید به همین خاطر باید حواستان باشد که در نوع بازی تان به گونه ای عمل کنید که افراد مختلف آن را بپسندد و خب این موضوع کار یک بازیگر را به مراتب سخت تر می کند.

*یکی از نقش هایی که طی مدت اخیر در آن حضور داشتید تله فیلم ماه منیر به کارگردانی شهره لرستانی بوده است.

بله اتفاقا من ماه منیر را به شدت دوست دارم و جزو آثار مورد علاقه من به شمار می رود این اثر با وجود اینکه تله فیلم به شمار می رفت اما به لحاظ ساختار هیچ کمی از یک اثر سینمایی نداشت و به گونه ای ثابت کرد اگر یک کار عمیق و حساب شده باشد مردم با آن ارتباط برقرار می کنند با وجود اینکه برخی بازی در تله فیلم را دوست ندارند اما بر این باورم در بسیاری از آنها اتفاق خوب و کم نظیری رخ داده است.

*وقتی به کارنامه هنری تان نگاه می کنید از آن چه پشت سر گذاشته اید راضی هستید؟

بالاخره هر بازيگري وقتي كارنامه هنري‌اش را مرور مي‌كند با خودش مي‌گويد، «كاش در فلان فيلم بازي نمي‌كردم يا فلان جور آن را بازي مي‌كردم» بالاخره وجود چنين احساساتي طبيعي است و من هم از اين قاعده مستثني نيستم. شايد در آن دوران نگاه من به بازيگري تا اين حد حرفه‌اي نبود. گاهي هم نقشي بوده كه با خودم بگويم اگر با همه اين تجربيات 20 ساله باز هم برگردم آن نقش را به همان شكل بازي مي‌كردم چرا كه در نوع خودش بهترين بود. شايد قبل از اين‌كه وارد اين حرفه شوم چنين فلسفه‌اي نداشتم و حتي بعد از چند كار هم به عمق اين ايدئولوژي پي نبرده بودم اما بازيگري به نظر من تركيبي از روان‌شناسي، محيط‌شناسي، خصلت‌شناسي و... است و اين‌كه شما همه اينها را از يكديگر تمييز بدهيد. خيلي اتفاق افتاده كه من جزءجزء كاراكتر نقشم را دوست نداشتم اما برخي لحظات ناب در آن وجود داشته كه به خاطر آن لحظات ناب بخواهم آن كار را انتخاب كنم.

*در طی سالهای اخیر باب شده است که بازیگران بعد از پشت سر گذاشتن دوره ای تصمیم می گیرند خودشان دست به فیلمسازی بزنند و کارگردانی را تجربه کنند با توجه به اینکه همسر شما عبدالرضا گنجی فیلمساز توانایی است شما قصد ندارید این عرصه را تجربه کنید؟

كارگرداني واقعا كار سخت و پرمسئوليتي است. شما در بازيگري فقط بايد حواستان به بازي خودتان باشد، اما در كارگرداني شما مسئول همه چيز هستيد و به همين خاطر بايد تمام امور را زيرنظر بگيريد. اما خب اگر روزي قرار باشد پشت دوربين قرار بگيرم ترجيح مي‌دهم اثري در ژانر اجتماعي بسازم و سعي مي‌كنم اين فيلم راجع به بچه‌ها، زنان، دختران، فقر... يا هر مسئله اجتماعي ديگري باشد.

*به عنوان سوال پایانی دوست داشتم به مساله ای خارج از بحث کار اشاره کنم شما جزو بازیگرانی به شمار می روید که همواره در مصاحبه هايی که داشتید به اهمیت خانواده و نقش آن در پیشرفت کاریتان اشاره کرده اید اتفاقی که امروزه معمولا کمتر ما شاهد آن هستیم؟

به نظرم خانواده دوستی نگاهی است که باید آن را گسترش داد ، من به شدت به بازيگري علاقه‌مندم و حتي ميتوان گفت به آن دلبسته هستم، اما به آن وابسته نيستم و هميشه حفظ كيان خانواده‌ام براي من باارزش‌تر از بازيگري است. جالب اينجاست كه با وجود همه عشقي كه به بازيگري داشتم به همسرم گفته‌ام «هر وقت دوست داري يا اين‌كه احساس كردي بازيگري به زندگي مشتركمان لطمه مي‌زند به من بگو تا براي هميشه آن را رها كنم. در هر حال از اینکه می بینم برخی به قدر ی خودشان را غرق کار کردند که وظیفه همسر بودن و مادری شان را از یاد می برند واقعا متعجب می شوم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار