کد خبر: 626411
تاریخ انتشار: ۲۶ آذر ۱۳۹۲ - ۲۳:۰۹
باور و هضمش سخت است. اينكه به همين راحتي آبروي ايران را به حراج بگذاريم. آن هم به دليل يك سري رفتارهاي بچگانه و در اصل جوزدگي! همه‌اش از يك عصبانيت شروع شد.
دنيا حيدري
باور و هضمش سخت است. اينكه به همين راحتي آبروي ايران را به حراج بگذاريم. آن هم به دليل يك سري رفتارهاي بچگانه و در اصل جوزدگي! همه‌اش از يك عصبانيت شروع شد. عصبانيت ناشي از حق‌خوري كه در المپيك در حق عبدولي و مظاهري شد. در دعوا حلوا خير نمي‌كنند. شايد به همين دليل هم بود كه برخي كاربران ايراني به صفحه كميته بين‌المللي المپيك و ايميل مارتينتي يورش بردند. اين اولين برخورد ايراني‌ها به اين شكل بود. مارتينتي ابتدا گفت كه از ايراني‌ها توقع چنين برخوردي را نداشته اما با قبول اشتباه و عذرخواهي، اين عصبانيت را درك كرد. هر چند كه باز هم اين توجيه توهين‌هايي كه شده بود، نبود.
اما هرگز تصور نمي‌شد اين هجوم عصباني، شروع يك بدعت زشت باشد. يك رفتار غيرمنطقي و بچگانه كه آبروي ايران را تحت‌الشعاع قرار دهد.
در ماجرايي كه براي مارتينتي رخ داد، مي‌شد عصبانيت را بهانه كرد براي توجيه. اما در ماجرا‌هاي بعدي و برخوردهاي ناشايستي كه با زايتسف و ليما و بدتر از همه مسي شد، هيچ جاي توجيهي باقي نمانده بود. آنها نه اجحافي در حق ما كرده بودند و نه حق‌خوري! با اين وجود مورد هجوم يك رفتار بچگانه قرار گرفتند. رفتاري كه جاي تأسف داشت و خيلي زود در سرتاسر جهان منعكس شد تا خيلي‌ها از خود بپرسند اين‌ها همان مردماني هستند كه از فرهنگ‌شان داستان‌ها نقل مي‌شود؟ درست مثل سؤالي كه در پي ماجراي زايتسف از ولاسكو شد. سرمربي تيم ملي واليبال ايران كه از فرهنگ مردم ايران قبل از بازي با ايتاليا بسيار تعريف كرده بود و بعد از اتفاقي كه براي بازيكن ايتاليا افتاد، شرمنده شد!
شروع هجمه دوم شايد از يك شوخي و يك بازي بچگانه بود. شايد حتي آنهايي كه دست به اين اقدام ناپسند زدند هم هرگز تصورش را نمي‌كردند اين مسئله تا به اين اندازه بزرگ شود و بازتابي جهاني داشته باشد اما هرچه بود، امروز آبروي ايران است كه تحت‌الشعاع اين رفتارهاي زشت قرار گرفته. رفتارهايي كه پيشتر در ورزشگاه‌ها شاهد بوديم و حالا گويا با راهيابي به صفحات اجتماعي ديگران، مورد تحول قرار گرفته است.
برخوردهايي كه با مسي و زايتسف و ليما شد، نمونه كوچكي از همان توهين‌هايي است كه سال‌هاست در ورزشگاه‌هاي كشور به بازيكنان، مربيان و حتي داوران مي‌شود. توهين‌هايي كه باعث مي‌شود در طول پخش بازي‌ها بارها صدا‌ها كم و زياد يا قطع شود اما هر بار به نوعي ناكام مانده است و حالا شاهد هستيم كه در نوع پيشرفته اين برخوردهاي ناپسند، عده‌اي از غيرخودي‌ها هم مورد تعرض قرار گرفته‌اند!
جوزدگي شايد دليل اصلي اين رفتار باشد. درست مثل زماني كه روي سكوهاي ورزشگاه يك شعار را چند نفر سر مي‌دهند اما بعد از گذشت زماني كوتاه، آن را بايد از زبان كل حاضران در ورزشگاه شنيد و تفاوتي هم نمي‌كند آنچه بيان مي‌شود تشويق است يا توهين. چراكه در هر صورت خيلي زود همه تحت تأثير جو مكاني، آن را تكرار و تكرار مي‌كنند.
آنچه در ورزشگاه‌ها رخ مي‌دهد اما يك مسئله داخلي است. هر چند اين از زشتي ماجرا نمي‌كاهد اما مي‌توان مسئله را اينگونه توجيه كرد كه يك معضل خانوادگي است اما برخوردهايي كه با مسي و ديگران شد، ديگر يك مسئله داخلي و خانوادگي نبود. اين بار اين جوزدگي به قيمت زيرسؤال رفتن ايران و فرهنگ ايراني تمام شد. مسئله‌اي كه با وجود عذرخواهي‌هايي كه شد، به اين زودي از اذهان عمومي پاك نمي‌شود. خصوصاً كه از يكسو ايران يكي از تيم‌هاي حاضر در جام‌جهاني است و اين خود دليل محكمي است براي زير ذره‌بين قرار گرفتن و دوم اينكه برخي از نفراتي كه مورد تهاجم قرار گرفته‌اند آنقدر بزرگ هستند كه صداي آنها خيلي زود در سرتاسر جهان مي‌پيچد و حالا علاوه بر آبرويي كه بر سر يك بچه‌بازي تحت‌الشعاع قرار گرفته، بايد خود را آماده دشمني طرفداران اين نفرات معروف مانند مسي هم كنيم. حال آنكه اين توهين‌ها در صورتي انجام شده كه يكي مثل مسي، يكي از بازيكنان بسيار محبوب در ايران است!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار