آخر اين بازي باخت است، آن هم باختي سنگين. اما رويانيان نميخواهد قبول كند. او بازيهاي فوتبال را خوب ياد گرفته، اما شايد فراموش كرده با همه مهرهها نميتوان با يك تاكتيك بازي كرد. بعضيها استاد بازي هستند و به اين راحتيها بازنده نميشوند، كه اگر غير از اين بود، شايد خيلي پيشتر، توسط قدرتمندتر از رويانيان بازنده ميشدند!
بازي او حساب شده آغاز شد و خوب هم پيش رفت. اما انتخابهاي رويانيان در ادامه راه درست نبود.
او همان اشتباهي را كرد كه در سال اول حضورش در پرسپوليس و به هنگام خريد بازيكن مرتكب شد. آن روزها او به دل بازار نقل انتقالات زد و به خيال خود تمام ستارههاي ليگ را درو كرد تا تيمي كهكشاني را روانه ميدان نبرد كند و جام قهرماني را بالاي سرببرد.
اما برداشت او از همه آن ولخرجيها جز ناكامي نبود. درست برخلاف امسال كه تيمش با بازيكنان جوان و بينام و نشان بسته شد و در عوض توانست در قامت يك مدعي خود را بعد از مدتها به صدر جدول برساند.
اما تجربههاي تلخ گذشته براي رويانيان درس عبرت نشد و او حالا يك بار ديگر در انتخاب مهرها اشتباه كرده، اشتباهي كه به مراتب گرانتر از مرتبه قبلي خواهد بود، چراكه اين بار طرف حساب او نه چند بازيكن ساده كه مهرهايي هستند كه پشتشان به صفرهاي بيحساب و كتاب رقمهاي بانكي شان گرم است.
مهره هايي كه رويانيان تصور ميكند ميتواند از آنها، آنگونه كه خود ميخواهد بازي بگيرد، اما او مهرههاي جديدش را اشتباه گرفته است، مهرههايي كه اگر قرار بود به اين سادگي وارد بازيهاي ديگران شده و بازي بخورند، اكنون در اين جايگاهي كه امروز بر آن تكيه زدهاند قرار نداشتند.
برنامهها به گونهاي نوشته شده بود كه اين تصور ايجاد شود كه هدايتي را پروين به اين بازي فراخوانده. حال آنكه پاي او را خود رويانيان به اين ماجرا باز كرد و درست زماني كه همه نگاهها به پروين بود، او دست در دست هدايتي و البته زنجاني به عنوان يار جديدش پا به ميدان گذاشت و حريف طلبيد.
او تصور ميكند ميتواند با تكيه بر پشتوانه مالي اين دو به عنوان عضوهاي جديد هيئت مديره به خواستهها و برنامه هايش رسيده و ايده هايش را يكي پس از ديگري پياده كند. مهلت چهارسالهاي هم كه از وزارت ورزش خواسته تنها به همين دليل است.
اما بدون شك او نميتواند همكاري مسالمت آميزي با هدايتي و زنجاني داشته باشد. آنها زرنگتر از اين حرفها هستند كه بخواهند به عنوان مهرههاي رويانيان وارد اين بازي شوند. نه تنها هدايتي، كه زنجاني هم به فكر به دست گرفتن كامل اين ماجرا به دست خود هستند و رويانيان براي هر دو آنها تنها به معناي پلي براي عبور است. حال آنكه مديرعامل پرسپوليس به تنها مسئلهاي كه دقت نميكند همين مسئله است.
رويانيان با اين تصور كه ميتواند با كمك مالي اين دو متمول به خواسته هايش برسد، خواستار حضور آنها در هيئت مديره شده و البته كنار رفتن مخالفانش از جمع اين هيئت.
اما كافي است پرونده حضور آنها در پرسپوليس بسته شود تا رويانيان متوجه شود چه ركبي از اين دو عضو جديد خورده و چه بسا قبل از آنكه به خودش بيايد و بتواند فكري براي اين اشتباه بكند، عذرش براي هميشه از پرسپوليس خواسته شود. هر چند كه كافي بود او اندكي با ديد باز به گذشته اين دو در فوتبال و وعدههاي داده شده و عملي نشده آنها نگاه كند تا خيلي زود متوجه شود سلام آنها بيطمع نيست و روي دوستي شان نميتوان حسابي كرد!
شايد رويانيان امروز با برخي اعضاي هيئت مديره مشكل داشته باشد و اين اختلاف نظرها باعث ناراحتي او شده باشد. اما اين مسئله چيزي نيست كه نتوان به حل و فصل آن اميدوار بود. ضمن اينكه اختلاف نظر بين اعضاي هيئت مديره و مديرعامل چيز تازه و جديد و مختص پرسپوليس و رويانيان نيست و اين مشكل را در هر تيمي ميتوان ديد. اما حضور هدايتي و زنجاني در هيئت مديره، مشكلي نيست كه رويانيان بتواند از عهده حل آن برآيد و حضور آنها بدون شك مساوي است با خوردن تيشه به ريشه رويانيان در پرسپوليس!