
ميگويند زندگيها بر اساس خواستههاي افراد شكل ميگيرند و براي رسيدن
به اين مهم هر كس سعي ميكند تا نفر همراه يا به قول معروف، همسرش را
مطابق با معيارهايش برگزيند تا بتواند به سرمنزل مقصود برسد اما به كرات شاهد بودهايم كه زوجي پس از سالها زندگي تازه متوجه ميشوند در برخي موارد با يكديگر همفكر و هم عقيده نيستند، حالا بايد چه كرد؟ آيا ويران كردن تمام ساختهها و پشت پا زدن به قولها و آرزوها چاره كار است؟
سبك زندگي اسلامي كه بخش اعظمي از شيوه و روش ما ايرانيها در زندگيمان را تشكيل ميدهد، اصولي برگرفته از كتاب قرآن كريم را توصيه ميكند كه ميتواند در هر مقطع و زماني و در هر گرفتاري و مشكلي راهگشا و چراغي براي مسيرهاي تاريك باشد.كافي است كتاب آسماني را در دست بگيريم و چند آيهاي از آن را با جان و دل تلاوت كنيم و قدري در مفاهيمش مكث.
آياتي آرامشبخش
در بسياري از سورههاي قرآن كريم بعد از تأكيد بر خوشرفتاري همسران نسبت به يكديگر و امر به كارهاي نيك، گذشت و چشمپوشي از تقصيرات را نيز مورد تأكيد قرار ميدهد. علماي دين ميگويند: اگر زن و مردي پس از پيوند ازدواج، به عللي زوج خويش را مطابق با معيارهاي خويش نيافتند ولي به خاطر مصالح خانواده و ارزشگذاري به اصول اين پيوند، بهرغم ميل باطني خويش كراهت و بيميلي نسبت به زوج خويش نشان ندادند و در حفظ اين بنا و مصالح آن كوشيدند، به دليل توجه و گذشت و ترجيح مصالح خانواده بر خواستههاي شخصي، خداوند كريم دريچهاي از خيرات و بركات را به سوي آنان ميگشايد.
در آيات متفاوت سوره نساء تأكيد شده كه اگر به جهاتي از همسران و زنان خود رضايت كامل نداريد و نسبت به ايشان كراهت و ناخوشايندي در دل شماست، از ابراز آن و به كدورت كشاندن كانون گرم خانواده بپرهيزيد و شيوه سازش و مدارا و معاشرت نيكو را مرام خويش سازيد، كه اگر اينگونه عمل كرديد، پروردگار شما به جبران اين عمل ارزشمند، خيرات و بركات و سود فراوان را نصيب شما ميگرداند كه از آن جمله، اعطاي فرزنداني صالح و شايسته و بركات ديگري است و آثار كسب رضايت پروردگار را در ايجاد گرمي و صفا در خانواده مييابد.
منفورترين حلال
در زندگيهاي غربي تفكري وجود دارد كه ميگويد زن و مرد تا وقتي كه مشكلي ندارند ميتوانند در كنار يكديگر زندگي كنند اما با تغيير خواستههايشان، دليلي ندارد خود را به زحمت بيندازند و فشاري را تحمل كنند بلكه جدايي اولين و بهترين گزينه براي ادامه راه است.
در مقابل اين تفكر، اسلام از طلاق به عنوان يكي از منفورترين حلالها نام ميبرد زيرا اصل دين، بر زندگي مشترك و تلاش همسران براي ساختن زندگيهاي شيرين و مداوم است.
يك ضربالمثل ايراني ميگويد؛ «زن و شوهر دعوا كنند، ابلهان باور كنند...» اين ضربالمثل ميرساند كه هرگز دعوا و بگومگوي زن و شوهر را نبايد باور كرد زيرا بعد از هر بحثي در خانه، به خاطر اصل زندگي و آن پيمان آسماني زناشويي، همسران همه چيز را فراموش كرده و فقط به ساختن زندگي با آيندهاي روشن ميپردازند. با اين تفاسير اگر امروز شاهد آمارهايي از طلاق هستيم، بايد ريشه آن را در عدم توجه به اصول قرآني بدانيم و باور كنيم كه زمينه بسياري از نابسامانيهاي خانه و خانواده و تصميمگيريهاي ناپخته و عجولانه نسبت به جدايي و طلاق از همين جا آغاز ميگردد.
از «انا لله» تا «انااليه راجعون»
وقتي كلام خداوندي را سرلوحه زندگي خود قرار داده و ميپذيريم كه زندگيمان، مابين «انا لله» تا «انااليه راجعون» قرار دارد، آن وقت است كه ميفهميم درك يكديگر و احترام به عقايد مخالف در زندگي كمترين كاري است كه در اين خلقت عظيم ميتوانيم انجام دهيم و رسيدن به اهداف اُخروي هرگز با بيبندوباري و آزادزيستي و رهايي از قيود اخلاقي، سازگار نيست. تفكري كه امروز از جوامع غربي به درون كشورهاي اسلامي تزريق شده نگرشهاي فمنيستي، بيتوجهي به ارزشهاي اخلاقي و مصالح خانوادگي، ناديده گرفتن نيازهاي عاطفي و احساسي انسانها، غفلت از عواقب سوء و عوارض ناشي از جدايي و طلاق و عدم توجه به بيسر و ساماني و سرگشتگي بچهها بعد از جدايي پدر و مادر است.
اما در مقابل، باز هم اسلام توجه به ريزبينيها و دقت نظرهايي كه شريعت در اصلاح ساختار خانواده دارد را مدنظر قرار ميدهد. جايي كه يك سو نگري و توجه خاص به ابعاد مادي زندگي را نفي ميكند و زن و مرد را مكمل يكديگر براي داشتن يك زندگي ايدهآل ميداند. از آنجايي كه انسان در مسير زندگياش حركتي به سوي كمال مطلق دارد، بر اين اساس به همسر خويش در زندگي مشترك به مثابه يك انسان مكمل، يك روح تعالي بخش، يك مبدأ آرامش در مسيري هدفمند و حساب شده مينگرد.
زندگي زناشويي آغازگر تحول شخصيت انسانهاست، پس در اين تحول بايد به گونهاي حركت كند كه عقل بر نفس و خواستههاي دنيوياش غلبه كند كه در غير اين صورت، حركت او سير نزولي خواهد داشت، نه صعودي.
خانواده يعني زن و مرد و فرزندان و خانه عبارت است از مأمني كه سرشار از آرامش است. زن و مرد مؤمن در كنار يكديگر طمأنينه و عشقي را ميجويند كه نفس انساني را ارتقا ميدهد و راه رسيدن به سعادتشان را هموار ميسازد.
هر زن و مردي، بر سر راه پر فراز و نشيب زندگي شان، موانع و مشكلات فراواني دارند كه در اين مسير دشوار حركت به تنهايي ميسر نيست و خداوند، در كنار يكديگر بودن و تشكيل خانواده را وسيله سكونت و آرامش بندگانش قرار داده، تا در سايه تحقق آن هر دو به غايت خلقت خويش برسند.
از «من» تا «ما»
زندگيهاي امروز پر شدهاند از دوز و كلك و خيانت. پر شدهاند از همانهايي كه امواج بيگانه بدون هيچ پروا و محدوديتي به حريم جوامع اسلامي ارسال ميكنند و در شبكههاي شيطاني به ترويجشان ميپردازند. خيلي دور نيست زماني كه در اين آب و خاك، فقط يك جمله در گوش عروس خانمها بود، آن هم اينكه «با لباس سفيد وارد خانه بخت ميشوي و با لباس سفيد خارج» و «شب عروسي براي آقا دامادها كم از پادشاهي نبود...»
در زماني كه دخترخانم منتظر ميماند تا پسركي سوار بر اسب سفيد شاخدار به سراغش بيايد، ديگر حرف از ماديات و چانه زدن بر سر به كرسي نشاندن حرف خودشان وجود نداشت. در روزگاري كه فرش خانهها سادگي و سقفش محبت بود و ازدواج براي ساختن «ما» بود، ديگر جايي براي «من» باقي نميماند. اما از وقتي كه براي هر چيز قيمتي تعيين شد و انسانيت قرباني خواستهها وتمايلات شخصي گرديد، عوامل زيادي دست به دست هم دادند تا خانه و خانواده را به پرتگاه سقوط كشانده و هر روز بر مشكلات جوامع بيفزايند.
اين يك حقيقت است كه حاكميت فرهنگ قرآني در ايجاد همراهي و همدلي زوجين و هموار ساختن آنان در مسير زندگي تأثير مستقيم دارد و زن و مرد را ياري مينمايد تا در بروز اختلافات و رخدادها عجولانه تصميم نگيرند و فرار را بر قرار ترجيح و گسستگي را بر پيوستگي غالب ننمايند.
وقتي تكتك ما به وجود خداوندي مهربان و رئوف كه زيباست و زيبايي را با لطف به بندگان شاكرش هديه داده ايمان داريم، بايد باور داشته باشيم رضايت حق را در استمرار و استحكام پيوندها و در برقراري صلح و آشتي. پس اين حقيقت را در زندگيها جاري و ساري نماييم كه ميشود با تلاش، مقاومت و استواري، مشكلات را از پيشروي برداشت و به ايجاد تفاهم و اتحاد و همدلي و يكسويي فكر كرد نه به جدايي و انحلال و از هم پاشيدگي.