مبالغه نيست اگر بگوييم نگرانياي كه با شكلگيري دولت اعتدال براي طيف وسيعي از دلسوزان انقلاب بهوجود آمد امروز و تنها پس از گذشت نزديك به چهارماه رنگ واقعيت به خود گرفته و ميرود تا آينده دولت يازدهم را با بحرانهاي عديدهاي روبهرو سازد.
البته جنس اين ترس و دلهره از جنس ماديگرايي نيست و بيشتر حول محورهاي اعتقادي و ديني ميچرخد، محوري كه امروز طيفي در داخل كشور آن را در كانون حملات و هجمههاي رسانهاي خود قرار داده است. شروع ترس از آنجايي پديد آمد كه روحاني موفق به كسب آراي حداكثري از مردم شد و پدرخواندههاي طيف تجديدنظرطلب با اشتياق و اميد تازهاي جهت «بازگشت رسمي به قدرت» و همچنين «پيگيري اهداف برزمين مانده در طول هشت سال حاكميتشان» دست يافتند. «سپردن برخي از مراكز مهم اجرايي دولت در سطوح مختلف به ملازمان جريان تجديدنظرطلب» و «حمايت و تلاش براي آزادي ليدرهاي فتنه» از سوي دولتمردان يازدهم، اين ترس را به نقطه حساستري رساند و «تخريب و تخطئه مباني ارزشي و اعتقادي» به عنوان يكي از اهداف برزمين مانده از دولت اصلاحات،- ترس وفاداران و دلسوزان انقلاب را به نقطه جوش رسانيده است. البته بايد اقرار كرد كه نرم افزار رفرميسم داخلي براي «بازگشت به عرصه قوه مجريه» و در نهايت رسيدن به راهبرد اصليشان كه همان «استحاله نظام» است بسيار گسترده و پيچيده بوده و تنها به «آزادي سران فتنه»، «احياي فعاليت احزاب منحله»، «نفوذ در لايههاي مختلف حاكميت» و «حمله وتخريب اعتقادات ديني مردم»- به عنوان موضوع اين گزارش- ختم نميشود.
حمله به مباني ديني ريشه در كاركرد اصلاحطلبي دارد
طريقه توهين به اعتقادات و ارزشهاي مذهبي و ديني مردم ايران كه در دوران اصلاحات به طور جدي از سوي شخصيتها و رسانههاي وابسته به اين جبهه دنبال ميشد، پس از يك دوره چند ساله سكوت ( ازسال 84 تا92)، مجدداً به طور علني فعال شده و خط تخريب باورهاي اعتقادي ايرانيان را هدف قرار داده است. شروع اين پروژه از مقاله موهن روزنامه «بهار» و زير سؤال بردن ولايت اميرالمومنين (ع) آغاز شد و با تحريف زيارت عاشورا توسط نشريه «همشهري جوان» و اهانت به حضرت فاطمه زهرا (س) توسط مجله «چشم انداز» دنبال شد و يكشنبه همين هفته به مخالفت با نص قرآن در روزنامه «قانون» كشيده شده است. جايي كه خانم سوده حامد توسلي در مصاحبه با اين روزنامه ضمن متهم كردن قوانين اسلامي به تبعيض، اظهار ميكند: «با دقت در ماده 199 قانون مجازات اسلامي جديد تبعيض آشكار جنسيتي ميان مردان و زنان در بحث ارزش شهادت و گواهي آنان مجدداً آشكار و هويدا ميشود. . . منطقي به نظر نميرسد كه شهادت يك بانوي دندانپزشك، جراح يا وكيل در مراجع قضايي، از شهادت يك كارگر ساده ساختماني كه مذكر است كم اهميتتر تلقيشود.»
هر چند كه پاسخ مستدل و متقن به اظهارات احساسي و غربگرايانه خانم توسلي و دوستان دگرانديش او-همانگونه كه در تفسير نمونه آيت الله مكارم شيرازي ذيل تفسير آيه 282 سوره بقره در باب چرايي تفاوت نگاه اسلام به شهادت مرد وزن آمده- بسيار ساده است اما بيشتر از آنكه بخواهيم در اين جا به اين سخنان گستاخانه پاسخ فقهي- حقوقي بدهيم بايد به دنبال هدف غايي و نهايي طيف تجديدنظرطلب از اينگونه هتاكيها باشيم كه در ادامه به آن اشاره ميكنيم. با نگاهي به مطبوعات هشت ساله حاكميت همين طيف (بين سالهاي 76 تا84) به وضوح ميتوان ديد كه «ساختارشكني و حمله به اصول و احكام ديني» از خصوصيات بارز رسانههاي وابسته به حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب طي اين دوره بوده است. در اين مسيرحتي برخي از نويسندگان دوران پهلوي نيز به ميدان آمدند و همه جانبه به خطوط قرمز اسلام و انقلاب حمله ور شدند و نه تنها شهادت امام حسين (ع) را نتيجه خشونتها وقصاوتهاي پيامبر (ص) در صدر اسلام دانستند، بلكه بارها به معارف ومباني ديني وانقلابي توهين كردند.
روزنامههاي زنجيرهاي اصلاحات به عنوان نمونه اين مطالب هتاكانه را درج ميكردند:
«قوانين شرعي در مورد زنان ظالمانه است»
(مهرانگيز كار، ۷ بهمن ۷۸، عصر آزادگان)
«مظاهر ديني چون حجاب و حياي زنان، نماد عقب افتادگي است»
(نوشين احمدي، تير ۷۷، ماهنامه جامعه سالم)
«تفكر شيعهگري موجب انحطاط مملكت ما و مانعي براي دموكراسي است» (سالار بهزادي، ۲۳ آبان ۷۸ صبح امروز)
عملكرد ضد ديني مطبوعات هنجارشكن اين جرگه ادامه داشت تا جايي كه در سال 1379 رهبر معظم انقلاب در هشداري بيپرده، برخي مطبوعات ساختارشكن را «پايگاه دشمن در داخل ايران» خواندند: «من حالا ميبينم متأسفانه همان دشمني كه به وسيله تبليغات خود، همتش اين بود كه افكار عمومي يك كشور را به سمتي متوجه بكند، امروز به جاي راديوها آمده و در داخل كشور ما پايگاه زده است. بعضي از اين مطبوعاتي كه امروز هستند، پايگاههاي دشمناند، همان كاري را ميكنند كه راديو و تلويزيونهاي بي. بي. سي و امريكا و رژيم صهيونيستي ميخواهند بكنند.»
تهيه گزارشهاي «ضدايراني» مهمترين هدف هواخواهان ليبرالسيم در داخل
كمتر از 50روز پيش هم رهبري انقلاب در گراميداشت روز 13 آبان، هشدار تكاندهندهاي در خصوص «خط نفوذ» در مطبوعات داخلي دادند و از مواجب بگيراني- يا ساده لوحان بيمزد و مواجبي- كه خط تبليغات چيهاي خارجي را در داخل به پيش ميبرند، ياد كردند.
اين هشدار كليدي و كم سابقه كه پس از هشدار 79 رهبري درباره «مطبوعات داخلي پايگاه دشمن در داخل كشور» نمونه آن يافت نميشود، زماني اهميت خود را نشان ميدهد كه در عملكرد برخي رسانههاي وابسته به دگرانديشان در طول ماههاي اخير دقيق شده و ميبينيم كه برخي از آنها طبق طراحيها و دسيسههاي نظام سلطه عمل كرده و سعي دارند – مغرضانه يا جاهلانه - با درج مطالبي جهتدار نيازها و محتويات گزارشهاي «ضدايراني»، سازمانهاي بينالمللي وابسته به نظام سلطه را جهت به چالش كشيدن جمهوري اسلامي ايران در مباحث مختلف سياسي و بينالمللي تأمين كنند.
گفتوگوي روزنامه «قانون» با سوده حامد توسلي را – كه بايد آخرين حلقه از زنجير توهين روزنامههاي زنجيرهاي به مفاهيم اعتقادي در طول چهار ماه اخير دانست- بايد قطعهاي از يك پازل بزرگ به نام «گردآوري گزارش ضد حقوق بشري ايران» در نهادهاي به اصلاح بينالمللي دانست.
نقش «نسرين» و « سوده» در پرونده ضد حقوق بشري ايران
به گفته بسياري از كارگزاران نظام سلطه – كه از جمله آن ميتوان به گفتههاي وندي شرمن در جمع سناتورهاي امريكايي در ماه گذشته اشاره داشت كه اشاره كرده بود به زودي «پرونده نقض حقوق بشر توسط ايرانيها در دستور كار جامعه بينالملل قرار ميگيرد» - بايد تأكيد كرد كه بسياري از مراكز و موسسات وابسته به نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي غربي درصدد جمعآوري پرونده قطور و حجيم، براي اثبات ادعاهاي واهي خود عليه فعاليتهاي ضد انساني كشورمان بوده و ديدار تيم به ظاهر ديپلمات اروپايي با نسيرين ستوده و جعفر پناهي- دو تن از فعالان فتنه و مدعيان حقوق بشر در داخل- و اظهارات هتاكانه سوده حامد توسلي در گفتوگو با روزنامه قانون ميتواند حاوي مستندات مناسبي براي تكميل پرونده كذايي غرب عليه كشورمان به حساب آيد.
ارتباط بين ديدار تيم اروپايي و اظهارات گستاخانه سوده توسلي زماني معنادارتر ميشود كه بدانيم ارتباط عاطفي قوي بين اين دو تن برقرار بوده و در عكسي كه يكي از سايتهاي ضد انقلاب از جشن تولد ستوده منتشر كرده حضور پررنگ سوده توسلي را مشاهده ميكنيم كه در زير آن عكس آمده: خرداد 90 در تولد نسرين ستوده. سوده حامد توسلي، از وكلا و فرزند علي حامد توسلي نيز در جمع ميهمانان حضور داشت. علي حامد توسلي از هيئت مديره كانون وكلاست كه براي پرونده نسرين ستوده تلاش فراواني كرده است.
آينده شيرين عبادي در انتظار نسرين و سوده است؟
بدون ترديد افكار عمومي با اظهارات سوده حامد توسلي - كه در مصاحبه اخير كمترين حدود شرعي را در بحث حجاب رعايت كرده و در مورد مباحث فقهي اظهارنظر كارشناسي ميكند- و نسرين ستوده كه يد طولايي در فعاليتهاي ضد ايراني در فتنه 88 داشته و در ديدار با تيم اروپايي كشف حجاب ميكند به ياد فعاليتهاي جهتدار شيرين عبادي كه امروز يكي از وابستگان به نظام سلطه است، مياندازد. شيرين عبادي هم در طول سالهاي گذشته «وكالت خانواده مقتولين قتلهاي زنجيرهاي (فروهرها)»و «عزتالله ابراهيمنژاد يكي از اغتشاشگران كوي دانشگاه» را به دست گرفت و در غائله 78 پرونده مغرضانهاي براي به چالش كشيدن نظام در قتل دانشجويان دانشگاه تهران ارائه داد و پس از فرار از كشورمان در بحث سندسازي عليه نظام جمهوري اسلامي فعاليت گسترده و پرحجمي داشت و مقامات سياسي غرب را مجاب كرد تا در ژنو جايزه نوبل را به وي بدهند.
بر اساس آنچه گفته شد، مجموع كابينه دولت يازدهم و از جمله وزير اطلاعات و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد در رصد تحركات پردامنه وابستگان به اين طيف در حوزههاي مختلف بهتر و قاطعتر عمل كند تا هم شاهد ارتباطگيري و پيوند عناصر تجديدنظرطلب با مقامات سياسي غرب در داخل نباشيم و هم به صورت هنجارشكنانه افراد غرب زده در داخل به مباني و مفاهيم اسلامي مردمان توهين نكنند.