
تمام فضاي اتاق به 30 متر هم نميرسد. از نوركافي خبري نيست، ولي تا بخواهي صدا هست و فريادهاي گاه به گاهي كه از سر خشونت و اضطراب بلند ميشود! روي صندليهاي پلاستيكي كوتاه، قامتهاي قوز كرده و بيتاب، ناآرام نشستهاند. پسرهاي قد و نيم قد در سنهاي مختلف به فاصله چند سانتيمتر از هم رديف شدهاند و با شور و هيجان انگشتهايشان را روي دستههاي بازي يا دكمههاي صفحه كليد ميكوبند. حركات تند سر و صورت و لحن صدايي كه ارادي و غيرارادي بالا و پايين ميشود ازهيجاني حكايت دارد كه بازيكنان را سخت درگير كرده است. يكي از سر عصبانيت با مشت روي ميز ميكوبد، ديگري با لحن تندي همبازياش را سرزنش ميكند، يكي ديگر هم كه دو سه بار از جايش بلند ميشود و غرغركنان دوباره مينشيند، چشمهايش را ميمالد و دوباره بازي از نو...
هنوز چند ثانيه نگذشته كه دوباره صداها اوج ميگيرد... اووووكي... لعنتي... بكش اميرحسين حواست كجاست؟... نيما بزن ديگه اه ه ه... بابا جواد اين چه وضعه بازيه...
سر و صداها به جايي ميرسد كه ظاهراً مداخله بزرگتري لازم است «سر و صدا كنيد سيستما قطع شدهها...»
دو سه ساعت در همين تب و تاب و اضطراب و فريادها ميگذرد، انگار بچهها قصد دست كشيدن از بازي و رفتن به خانههايشان را ندارند.
گيمنت يا همان سالن بازيهاي كامپيوتري اين روزها مأوا و مأمن بسياري از پسرهاي نوجوان شده است كه پس از تعطيلي مدرسه سراسيمه راهي اين مكان ميشوند تا خود را در عالم بازيهاي رايانهاي غرق كنند. فضاي پرتنشي كه اگرچه قرار است سالن بازي باشد اما بيشتر به صحنه نبرد و جنگ اعصاب ميماند و به جاي مكاني براي تخليه شور و نشاط، بستري شده براي نواختن آهنگ عصبانيت و تندخويي !
گيمنت يعني همه چيز!
بچههاي امروز انگار ديگر كششي به هفتسنگ و گل كوچيك و بازيهاي سنتي ندارند و تا فرصتي دست ميدهد براي اينكه مبادا از قافله دنياي فناوري و ديجيتال عقب بمانند خود را به نزديكترين گيمنت محل ميرسانند تا به قول خودشان سرگرم شوند!
علاقه و تمايل نسل نوجوان امروز به ويژه پسرها به بازيهاي رايانهاي، بازار طراحي و ساخت اين برنامهها را گرم كرده و كشش زنجيروار پسرهاي نوجوان و جوان به اين بازيها به طور تصاعدي افزايش يافته و اين تمايل سبب شده سالنهاي گيمنت هم قارچ گونه قد علم كنند و مقصد دانشآموزان پس از ساعات مدرسه شوند.
فضاي تاريك گيمنت، صندليهاي غيراستاندارد، فاصله كم صورتها تا مانيتور، خيره ماندن به صفحه بازي براي چند ساعت، يكجا نشستن و فرياد زدن و فرياد شنيدن خود براي فرسودگي جسم و روح اين علاقهمندان به بازيهاي رايانهاي كافي است!
خشونت، مهمترين محركهاي است كه در طراحي جديدترين و جذابترين بازيهاي رايانهاي به حد افراط از آن استفاده ميشود، انجام اين بازيها در فضاي دستهجمعي علاوه بر اينكه بر شدت هيجان آن ميافزايد، ميتواند اين خشونت را نيز تا چند برابر افزايش دهد.
از آنجا كه اغلب اين بازيهاي رايانهاي براي نسل نوجوان و جوان طراحي ميشود، استفاده از تصاوير پرتحرك و صداهاي مهيج و پرشور در اين بازيها از اهميت ويژهاي برخوردار بوده و صحنه مبارزه و نبرد و جنگ و جدال به عنوان بهترين بستر براي تخليه اين هيجانها برگزيده ميشود. صحنهاي كه پسر نوجوان براي پيروز شدن بايد به اصطلاح دشمن را بكشد و به هر شكل خود را به پايان بازي برساند و قهرمان بلامنازع آن شود.
حالا تصور كنيد كه اين قهرمان بلامنازع بودن تا چه حد ميتواند خود سببساز استرس، اضطراب و ايجاد حس قهرمان شدن و برتريجويي شود و تداوم اين روحيه، چه آسيبهاي اجتماعي به دنبال خواهد داشت!
وقتي قرار است بازيكن كودك يا نوجوان در اين بازيهاي رايانهاي به ازاي كشتن يا صدمه زدن هر كاراكتر، امتياز بيشتري بگيرد و به برنده شدن نزديك شود، شنيدن اين همه صداي فرياد خشن در هنگام بازي و عواقب طولانيمدت آن كه نگراني والدين را سبب ميشود، توجيه معقولي پيدا ميكند. اميرعلي 9ساله كه بنا به گفته خودش لااقل روزي سه ساعت در گيمنت بازي ميكند، توصيههاي مكرر و به اصطلاح خودش مزاحمتهاي مادرش هنگام بازي را دليل پناه آوردن به گيمنت بيان ميكند. مزاحمتهايي كه تنها حاصل نگراني مادر اميرعلي براي آرام نخوابيدنهاي شبانه فرزندش و افزايش روز به روز اضطراب و نگراني پسر نوجوانش است. متين هم كه از مشتريان پروپا قرص گيمنت محلهشان است از تذكرهاي مادر و برادرش در مورد استفاده بيش از حد از بازيهاي رايانهاي نالان است: «لااقل اينجا كسي نيست كه با اخم و غرولند، بازي را به كامت زهر كند».
بنا به گفته خودش شش سالي ميشود كه بازي ميكند و اسم هر بازي را كه بگويي ميداند! درس و مشقش تعريفي نيست و بعد از مدرسه فقط براي صرف ناهار در خانه ميماند و بعد هم به سمت گيمنت آقا محسن ميشتابد!
جنبوجوش فقط درجا!
حساسيت بازي و اهميت سرعت عمل در برد و باخت، بازيكن رايانهاي را در مقابل مانيتور ميخكوب ميكند. به ويژه در بازيهاي جمعي كه غيبت چند ثانيهاي يار يا رقيب هم بخشودني نيست! به همين دليل تمام جنب و جوش و تحرك بازيكن طي سه ساعت بازي، به حركات سر و دست ختم ميشود و شايد كمي جابهجا شدن پراسترس روي صندلي! درحالي كه فعاليت بدني و تحرك لازمه رشد جسمي و فكري كودكان و نوجوانان است اما امروزه به لطف بازيهاي رايانهاي اين تحركات به حداقل ممكن رسيده و يكجانشيني چند ساعته جز قامتهاي قوز كرده، چشماني ضعيف و اغلب گود افتاده، اندامي نامتناسب و در بسياري موارد چاق، درد بازو و كتف نتيجه جسماني ديگري نداشته است.
احساس سوزش و سفت شدن گردن، كتفها و مچ دست هم از ديگر عوارض بازي مدوام و مستمر با رايانه است.
البته مادر محمد حسين شش ساله تكرر ادرار و مشكلات كليوي را هم به ديگر موارد اضافه ميكند. استرس حاصل از زد و خورد، برد و باخت بازي از طرفي و چسبيدن به صندلي به دليل جذابيت و حساسيت بازي و نگه داشتن مثانه پر به مدت دو، سه ساعت، به مرور زمان سبب بروز مشكلات كليوي و مجاري ادرار در كودكان و نوجوانان ميشود. بدتر از همه اينكه در بسياري از سالنهاي گيمنت به دليل كمبود فضا و استاندارد نبودن مكان بازي، امكان استفاده از دستشويي هم براي كودكان و نوجوانهاي در حال بازي وجود ندارد!
بنا به گفته پزشكان، يكجانشيني و بيتحركي به خاطر اين بازيها آن هم در سن و سالي كه كودكان نياز به فعاليت بدني دارند، وزنشان را افزايش ميدهد و با اين منوال، جوانان آينده را افرادي مبتلا به انواع بيماريها از جمله ديابت، فشارخون، چربي خون بالا و بيماريهاي قلبي تشكيل ميدهد!
پرواز در دنياي تخيل!
ميتوان گفت در چند سال اخير سن كاربران رايانه و علاقهمندان به بازيهاي مهيج رايانهاي از دوره نوجواني به كودكي تقليل چشمگيري يافته است تا آنجا كه بنا به ادعاي بسياري از پژوهشگران، اين رده سني در زمينه بازيهاي رايانهاي به زودي گوي سبقت را از نوجوانان ميربايند. كودك بنا به اقتضاي سن و سال از يافتههاي تخيلي بهره بيشتري ميبرد و از طرفي بازيهاي رايانهاي هم به گونهاي طراحي شده كه كاربر و بازيكن را از دنياي واقعيت به دنياي تخيلي ميكشاند. با تداوم اين بازيها با توجه به ظرافت فكر و ذهن كودكان، اين دنياي خيالي تأثيرات عجيبي بر ذهن آنها گذاشته و در درازمدت كودك را اسير دنياي توهم و خيال ميكند! دنيايي كه با افزايش سن وي دستخوش تغييرات ناهماهنگي ميشود و ميتواند به ايجاد تضاد و تعارض در روح و روان وي منجر شود!
علاوه بر اين برخلاف تصور بسياري از والدين مبني بر اينكه در بازيهاي رايانهاي كودك مداخله فكري مداوم دارد اين بازيها فقط سلولهاي مغزي را گول ميزند و از آنجا كه در اين بازيها كودك با ساختنيها و برنامههاي ديگران به بازي ميپردازد و كمتر قدرت دخل و تصرف در آنها را پيدا ميكند، اعتماد به نفس او در برابر ساختنيها و پيشرفت ديگران متزلزل ميشود!