اين روزها كه بحث رفع حصر سران فتنه را اصلاحطلبان زياده وسط ميكشند و در حالي كه در آستانه چهارمين سالگرد 9 دي هستيم، بازخواني آنچه در سال 88 روي داد، كمك خوبي است تا دريابيم چرا وقتي همه آن فساد روي داده در پايتخت جمهوري اسلامي را سوءتفاهم مينامند يا آنكه واسطه ميفرستند كه فلاني و فلاني را رفع حصر كنيد و هر چه كدورت بوده، تمام شود و. . . اين سو كساني شديداً واكنش نشان ميدهند و برميآشوبند كه آيا همه آنچه روي داد، صرفاً يك سوءتفاهم بود؟! به همين راحتي ميتوان جرم بزرگ تهمت به جمهوري اسلامي و بر باد دادن آبروي نظام را سوء تفاهم دانست و از خاطر برد و مجرمين اصلي را رها كرد تا آزاد و رها به زندگي خويش مشغول باشند؟! آن هم وقتي كه آن دو از حداكثر رأفت نظام برخوردار شدهاند و صرفاً در اقدامي تأميني مورد حصر قرار گرفتهاند و هنوز هيچ مجازاتي براي آنان اعمال نشده است.
بازخواني حمايتهاي مسئلهدار از فتنه 88 و سران آن بخشي از اين ماجراست كه روشن ميكند چه كساني و با چه پيشينهاي از خيانت و ظلم در حق ملت ايران، پشت سر جنبش براندازي نرم در ايران قرار گرفتند تا آرزوي قديمي سرنگوني نظام برخاسته از انقلاب اسلامي را به زعم خويش عملي كنند.
غربيها پشتوانه اصلي جنبش سبز
غربيها با همه توان رسانهاي و حتي مالي خود، به ميدان آمدند و پشت سر جنبش به اصطلاح سبز قرار گرفتند تا حامي آنان در پيشبرد فتنهاي باشند كه هدف آن براندازي نظام بود. رسانههاي غربي در تقسيم كار آنچه كه در اين زمينه لازم بود، عهدهدار اجراي عملياتهاي رواني شدند و با خرج هزينههاي گزاف فيلم و عكس از تهران تهيه كردند و جاسوس خبرنگار از تهران خريدند تا به روزترين خبرها و عكسها را در اين زمينه داشته باشند. آنها با اين كار هم ميدان خبررساني را در دست خويش نگه داشتند و هم با نمايش تكهتكه واقعيت، تفسير و تحليل دروغآلود خويش را بر آن بار كردند.
خبرها و تحليلها در شبكههاي بزرگ خبري مستقيماً به گونهاي پيش ميرفت كه خط اغتشاش و ناآراميها را در ايران دامن بزنند و تشديد كنند. نقش بخش فارسي تلويزيون بيبي سي كه تنها شش ماه پيش از انتخابات 88 راهاندازي شد، در اين زمينه غير قابل انكار است. برنامههاي اين شبكه در روزهاي نزديك به انتخابات، 24 ساعته شد تا بتواند نقش درنظر گرفته شده خود در اين پروژه براندازي نرم را به خوبي پيش ببرد. مازيار بهاري، فيلمساز و خبرنگار شبكههاي غربي در سخنان خود به نقش رسانههاي غربي در طرح تقلب چنين اشاره ميكند: «رسانههاي غربي از چند ماه پيش از برگزاري انتخابات خط تقلب در انتخابات را در كانون توجهات خود قرار دادند و به گونهاي زمينهچيني كردند كه اگركانديداي مورد نظر آنان در انتخابات پيروز نشد اين حركت را يك كودتا در آراي مردم تلقي كنند. در همين راستا آقاي موسوي قبل از اينكه نتايج انتخابات مشخص بشود، طبق يك الگوي كلاسيك انقلاب رنگي گفتند: من پيروز انتخابات هستم و هر نتيجهاي غير از اين اعلام شود، تقلب شده است.»
اين شبكه به همراه VOAو CNNو امثاله فراخوانهاي مرتبط با فتنه 88 را پوشش ميدادند تا مورد توجه افراد بيشتري قرار گيرد. گردانندگان CNNحتي با قطع برنامههاي عادي به طور ويژه به انعكاس تحولات ايران پرداختند و با استفاده از تصاوير دريافتي از بينندگان كه قابل استناد نيست، حتي كمترين معيارهاي حرفهاي انتقال خبر را زير پا گذاشتند. شبكه مزبور حتي در اقدامي فراتر از پوششهاي خبري جهتدار و تبليغات حضور در آشوبها و اغتشاشات، در برنامههاي مختلفي راههاي هك كردن سايتهاي دولتي كشور مانند وزارت كشور و. . . را به بينندگان خود آموزش داد.
حالا نقش مستقيم سفارتخانههاي غربي در شكلدهي و تشديد آشوبهاي خياباني در تهران 88 خود بحثي غيرقابل انكار است. برخي از سفارتخانههاي غربي به جمعآوري اطلاعات حساس مشغول بودند كه شماري از عوامل آنها درآشوبهاي خياباني بازداشت و محاكمه شدند. برخي ملاقاتها و هماهنگيها در اين سفارتخانهها نيز از همين دستهاند. آدام ارلي، سفير وقت امريكا در بحرين كه در دوران رياست جمهوري جرج بوش سخنگوي وزارت خارجه امريكا بود، نيز در جلسهاي در همان مقطع در ديدار با برخي از مسئولان كشورهاي عربي در منامه تأكيد كرد كه امريكا قصد دارد در ماههاي آينده حمايت خود را از اصلاحطلبان در ايران «رسمي و علني» كند. ارلي در سخنانش كه پيش از اول اكتبر 2009 و برگزاري مذاكرات ژنو بيان شد، تصريح كرد: «تحت هر شرايطي حمايت از اصلاحطلبان در ايران جزو گزينههاي اصلي سياست اوباما باقي خواهد ماند و ما روز به روز آن را پرقدرتتر خواهيم كرد.» سخنان تحريك آميز سران امريكا و اروپا اعتماد به نفس ليدرهاي فتنه را براي انجام آنچه در سر داشتند، بيشتر ميكرد و در كنار بيانيهنويسيهاي سران فتنه، حاميان اقليت را براي حضور در خيابان بيشتر تحريك ميكرد. كار به جايي ميرسد كه باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا در اقدامي خارج از عرف ديپلماتيك، حمايت از جنبش سبز را يكي از اهداف استراتژيك امريكا معرفي ميكند و نخستوزير انگليس، با اعلام اينكه ماهيت جنبش سبز بازگشت به حاكميت سكولار و غيرديني است، حمايت دولت انگليس از فتنه 88 و سران و عوامل آن را پنهان نكرد. هيلاري كلينتون وزير خارجه سابق امريكا نيزدر پاسخ به سؤال خبرنگار واشنگتن پست كه پرسيده بود قطعنامه 1929 شوراي امنيت عليه ايران چه اثر قابل توجهي دارد، گفته بود كه اين قطعنامه در حمايت از جنبش سبز صادر شده است. اصلاحطلبان بزرگترين سرمايه اسرائيل در ايران! اسرائيليها نيز حاميان ديگري براي فتنه 88 بودند. در همان روزهاي فتنه 88، نتانياهو نخستوزير رژيم صهيونيستي با صراحت اعلام كرد كه «اصلاحطلبان بزرگترين سرمايه اسرائيل در ايران هستند» و شيمون پرز، رئيس رژيم صهيونيستي گفت «اصلاحطلبان به نمايندگي از اسرائيل با رژيم اسلامي ايران ميجنگند!» در گزارش كميسيون اصل 90 از فتنه 88 آمده است: «مهمترين مواضع اسرائيل: مبارزه با رهبران ايران مهمتر از برنامه هستهاي اين كشور است. اميد آن است كه نخست رژيم ناپديد شود. موسوي و همسرش روح جديدي به آزادي بخشيدهاند، بنا بر اين من تكرار ميكنم انقلابي در ايران روي خواهد داد.» ريگي و رجوي و پهلوي در كنار جنبش سبز اين حمايتها تازه همه قصه نيست؛ گروهك جنايتكار ريگي هم از موسوي و جنبشي كه راه انداخته، حمايت ميكند؛ رضا پهلوي، وليعهد! ايران نيز پا به عرصه حمايت از موسوي ميگذارد سازمان مجاهدين خلق (منافقين) هم نه فقط حامي معنوي جنبش هستند، بلكه عملاً در سازماندهي و پر تعداد كردن تجمعات خيابانياي كه با بيانيههاي موسوي شكل ميگرفت، نقش ايفا ميكند و از سويي يكي از بازوهاي اصلي جنبش در اعمال خرابكارانه و تخريب اعمال عمومي و تعرض به جان مردم ميشوند. اعضاي اين گروهك بيشترين نقش را در فجايع عاشوراي 88 تهران ايفا ميكنند تا از سوي ميرحسين موسوي به «مردمان خداجوي» ملقب شوند! بعدتر افتخارات بيشتري نصيب جنبش سبز شد و مانكنها و رقاصهها نيز براي حمايت از آنها پا به عرصه گذاشتند و اين همه در حالي بود كه سران فتنه هيچگاه از آنها اعلام برائت نكردند.