«قرآن همچو عروسي است. با آنكه چادر را كشي او روي به تو ننمايد. آنكه آن را بحث ميكني و تو را خوشي و كشفي نميشود آن است كه چادر كشيدن تو را رد كرد و با تو مكر كرد و خود را به تو زشت نمود، يعني «من آن شاهد نيستم!» او قادر است به هر صورت كه خواهد بنمايد اما اگر چادر نكشي و رضاي او طلبي بِروي كِشت او را آب دهي، از دور خدمتهاي او كني، در آنچه رضاي اوست كوشي بيآنكه چادر او كشي، به تو روي نمايد.» فيه ما فيه- مولانا
بسياري از آنهايي كه ميخواهند با قرآن حكيم، جديتر و عميقتر مواجه شوند- يعني علاوه بر فهم مفهوم دقيق واژههاي قرآن به لايهها و بطنهاي دروني آن ورود كنند- عمدتاً دچار اين تنگنا هستند كه با مفاهيم قرآن آنگونه كه آنها را از درون دچار لذت و بهجت كشف و انبساط كند، بيبهرهاند. اصلاً يكي از موانعي كه امروز در سر راه ارتباط عامه مردم حتي نخبگان با قرآن قرار دارد همين است كه آنها صور قرآن را مرور ميكنند. داستان زندگي پيامبران، اقوام، سرگذشتها، عبرتها، آيات رحمت و عذاب را از زير چشم ميگذرانند اما همچون چشمي كه از بيرون به يكسري رخدادهاي تاريخي افتاده است به مثابه يك چشم توريستي در لايه اول رخدادها ميمانند و بعد از دقايقي از اين باغ دلگشا و زيبا بيرون ميآيند بيآنكه از ثمرات و ميوههاي آن تناول كرده باشند.
اول سياهيها بايد برود تا سپيده درآيداما چرا اين اتفاق ميافتد؟ حرف دقيق و زيبايي كه مولانا در «فيه ما فيه» ميزند اين است كه قرآن، صورت سيرت خود را به هر كس ننمايد، يعني به اجبار نميتوان چادر- حجاب الفاظ و صورت رخدادها- را از صورت عروس قرآن كنار بزني و به آن درونمايه و شهد و شيرينيهاي بلند معنا دست يابي. راهكاري كه در اين جا پيشنهاد ميشود اين است؛ هر كسي كه دنبال زيبايي است بايد در افق زيبايي قرار گيرد. كسي كه ميخواهد به قصر آن عاليجناب برسد نميتواند در تختخواب و راحتي باشد و او را با تختخواب و خواب آلوده به عالم بالا و لاهوت ببرند.
سيره پيامبر بزرگوار اسلام، ائمه اطهار، بزرگان و اولياي ديني ما هم همين است كه اگر آنها در افق قرآن قرار گرفتهاند و توانستهاند به بطون و رموز و اسرار قرآن وقوف يابند و محرم حريم كلام الله باشند به سبب مجاهدتها و شبزندهداريها و خودداري از معاصي ريز و درشت بوده است. به تعبير حافظ «خلوت دل نيست جاي صحبت اضداد/ ديو چو بيرون رود فرشته درآيد» تا زماني كه انسان، ظرف قلب خود را از خودبينيها، خودرأييها، شهوتها، تجاوزها و خيالهاي شيطاني خالي نكند چگونه ميتواند انتظار داشته باشد فرشتههاي معاني و انديشههاي رحماني در قلب او پديدار آيد و بتواند به مغز و جوهره كلام خدا دست يابد.
چرا دروازههاي قرآن به روي ما گشوده نميشود؟اين آيه زيباي قرآن- آيه 79 سوره واقعه- به روشني به همين موضوع تصريح ميكند كه «لا يمسه الا المطهرون» فقط پاكان ميتوانند از دروازههاي قرآن عبور كنند و به سرزمين نشانهها و آيات و معاني راه يابند. به عبارت ديگر اگر كسي ميخواهد به سرزمين معاني راه يابد و قرآن را بفهمد هيچ راه ديگري جز اينكه در مسير صدق، پاكي و عمل و پرهيزگاري قرار گيرد وجود ندارد. نميتوان انتظار داشت كه كسي مال و اموال خود را پاك نكند، به دروغ، غيبت، حيلهورزيها و تضييع حقالناس گرفتار باشد، خودبينيها و خودرأييها مقيم ذهن و روانش باشد و انتظار داشته باشد با چنين وضعيتي در افق قرآن قرار گيرد و دروازههاي اين كتاب الهي به رويش باز شود و بتواند معانياش را لمس كند.