اين روزها، تحريمهاي اقتصادي مهمترين موضوع در رسانههاي داخلي و خارجي است، ولي آنچه كمتر بدان توجه ميشود اين است كه تحريمها در حقيقت چه چيزي را هدف قرار دادهاند؟ آيا موضوع تحريمها صرفاً هستهاي است؟
با كمي تأمل در آنچه در بيش از يك دهه مذاكرات هستهاي ايران و غرب گذشته است، مشخص ميشود كه موضوع هستهاي ايران براي غربيها يك موضوع حاشيهاي است و برخلاف آنچه تصور ميشود، اين غربيها هستند كه با مبهم گذاشتن خواستههايشان، به دنبال طولاني كردن و فرسايشي كردن مذاكرات هستند. همان طور كه رئيسجمهور امريكا در اجلاس اخير سازمان ملل متحد به آن اشاره كرد و گفت كه رهبري ايران استفاده از سلاح هستهاي را مغاير اعتقادات و ارزشهاي نظام اسلامي ايران ميداند. ديگر سران غربي هم بر اين باورند كه ايران به دنبال دستيابي به سلاح هستهاي نيست. پس چرا غربيها در مذاكرات، فضا را مبهم و پيچيده بازگو ميكنند؟ آنچه غرب را در نگراني عميق فرو برده است، پيشرفتهاي شگرف ايران در حوزههاي مختلف فناوري و نه فقط هستهاي است؛ پيشرفتهايي كه در يك دهه اخير با نقشآفريني نيروهاي جوان و متعهد، شيب تندي گرفت. شايد اين پيشرفتها براي ما كه در داخل كشور هستيم، در نگاه اول چندان ملموس و قابل درك نباشد ولي براي غربيها كه اوضاع ايران را از بيرون و به دقت رصد ميكنند، كاملاً معنادار و هشداردهنده بوده است. مقامات غربي وقتي مشاهده كردند كه كشور اسلامي ايران بدون حضور و كمك آنها، روي ريل پيشرفت و توسعه حركت ميكند، با بهانه قرار دادن موضوع هستهاي، ايران را به عنوان يك تهديد منطقهاي و جهاني مطرح و از اين رهگذر، تحريمهاي اقتصادي را عليه كشورمان اعمال كردند. پس آنچه غربيها را ناخرسند كرده است، شتاب علمي و فناوري ايران به عنوان اولين كشور غيروابسته به غرب بود كه ميتواند به عنوان الگويي براي ديگر ملتهاي آزاديخواه جهان مطرح گردد.
در اينجا لازم است كه به مسير رشد و بلوغ يك فناوري اشارهاي داشته باشيم. براي تولد يك محصول فناورانه، در گام اول نياز به تحقيقات و مطالعات آكادميك است كه اين اتفاق معمولاً به وسيله دانشگاهها و مؤسسات پژوهشي صورت ميپذيرد. گام بعدي، توليد چند نمونه اوليه و تست و ارزيابي آن و گام آخر بهكارگيري اين فناوري در صنايع ميباشد. در گام اول نيروي انساني نخبه و توانمند، سرمايه اصلي پيشبرد فناوري است كه اين ظرفيت با توجه به جمعيت بالاي جوانان تحصيلكرده در كشور به صورت بالقوه موجود است و از آنجا كه يك پتانسيل داخلي است، تحريمها بر آن اثري ندارد. آنچه در اين گام ضروري است، استفاده بهينه از اين توانمندي با برنامهريزي صحيح مسئولان كشور ميباشد. در اين بخش ابتدا لازم است نظام آموزشي كشور يعني وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم با برنامهريزي صحيح سرمايه انساني نخبه را شناسايي و به سمت استعدادهايشان هدايت نمايند و در نهايت با معرفي موضوعاتي كه نياز فناوري در كشور است، جهتگيري كارهاي پژوهشي را هدفمند سازند.
گام دوم به كارگيري علوم نظري و ايدههاي توليد شده در گام نخست، جهت توليد يك يا چند نمونه آزمايشگاهي از يك فناوري است. اين مرحله نياز به سرمايهگذاري صنايع مرتبط با آن فناوري دارد. متأسفانه بسياري از صنايع علاقهمندي چنداني به سرمايهگذاري روي طرحهاي داخلي ندارند و ترجيح ميدهند كه نياز خود به فناوري را با وارد كردن آن از كشورهاي ديگر برطرف سازند. در حال حاضر با تشديد تحريمهاي اقتصادي، واردات بسياري از تكنولوژيهاي جديد دشواري فراواني را به همراه دارد. پس لازم است مديران صنايع ريسك اعتماد بر متخصصان داخلي را بپذيرند و زمينه را براي بلوغ تكنولوژيهاي جديد در داخل كشور فراهم سازند كه اگر چنين شود تهديد اقتصادي ناشي از تحريمها تبديل به يك فرصت جهت رشد علم و فناوري در ايران خواهد شد. گام آخر در حلقه شكلگيري يك محصول فناورانه به كارگيري آن به طور انبوه در صنايع مرتبط با آن فناوري است. اين امر موجب توجيه اقتصادي توليد يك فناوري در داخل كشور ميگردد و با كاهش قيمت آن نسبت به نمونه مشابه خارجي موجبات صرفهجويي ارزي و توسعه اقتصادي در كشور را فراهم ميسازد.
در حقيقت غربيها با تحميل تهديدات اقتصادي به دنبال دشوار ساختن مسير ورود تجهيزات مورد نياز جهت دستيابي به تكنولوژيهاي نوين ميباشند. مطمئناً اين فشارها عدهاي از فعالان حوزه صنعت را دچار يأس و نااميدي ميسازد ولي همانطور كه گفته شد در صورت شكلگيري صحيح چرخه تحقق محصول در كشور، بذر خودباوري در ميان نخبگان و صنايع در ايران رويانده ميشود. بزرگترين چالش در اين ميان تأمين مواد اوليه مورد نياز جهت توليد يك محصول صنعتي ميباشد كه ايران دو منبع اصلي مواد اوليه توليد يعني نفت و معادن فلزي را در اختيار دارد و ميتواند با توسعه صنايع پتروشيمي و فلزات آلياژي، خود را از كشورهاي خارجي بينياز سازد.
يكي از عرصههايي كه ايران به خوبي توانسته دستاوردهاي موفقي داشته باشد، فناوري هستهاي است. طبق آمار منتشره رشد ايران در فناوري هستهاي 80 برابر رشد متوسط جهاني بوده است. ايران در ساليان اخير توانست در غنيسازي به موفقيتهاي خوبي دست پيدا كند و اورانيوم را تا 20 درصد غنيسازي نمايد. همچنين راديوداروهاي متعددي در اين مدت توسط دانشمندان هستهاي ايران توليد شده است. حوزه هوا فضا همانند حوزه هستهاي، داراي حساسيت سياسي بالايي است. يكي از نمادهاي قدرتمند شدن كشورها و توسعهيافتگي آنها، حضور در حوزههاي اينچنيني است. ايران از جمله كشورهايي است كه توانسته با اتكا به دانش و توانمندي داخلي به باشگاه فضايي راه پيدا نمايد. دستيابي به فناوري ساخت و ارسال ماهواره نشاندهنده توانمندي كشور در مديريت فناوري در حوزههاي مختلف است. پس از پرتاب ماهواره اميد يكي از تحليلگران مركز مطالعات استراتژيك امريكا(CSIS) با تحليل اين اتفاق، تأثير اين دستاورد را بر تثبيت نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران با اهميت شمرد. اينها و چندين مثال ديگر نمونههاي واقعي براي اثبات اين ادعاست كه مقاومت به پيشرفت ميرسد. تحليلش نيز آسان است. تحريم سبب شد كه مسئولان ما در ردههاي مختلف اميدشان از خارج قطع شود و اين شد كه رو به داخل بياورند و به دنبال توانمندان داخلي باشند. همين قطع اميد از غير سبب شد تا با اتكا به ظرفيت فراوان دانشمندان داخلي، شاهد شكوفايي استعدادها و ثمرات آن را در حوزههاي مختلف باشيم. در پايان ميتوان گفت تحريمها در صورتي اثربخش است كه ايران در مسير بازي كشورهاي غربي حركت كند كه عبارت است از نااميدي و تسليم. حال آنكه مسير تلاش جهادي همراه با اميد و ايستادگي مسير را براي موفقيتهاي بيشتر هموار خواهد ساخت.
*
كارشناس ارشد هوا فضاي دانشگاه خواجهنصير