
صادق محصولي، وزير كشور دولت نهم بود كه مسئوليت برگزاري انتخابات رياست جمهوري سال 88 را بر عهده داشت؛ انتخاباتي كه از ماهها قبل با تشكيل كميته صيانت از آرا زمينهسازي براي زيرسؤال رفتن صحت آن آغاز شد و پس از برگزاري هم با همان زمينهچينيهاي قبلي، فتنه 88 با رمز تقلب كليد خورد و ماهها پايتخت را به آشوب كشيد. در آستانه 9 دي خبرگزاري تسنيم مصاحبهاي با صادق محصولي گرفته تا او اقدامات وزارت كشور را در آن برهه حساس تشريح كند. بخشهايي از صحبتهاي او را با هم ميخوانيم.
جلسات پنج شنبههاي موسوي سنگبناي كودتاي مخملي 88 بود
فتنه88 يك زمينههايي داشت كه ايجاد شد و تمهيداتي براي ايجاد فتنه طراحي شده بود كه موارد متعددي موجود است و ميتوان به بعضي از آنها اشاره كرد. از جمله آسيبشناسي از تلاشي كه فتنهگران در ايام دولت اصلاحات دنبالش بودند و به نتيجه نرسيد، يعني آنها آسيبشناسي كردند و نقاط ضعف و قوت خود را تشخيص دادند و براي فتنه 88 از آن آسيبشناسي استفاده كردند. از جمله موارد ديگر شبكهبندي و شبكهسازي بود كه جريان فتنه در كشور از سال 86 به صورت فشرده شروع و سعي كرد تا 88 به صورت فشردهتر اين تشكيلات شبكهاي را براي انجام فتنه راهاندازي كند. از جمله آن جلساتي است كه به دستور آقاي موسوي گذاشته ميشد كه به جلسات «پنجشنبهها» معروف بود و يكي از سنگبناهاي اين كودتاهاي مخملي فتنه88 را ميتوان اينطور قلمداد كرد.
علاوه بر سلسلهجلسات معروف به «پنجشنبهها» كه به دستور آقاي موسوي بود، جلسه صبحانه اصلاحطلبان هم جلسه ديگري بود. همچنين از سال 86 نيز جلسات بنياد باران با حضور خود آقاي خاتمي و جلسات دفتر آقاي مهدي هاشمي- به تعبير خودش يك اتاق جنگ كامل را به وجود آورده بود- براي طراحي اقدامات فتنه 88 جزو مواردي بود كه انجام داده بودند. افرادي مثل آقاي محمد خاتمي و موسويخوئينيها هم به صراحت گفته بودند كه عقيده ندارند نه موسوي و نه هيچكس ديگري قادر به پيروزي بر احمدينژاد باشد. با اين حساب طرح موضوع تقلب از جانب سران اصلاحات در واقع يك دروغ عمدي بزرگي بود كه به شكلي رمز عمليات بود.
آموزش كودتاي مخملي در خارج كشور
اين پروژههاي شبكهسازي به همراهي گروههايي مثل سازمان مجاهدين انقلاب و جبهه مشاركت بود كه مكانيزم دورههاي براندازي نرم را در خارج از ايران براي گروههاي برگزيده داخليشان پيگيري ميكردند كه با سفرهايي از ايران تحت عناوين مختلف به خارج بود و در آنجا در كلاسهاي آموزشي كودتاي مخملي و جنگ نرم شركت ميكردند و چگونگي اجراي آنها در آنجا آموزش داده ميشد. عكس اين هم بود، يعني يكسري افرادي از بيگانگان با سفر به داخل تحت عنوان گروههاي مختلف از جمله استاد دانشگاه با اين شبكهها ارتباطهايي را برقرار ميكردند و تجارب و آموزشهاي خود را به آنان منتقل ميكردند.
كميته صيانت از آرا برنامه تشكيلاتي براي ايجاد فضاي رسانهاي بود
در واقع كميته صيانت از آرا شروع رمز تقلب بود. صيانت از آرا براي چه؟ براي اينكه تقلب نشود! اين ايجاد فضا براي وقتي بود كه اگر رأي لازم را نياوردند، اعلام كنند كه تقلب صورت گرفته است. بالاخره كميته صيانت از آرا يك حركت است زيرا در قوانين كشور راهكارهاي قانوني براي كنترل و دقت در نتايج انتخابات پيشبيني شده است. كميته صيانت از آرا برنامه تشكيلاتي جهت ايجاد فضاي رسانهاي براي مخدوش نشان دادن نتايج بود، آن هم در صورتي كه بنا بر پيشبينياي كه داشتند به نفع آنها نبوده باشد. اين مسئله نشاندهنده اين است كه قضيه اينگونه نبود كه ناگهان اتفاقي راه بيفتد بلكه طراحي از قبل بود براي اينكه فضاي رسانهاي و رواني را در مردم مبني بر مخدوش بودن نتايج انتخابات ايجاد كنند تا بتوانند بر مبناي آن نتيجهاي كه مورد نظر داشتند را اخذ كنند.
نمايندههاي موسوي در 90 درصد صندوقها حضور داشتند
بيشترين تعداد نمايندهها را بر سر صندوقهاي حوزههاي رأي آقاي موسوي داشت. آقاي احمدينژاد براي 70 درصد صندوقها نماينده داشت ولي آقاي موسوي براي حدود90درصد نماينده داشت. اين نمايندهها از حدود 46 هزار صندوق ميتوانستند مواردي را بگويند كه مثلاً در نتايج اين يا آن صندوق ايراد است ولي نتوانستند حتي يك مورد را بگويند.
اينكه موسوي اعلام پيروزي كرد، به خاطر حضور نمايندههاي اينها بود كه مطلع بودند رأي لازم را نياوردند زيرا نمايندهها از جاهاي مختلف به ستاد آنها زنگ ميزنند و ميگويند نتايج اينجا اينطوري است. آنهايي كه اين كاره هستند و از جاهاي مختلف جمع ميكنند، حدوداً دستشان ميآيد. ما تا ساعت 12 شب هم در تهران رأيگيري داشتيم كه آقاي موسوي ساعت 11 شب اعلام پيروزي كردند. اين نشان ميداد اينها دنبال پروژهاي هستند كه قبل از انتخابات طراحي كرده بودند و طراحي اصلي آن در غرب شده بود و اينها به نيابت از آنهايي كه در خارج طراحي كرده بودند، دنبال نتايجي بودند كه نتيجه اصلي فتنه و هدف اصلي آنها براندازي نظام بود.
قائم مقامي با آن نامي كه در «نامه جعلي» نامه را امضا كرد، وجود ندارد
نامهاي كه در آن مقطع به وزارت كشور نسبت دادند كه به رهبر معظم انقلاب بود، براي ما جوك شده بود. اصلاً ما چنين كسي كه به عنوان قائممقام نامه را امضا كرده باشد، نداشتيم كه قائممقام وزير باشد و از طرف خود من باشد. نامهاي با آن عناوين و عبارات خطاب به رهبري! اين طوري كتبي باشد و شمارهگذاري و سربرگش هيچ كدام درست نبود و همه جعلي بودند. متن نامه و عددها با هم نميخواند. معلوم بود كه با عجله يك چيزي را تنظيم كرده بودند و بعد از بررسي مشخص شد مركز تهيه و تكثير آن نامه نيز ستاد نامزد عامل فتنه بود كه پيدا كردند و معلوم شد كه كجا تكثير ميشد. اينكه چطوري تايپ كرده بودند و از كامپيوتر چگونه سربرگ را جعل كرده بودند!
بحث «طبقه منهاي چهار» وزارت كشور هم مطرح بود در صورتي كه اصلاً وزارت كشور «طبقه منهاي چهار» ندارد كه بخواهد به شكنجهگاه تبديل شود يا نيروهاي دستگير شده را به آنجا بياورند. اين چه حرف و كار منطقي است؟ چه كسي اين كار را ميكند؟ اينها فقط حرفهايي بود كه با آنها مردم را ميخواستند فريب دهند و با احساسات مردم بازي كرده و جريحهدار كنند و به دنبال آن به وزارت كشور حمله كنند.
تشريح دليل عدمصدور مجوز از سوي وزارت كشور
وزارت كشور هيچ مجوزي را براي راهپيمايي نداده بود. اصل 27 قانون اساسي ميگويد: « تشكيل اجتماعات و راهپيماييها را بدون حمل سلاح و به شرطي كه مخل مباني اسلام نباشد، آزاد ميداند». علاوه بر اينكه بعد ميآييم قانونهاي عادي حول اصل 27 قانون اساسي را كه مجلس شوراي اسلامي تصويب كرده و براي وزارت كشور محور است و بايد بر اساس آن عمل كنيم، در خود اين اصل27 هم دو قيد وجود دارد: يكي «بدون حمل سلاح بودن» است و ديگري اين است كه قانونگذار تأكيد كرده كه «مخل مباني اسلام» نباشد.
ما شاهد بوديم در مواردي حمل سلاح صورت گرفته بود و با حمله به مراكز بسيج و كشته شدن بعضيها و توطئههايي مثل قضيه ندا آقاسلطان صورت گرفته بود و پيشبيني چنين فتنهاي هم ميشد كه مخل «مباني اسلام» هم بود. بعضي شعارهايي كه داده ميشد و مباحثي كه گفته ميشد، مخالف اصول قانون اساسي بود از جمله حمله به اصل ولايت فقيه است و با توجه به اين مسائل اگر همان اصل 27 را هم مبنا قرار دهيم اينها مجوز چنين راهپيمايياي را نداشتند.
اصل 28 قانون اساسي ميگويد: «انجمنهاي سياسي و صنفي و انجمنهاي اسلامي و اقليتهاي ديني شناختهشده آزادند، مشروط به اينكه اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نفي نكنند». محدوده آزادي اين تشكلها برميگردد به اصل 28 قانون اساسي. اگر ميخواهيم قانوني عمل كنيم فقط يك اصل را نميتوانيم مبنا قرار دهيم بايد همه اصول را مبنا قرار دهيم. اينجا باز بحث استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي همه مورد خدشه قرار ميگرفت زيرا نميشود به بهانه نتيجه انتخابات به كل ملت توهين كرد و جلوي ولايت فقيه ايستاد و نهادهاي قانوني نظام را زير سؤال برد و آشوب و بلوا كرد و امنيت ملي را زير سؤال برد و شعائر مذهبي را هتك حرمت كرد.
سعي كرديم با حداقل درگيري فيزيكي اوضاع را مديريت كنيم
البته اينها تجاربي بود كه در انقلابهاي مخملي در كشورهاي ديگري انجام داده بودند ولي ما سعي كرديم در شوراي امنيت با حداقل درگيري فيزيكي نيروهاي انتظامي اوضاع را مديريت كنيم لذا شما شاهد هستيد كه از طرف نيروهاي حزباللهي مورد اعتراض قرار گرفتيم كه چرا نيروهاي انتظامي عكسالعمل شديد به كار نميبرند؟ اين به خاطر اين بود كه به نيروها دستور داده شده بود تا آنجايي كه ميشود خويشتنداري كنند و افراد متعددي از نيروهاي خدوم انتظامي مظلوم واقع شدند و آسيبهاي جدي ديدند و آسيبهايي كه اينها ديدند بيشتر از طرف متعرض بود.
همچنين بالاتر از شوراي امنيت كشور، شوراي عالي امنيت ملي نيز وجود دارد كه به كارگيري يگانهاي ديگر ( مانند بسيج) براي كمك به نظام و نيروي انتظامي در آن رده بالاتر صورت گرفت.
جرم سران داخلي فتنه محاربه با نظام اسلامي است
شما ملاحظه ميكنيد كه بالاخره در عاشوراي 88 آن هتكحرمتها و بيحياييها را به اوج رساندند و مستقيماً به جنگ با امام حسين(ع) آمدند و در خيابانها رقصيدند و شعارهاي مذهبي و عاشورا و كربلا را مورد هتك قرار دادند. در چنين وضعيتي40 بار نخستوزير انگليس و وزارت خارجه امريكا از جريان فتنه حمايت ميكند. كار به جايي ميرسد كه خانم كلينتون علني به صراحت ميگويد، ما كارهاي زيادي كرديم كه فتنهگران پيروز شوند و ميخواست از آنهايي كه در اين قضيه فعال بودند، جا نماند و پولهايي كه خرج كردند و قسمتي از اقداماتي كه انجام دادند و آموزشهايي كه داده بودند را علني كردند.
اينها وقتي ميبينند اگر مطلبي را صريح بگويند، مردم متوجه ميشوند سعي ميكنند با الفاظ مختلف بگويند كه نظرمان همان است و حالا كوتاه آمدهايم. اگر ميخواستيد كوتاه نياييد ميخواستيد چه كار كنيد؟! در كجاي دنيا اينچنين برخوردي با امثال شما ميشد؟! اينها به خاطر عطوفت اسلامي و تيزبيني و تدبير رهبر معظم انقلاب بود و محاربه با نظام اسلامي يا براندازي آن جرمي است كه فتنهگران مرتكب شدهاند. جرمهاي اينها قابل گذشت نيست و اگر بنا باشد روزي اينها محاكمه شوند، قطع يقين به محاربه عليه نظام اسلامي محكوم ميشوند زيرا فساد اينها روشن است.
9 دي پيوندي ناگسستني بين امامِ امت و مردم بود
بعضي سادهنگرها كه در آن زمان فتنه ساكت بودند، بعدها اعلام كردند كه ما فكر ميكرديم كه دعوايي بين شخص احمدينژاد و موسوي بود و براي اين وارد نشديم و اول اينگونه فكر ميكرديم. بعداً كه متوجه ماجرا شديم اعلام تبري از آشوبگران و فتنهگران كرديم. مسئله آنها شخص آقاي احمدينژاد نبود. فتنهگران كليت نظام اسلامي را كه در رأس آن ولايت فقيه است مورد هدف خود قرار داده بودند، بنابراين وقتي مردم ديدند حرمت عزيزترين شعائرشان يعني عاشورا و كربلا و امام حسين(ع) هتك شد، بلند شده و قيام كردند و اعلام كردند كه از ياري امام حسين(ع) و اصحاب او دست نميكشيم و سران فتنه و استكبار جهاني را در 9 دي دو روي سكه معرفي كردند و خيانت آنها را قابل گذشت ندانستند.
9 دي پيوندي ناگسستني بين امام امت و مردم بود كه يكي از بزرگترين ضعفهاي استراتژيكي دشمن كه در طراحي فتنه پيشبيني نكرده بوده همين نكته بود، يعني عمق اين پيوند استراتژيك و رابطه امام با امت و امت با امام را خوب درك نكرده بود.