وقتي در سينما به فيلمي برچسب سفارشي بودن ميزنند، يعني اينكه هر چه در اين فيلم ميبينيد چه تعريف از چيزي و چه تقبيح چيز ديگر بر اساس يك معادله و صورتحساب مالي كه از پيش ترتيب داده شده است، ساخته شده و چينش اجزاي فيلم براي رسيدن به هدف مورد انتظار سفارش دهنده است.
تقريباً در دنيا هر چيز سفارشيسازي به معناي كيفيت و مرغوبيت بالاي آن است به غير از فيلم، يعني اگر ميگويند فلان خانه با پلان سفارشي ساخته شده يعني حتماً نسبت به املاك اطراف خود برتري خاصي دارد، خودروهاي لوكس سفارشي، لوازم منزل سفارشي، لباسهاي سفارشي و هر چيزي كه پسوند سفارشي دارد همه نشانهاي از نوعي برتري است به غير از فيلم كه وقتي پسوند سفارشي به آن ميزنند دقيقاً مانند آن است كه به سازندگان آن توهين ركيكي شده باشد. اما واقعاً سينما تا اين حد از ساخت فيلم سفارشي مبرا است؟ يكي از دوستان صاحب قلم در سينما ميگفت تصور سينماي بدون سفارش تقريباً محال است و بخش عمدهاي از پولي كه در چرخه سينما مصرف ميشود ناشي از اين ثبت سفارشهايي است كه از بيرون براي كاري انجام ميپذيرد.
ديدگاهي هم در سينماي سياسي هست كه ميگويند بيشتر فيلمهاي شاخص هاليوودي بر اساس سفارش لابيهاي سياسي ساخته ميشود كه حتي به نظر نگارنده اگر سفارشي هم از قبل صورت نگرفته باشد در هاليوود فيلمهايي موردتوجه قرار ميگيرند كه با رعايت يك سري قوانين نانوشته، پيامهاي معيني را به خورد بينندههاي خود ميدهند.
فيلمهاي سفارشي نيز مانند هر جنس سفارشي ديگر بر اساس يك تقاضا و ثبت سفارش متولد ميشوند. سفارشدهنده كه ميتواند يك شخص حقيقي، يك نهاد عمومي يا سازماني دولتي باشد به دلايل مختلف از جمله مصرف بودجههاي درنظر گرفته شده فرهنگي و پر كردن چك ليستهاي بازرسي در صورتحسابهاي مالي يا انجام يك وظيفه ذاتي و حتي علاقه شخصي اثري سينمايي را به يك كارگردان يا تهيه كننده ينما سفارش ميدهد. در اينجا بديهي است كه سواد سينمايي سفارش دهنده به پايينتر از مجري طرح است زيرا اگر كمتر نبود قطعاً به جاي سفارش به ديگران خود راسا فيلم را تولدي ميكردند. اما نكته مهمي است كه اين فيلم را به چه كسي سفارش بدهيم و از آن چه چيزي ميخواهيم.
براي اينكه بدانيم بودجهاي كه در دست داريم را به چه فيلمسازي سفارش بدهيم و آيا چيزي كه قرار است آن فيلم ساز براي ما توليد كند واقعاً بر مبناي خواستههاي ما است يا همچون هندوانه در بسته است كه تا وقتي چاقوي نقد منتقدين سينما به آن نخورد، صاحب سفارش از محتواي اثري كه در آخر از فيلمساز تحويل گرفته بيخبر است.
متأسفانه روند فيلمسازي سفارشي در ايران تقريباً همان حكايت هندوانه در بسته را دارد كه فيلمساز بودجهاي را ميگيرد و در آخر چيزي را كه ساخته و تحويل ميدهد با آن چيزي كه قرار بوده بساز قرابت چنداني ندارد، همان طور كه در اين چند روزه خبرهايي از سفارش فيلم به برخي از فيلمسازان منتشر ميشود كه باعث تعجب و همچنين بهت آدمي از پرت بودن سفارش دهنده از اوضاع سينما است و جالب است كسي هم به اين دوستان صاحب سفارش نميگويد شما كه تا اين حد شناختتان از سينما پايين است، بهتر نيست كلاً قيد ساخت فيلم را بزنيد و كار فرهنگي و هنري را در شاخههاي ديگر هنر پيگيري كنيد؟!