کد خبر: 626141
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۲ - ۱۷:۰۶
نظري و گذري بر آخرين طرح ساواك براي تسلط بر ايرانِ 57
35 سال قبل درچنين روزهايي، سازمان اطلاعات و امنيت كشور مشهور به «ساواك»واپسين تلاش‌هاي خود را براي تسلط بر اوضاع كشور به كار بست.
شاهد توحيدي

درنيمه دوم سال 1357 و به دنبال بالا گرفتن اعتصاب‌ها و تظاهرات، ساواك كه خود يكي از عوامل به وجود آورنده اين اوضاع بود، با ارائه طرحي در صدد كنترل اوضاع و ايجاد امنيت عمومي برآمد.

چند و چونِ يك طرح

ساواك در مهرماه 1357 در يك گزارش تفصيلي پس از بررسي اوضاع به وجود آمده، پيشنهادهايي را كه نشان‌دهنده عدم درك صحيح از وضعيت پيش‌آمده است، مطرح كرد. اين پيشنهادها عبارتند از:«... الف. ايجاد يك جريان فكري متشكل، سالم و جاذب ملي كه از تمام جنبه‌هاي ملي‌ـ‌مذهبي، انساني و فرهنگي ايران ريشه گرفته باشد و بتواند در شرايط كنوني مملكت جاذبه لازم را از نظر در برگرفتن گروه‌هاي مختلف ملي فراهم آورد و در واقع توانايي بسيج ملي را داشته باشد...(1)»

اين پيشنهاد در حالي صورت مي‌گرفت كه خود ساواك در طول 20 سال موجوديتش هميشه درصدد ايجاد تفرقه بين گروه‌هاي مختلف بود و براي بقاي حكومت شاهنشاهي تمامي جريانات فكري و ملي و مذهبي را سركوب كرده بود. همچنين رژيم سعي زيادي براي از بين بردن فرهنگ اصيل اسلامي‌ـ‌ايراني مردم و جايگزين كردن فرهنگ غرب داشت.

«ب. استفاده از متفكرين جامعه‌شناس براي شناخت بهتر جامعه و نيازهاي آن و تأثير دادن برداشت‌ها و نقطه نظرهاي متفكرين در تصميم‌گيري و اقدامات مختلف.»

به همين منظور افرادي چون احسان نراقي كه به دليل افكار انتقادجويانه خود تحت فشار ساواك بودند، مورد توجه قرار گرفته و براي بررسي مشكلات به دربار برده شدند.

«پ. به كار بردن تدابير كارسازي كه بتواند معنويات و اخلاقيات جامعه را از حالت بيمارگونه و فاسد كنوني نجات دهد و فضيلت تقوا، پاكدامني و درست انديشيدن را در سطح جامعه به‌ويژه گروه‌هاي مؤثر اجتماعي تثبيت كنند.»

ساواك كه خود سال‌ها درصدد از بين بردن معنويات و اخلاقيات جامعه كوشيده بود تا شاه‌دوستي را همگاني كند، در روزهاي آخر عمر خود به فكر احياي آن مي‌افتد!

«ث. ايجاد يك سازمان متكي بر افكار و انديشه‌هاي درست ميهن‌پرستانه براي اصلاح امور تبليغاتي كشور و تصفيه رسانه‌هاي گروهي از عناصر ناباب، مغرض و منحرف در جهت آن كه بتواند خدمات دولتي را به طور كامل به مردم ارائه دهد، در آگاه‌سازي ملي بكوشند و با جنگ‌هاي رواني مبارزه مؤثر و قاطع به عمل آورد.»

يكي از وظايف ساواك در طول مدت موجوديت آن سازمان نظارت مستقيم و غير مستقيم بر چاپ و نشر كتب و مطبوعات بود. نيروهاي ساواكي همچنين با نفوذ در دستگاه‌هاي تبليغاتي كشور همچون راديو و تلويزيون عملاً خواست‌هاي رژيم را به مردم تحميل مي‌كردند، ولي آنگونه كه از اين پيشنهاد برداشت مي‌شود، سياست سانسور و نظارت ساواك در سال‌هاي آخر حكومت پهلوي كارآيي خود را از دست داده بود و لذا ساواك پيشنهاد ايجاد يك سازمان مستقل براي اصلاح امور تبليغاتي و... را داد.

«ج. هر چه زودتر به مشكلات دانشگاه‌ها و مراكز عالي آموزش رسيدگي و اين مشكلات خاتمه داده و به هر كيفيت ممكن آرامشي به محيط‌هاي علمي و دانشگاهي اعاده شود. در اين مورد توجه به اين نكته ضروري است كه مشكل هيئت‌هاي علمي دانشگاه‌ها مي‌رود تا يك مشكل رسمي و همه‌گير دانشجويان را به دنبال بياورد و اين موضوع از لحاظ امنيتي خطري جدي به نظر مي‌رسد.»

دانشگاه‌ها و دانشجويان نقش بسياري در شكل‌گيري نهضت و مبارزات سياسي مردم عليه رژيم داشتند. ساواك بدون توجه به اين امر كه خود يكي از عوامل مهم در بروز تشنجات دانشجويي و تشديد آن بود، اين پيشنهاد را ارائه مي‌كند. با اوج‌گيري انقلاب، اساتيد و هيئت‌هاي علمي دانشگاه‌ها نيز به صفوف به هم فشرده مردم مسلمان پيوستند. ساواك در دستورالعملي به همين منظور در آغاز سال تحصيلي 1357 در صدد شناسايي، نفوذ و كنترل آنها بر آمد (2).

«چ. در مواردي كه كارگران مؤسسات مختلف دولتي يا خصوصي يا كاركنان و بانك‌ها خواست‌هايي دارند، اين خواست‌ها مورد رسيدگي قرار گيرد و آنچه كه عملي و قانوني است فوراً اجابت شود و آنچه غير معقول است به آنها توجه داده شود و بهانه و وسيله تحريكات از دست مغرضين خارج شود و به علاوه تدابيري براي رفع تبعيض در مورد حقوق و امتيازات كاركنان دولت در سازمان‌هاي مختلف دولتي اتخاذ شود، زيرا تبعيضات سبب بدبيني شديد كارمندان است.»

اين پيشنهاد زماني صورت گرفت كه اعتصاب و كم‌كاري در مراكز دولتي و خصوصي گسترش مي‌يافت. دليل عمده شروع آن نيز سختگيري‌ها و تبعيضاتي بود كه عليه كارمندان و كارگران صورت مي‌گرفت، ولي بعداً شكل مبارزه سياسي به خود گرفت و اقتصاد مملكت را فلج كرد.

«ح. با توجه به اينكه مضيقه‌هاي اعياني [پولي] سبب ركود بازار بسياري از صاحبان حرف و مشاغل آزاد شده است، به ترتيب كاملاً دقيق و حساب‌شده‌اي اين مضيقه‌ها از ميان برداشته شود تا رفاه پولي در بازار بتواند علاوه بر رفع نارضايي بازاريان در امر مضيقه پولي آنها را بيش از پيش سرگرم فعاليت اقتصادي كند تا دنباله‌روي از جنجال‌هاي بي‌ثمر سياسي.»

بازار و بازاريان نقش مهمي در پيشبرد اهداف نهضت داشته‌اند و هر گاه لازم مي‌شد با تعطيلي مغازه‌ها و بازار به مبارزه عليه رژيم برمي‌خاستند. همچنين آنها با كمك‌هاي مالي خود مبارزين انقلاب را ياري مي‌رساندند. در عين حال كه خود نيز در صف مبارزه‌كنندگان عليه حكومت شاهنشاهي به پا خاستند.

«خ. تنگناهاي قابل پيش‌بيني از نظر مايحتاج اصلي مردم از هم‌اكنون برطرف شود تا در آينده مشكلات ناشي از تنگناها مزيد بر علت نشود.»

«د. توجه سريع به مسئله كشاورزي و اتخاذ تدابيري در اين زمينه به ترتيبي كه بتواند مملكت را از اين نظر هر چه كمتر از وابستگي به وارد كردن محصولات كشاورزي بيگانه برهاند و به مشكلات روستاهاي كشور خاتمه دهد.»

رژيم با اجراي برنامه‌هايي چون اصلاحات ارضي و نيز توجه به صنعت مونتاژ و خريد بيش از حد تسليحات پيشرفته كشاورزي ايران را فلج كرده بود و ايران كه قبلاً در زمينه محصولاتي چون گندم خودكفا بود، عمده نياز خود را از خارج وارد مي‌كرد. همچنين در اثر سياست‌هاي غلط رژيم مردم روستاها را رها كرده و با هجوم به طرف شهرها مشكلات بسياري را براي خود و رژيم به بار آورده بودند.

علاوه بر پيشنهادهاي مذكور، ساواك در اين طرح پيشنهادهاي ديگري را نيز مطرح كرده بود كه براي آشنايي از نظريات ساواك در ماه‌هاي آخر عمر رژيم به ذكر آنها اكتفا مي‌كنيم:«ذ. اتخاذ تدابيري براي جلوگيري از تورم و افزايش بي‌رويه قيمت‌ها، به‌ويژه قيمت كالاها و خدمات مورد نياز عمومي»؛

«ر. اگر چه تدابيري كه در مورد كاهش دادن بهاي مسكن به كار رفته تا حدودي كارساز بود. مع‌هذا مشكل مسكن هنوز از جمله مشكلات اساسي جامعه به شمار مي‌رود. مي‌توان صاحبان صنايع و كارخانه‌داران بزرگ را وادار به ساختن خانه براي كارگران و كاركنان خود كرد و با تخصيص اعتبار براي شركت‌هاي تعاوني و مسكن و واحدهاي مختلف در رفع مشكل مسكن گام‌هاي اساسي برداشت»

«ز. اگرچه مبارزه با فساد، دزدي، كم‌كاري، تبعيض و ساير ناهنجاري‌هاي موجود در دستگاه‌هاي اداري آغاز شده است، اما روند بسيار كند و مأيوس‌كننده‌اي دارد. اين كار بايد با سرعت، دقت، سختگيري و بدون ملاحظه آغاز و استمرار يابد تا مردم بپذيرند واقعاً روند اوضاع در جهت بهبود است.»

«س. بي‌ترديد اكثر مراجع مذهبي در ايران با خميني و اقدامات و افكار وي مخالف‌اند، اما واقعيت اين است كه مرعوب و عواملش هستند. . . بايد آنها را به طريق مختلف تقويت كرد و با مشكل ساختن آنها به تدريج نيروي مؤثر در قبال خميني به وجود آورد.»

«ش. در دادن امتياز به مخالفين دولت بايد با حوصله و بردباري و به دور از هر گونه تعجيل و شتابزدگي اقدام كرد. بايد توجه داشت كه توجه بيش از حد به مخالفين و اجابت درخواست‌هاي آنها آن هم به‌طور يكطرفه و بدون گرفتن امتيازات خاص نه‌تنها آنها را به جهت موافقت با حكومت تغيير موضع نمي‌دهد، بلكه جداً آنها را قوي‌تر مي‌كند و به‌علاوه زيان عمده‌اي كه دارد آن است كه موافقين را ناراضي، مأيوس، مرعوب و از دست خارج مي‌سازد»

«ص. بايد با كساني كه برخلاف قانون عمل مي‌كنند، شديداً و برابر موازين قانوني برخورد كرد. اين افراد و كساني كه اخلال‌گر، محرك و ضد رژيم هستند و فعاليت مي‌كنند شديداً تنبيه و سركوب شوند. عدم سركوبي اين عده سبب تجري آنها و دست زدن به اقدامات وسيع‌تر مي‌شود»

«ض. آزاد كردن زندانيان محكوم ضد امنيتي با سرعت و بدون در نظر گرفتن مصالح سياسي مشكلي را بر مشكلات قبلي مي‌افزايد بدون اينكه سبب انحراف آنان از افكار و اعمال ضد امنيتي شود. آزاد كردن اين گونه زندانيان صرفاً بايد در مورد مصالح سياسي مملكت و در قبال امتيازات مهمي باشد.»

«ط. همه اقدامات دولت الزاماً بايد از موضع قدرت نه از موضع ضعف در جهت مصالح ملي و سلطنتي صورت گيرد. اقدامات به‌گونه‌اي نباشد كه جنبه باج‌دهي در قبال اعمال فشار مخالفين را به خود بگيرد و عناصر مخالف هر اقدام دولت را به حساب كارها و فعاليت‌هاي خود بگذارند. در اين قبيل امور بايد روان‌شناسي مردم ايران را كه مجذوب قدرت صالح و سالم مي‌شوند، مورد توجه قرار داد.»

با نگاهي كلي به پيشنهادهاي مذكور، مي‌توان به عمق نگراني و وحشت همه‌جانبه ساواك از اوضاع سياسي‌ـ‌اقتصادي جامعه پي برد، اما ساواك و تحليلگران آن به‌درستي نداي انقلابي مردم مسلمان ايران را نشنيده بودند و فكر مي‌كردند مشكلات و نارضايتي‌هاي مردم بيشتر اقتصادي است، لذا اكثر پيشنهادهايي كه ارائه شده در جهت بهبود اوضاع اقتصادي كشور است.

از طرف ديگر ساواك كه با رو آوردن به مسائلي چون شكنجه و در زندان نگه داشتن زندانيان سياسي كه سال‌ها نتيجه معكوس داشته و حتي يكي از دلايل نارضايتي مردم نيز بوده است، فكر مي‌كردند مي‌توانند بر اوضاع مسلط شوند، اما روند انقلاب اسلامي نشان داد حتي دولت نظامي و حكومت نظامي نيز توانستند كنترل اوضاع را به دست بگيرند و رژيم پوشالي شاه محكوم به زوال و انحطاط بود.

كمك خواستن از دولت نظامي

در نيمه اول آبان، موج اعتراض و اعتصاب دولت شريف‌امامي را فلج كرد. شاه كه بقا و دوامش را در تشديد سركوب و كنار گذاشتن راه‌حل‌هاي سياسي مي‌ديد، روز 5 آبان در سخناني كه از راديو و تلويزيون پخش شد، ضمن اعلام خبر تشكيل دولت نظامي پيامي خطاب به مردم فرستاد و به اشتباهات سال‌هاي گذشته اعتراف كرد. شاه گفت پيام انقلاب مردم را شنيده است. وي بار ديگر سوگند ياد و تعهد كرد ديگر خطاها، بي‌قانوني‌ها و ظلم و فساد گذشته تكرار نشود و آنچه را مردم ايران براي به دست آوردنش قرباني داده‌اند، تضمين كند. شاه دولت نظامي را دولتي موقتي خواند و گفت در پي برقراري نظم يك دولت ملي را بر سر كار مي‌آورد، اما واقعيت چيز ديگري بود. ساواك در گزارش توجيهي براي مراكز خود اين واقعيت را بيان كرده بود كه شاه فرمان دولت نظامي را صادر كرد تا ارتش قاطعانه و با قدرت تمام به آرام كردن اوضاع و سركوبي هرگونه جنبش بپردازد (3).

ساواك و توسل به تظاهرات فرمايشي

ساواك و ديگر نهادهاي وابسته به رژيم پهلوي پس از اعلام دولت نظامي ازهاري به فكر ايجاد نمايش‌هايي در تأييد اين حركت رژيم برآمدند. ساواك طي دستورالعملي كه به‌خوبي مفهوم آن راه‌اندازي يك تظاهرات فرمايشي بود، مراكز خود را به كمك خواند: «از آنجا كه در شرايط كنوني عناصر ميهن‌پرست و شاه‌دوست درصدد برمي‌آيند دست به تظاهرات ملي و ميهني در نقاط مختلف كشور بزنند و ممانعت از آنها مقدور نيست، توجه به نكات زير ضروري و حتمي است:

1ـ اين تظاهرات به هيچ‌وجه نبايد جنبه انتقام‌جويي از مخالفين و غارتگري، تخريب، آتش‌سوزي و ضرب و جرح به خود بگيرد. تظاهرات ميهني بايد با توجه به دستورات قبلي كاملاً آرام، مؤثر و ثمربخش از لحاظ جلب اعتماد مردم باشد.

2ـ تظاهرات ملي و ميهني بايد در شأن شخص اول مملكت باشد. در ميان اجتماع تظاهركننده بايد شخصيت‌هاي موجود ملي و حتي استاندار، فرماندار، معتمدين محلي و ساير طبقات با لباس مرتب و حفظ نظم كامل به راهپيمايي آرام دست بزنند. . . چنانچه بتوان روحانيون را با چنين اقدامي همراه ساخت، آثار فوق‌العاده‌اي خواهد داشت...(4)»

هدف رژيم از برگزاري اين تظاهرات جذب مردم و ايجاد آرامش در سايه حكومت و دولت نظامي بود، اما ساواك روز بعد در دستوري به مراكز خود از آنها مي‌خواهد تظاهرات ضد رژيم مردم را به صورت جدي سركوب كنند. اين سياست دوگانه ساواك كه يك روز مي‌خواست با راه‌اندازي تظاهرات فرمايشي به نفع شاه مردم را جذب كند و روز ديگر تصميم مي‌گيرد تظاهرات مردم را سركوب كند، راه به جايي نبرد. ساواك كه به نظر مي‌رسيد با روي كار آمدن دولت نظامي جان تازه‌اي گرفته است، آماده سركوب جدي‌تر نهضت شد. بخشنامه ساواك مركز براي سركوب تظاهرات رژيم از اين قرار است:«در موقعيت حساس كشور و در مورد جلوگيري از تظاهرات اخلالگرانه و اغتشاشات و اعتصاب‌ها بايد برخورد قاطع صورت گيرد تا از بروز و توسعه عمليات مزبور ممانعت به عمل آيد. بدين منظور لازم است اقدامات در دو مرحله و با سرعت ظرف 24 ساعت آينده آغاز شود. در مرحله اول در نقاطي كه مقررات حكومت نظامي برقرار است، از فرمانداري نظامي و در ساير مناطق كشور، شوراي تأمين استان و شهرستان فوراً عناصر محرك و عوامل گرداننده اعتصابات منطقه را كه مورد شناسايي قرار گرفته‌اند به فرمانداري نظامي يا شوراي تأمين استان و شهرستان احضار كنند و اگر حاضر نشدند، جلب كنند. معتمدين و عناصر ذي‌نفع و مشخص منطقه نيز محترمانه به فرمانداري نظامي يا شوراي تأمين استان و شهرستان دعوت شوند. در حالي كه دو گروه حضور دارند موارد تحريكات هر يك وضع حساس مملكت و تحريكاتي كه از طرف عوامل خارجي صورت مي‌گيرد، تشريح شود و به بيانيه تاريخي اعليحضرت همايون شاهنشاه آريامهر خطاب به ملت ايران اشاره و موارد، اقدامات و تحريكات هر يك از عناصر محرك اين افراد هستند و اضافه شود كه مرحله يك، اخطار است، چنانچه توجه نكنند و ادامه دهند تصميمات شديدي اتخاذ خواهد شد. در مرحله دوم سازمان‌هاي نظامي و انتظامي دستور دارند شديداً و با قاطعيت با تظاهرات خشونت‌آميز برخورد و كنترل كامل به عمل آورند. ضمناً تظاهرات ملي و ميهني موضوع شماره فوق بايد با نظم كامل و بدون هر‌گونه بي‌نظمي ـ‌به ترتيبي كه قبلاً گفته شدـ صورت گيرد، در غير اين صورت جلوگيري شود. در اين مورد به وزارت كشور و سازمان‌هاي انتظامي شرح لازم اعلام شده و استانداران دستور لازم دريافت كرده‌اند.

طباطبايي (5)»

و سر‌انجام انحلال!

ساواك، نهادي كه شاه آن را چشم و گوش خود مي‌دانست با اوج‌گيري قيام اسلامي مردم ايران عملاً فلج شد و كارايي‌اش را از دست داد. ديگر در ميان مردم ديوار توهم و ترس از ساواك شكسته شده بود و از ساواك نيز كاري ساخته نبود. يكي از خواست‌هاي مردم در آن روزها انحلال ساواك بود. دولت شريف‌امامي انحلال ساواك را در زمره اصلاحات و برنامه‌هايش قرار داده بود، ولي وقتي يكي از وزراي دولت شريف‌امامي پيشنهاد انحلال ساواك را به شاه داد. شاه ضمن رد آن، از قدرت و عظمت ساواك سخن گفته بود. شاه ساواك را اختاپوسي مي‌دانست كه چند پا داشت؛ سيا، اينتليجنس‌ سرويس، موساد و كا گ ب پايه‌هاي آن سازمان اختاپوسي را تشكيل مي‌دادند. شاه گفته بود:«هر كسي دست روي اين اختاپوس بگذارد، با سر به داخل آن مي‌رود، حتي من پادشاه ايران (6).» انحلال ساواك مجدداً در دولت دكتر شاپور بختيار كه سياست فريب افكار عمومي را در پيش گرفته بود، مطرح شد؛ لذا شاپور بختيار در روز چهارم بهمن 1357 لايحه انحلال ساواك(7) را به مجلس برد تا شايد به خيال خود بتواند كينه و نفرتي را كه ساواك با 22 سال خيانت و خونريزي و به شهادت رسانيدن هزاران ايراني مسلمان ايجاد كرده بود، يك شبه از دل ملت ايران بيرون ببرد. لايحه مذكور به تصويب مجلس شوراي ملي و مجلس سنا رسيد، ولي سير سريع انقلاب اسلامي ايران در روزهاي بعد از تصويب آن و پيروزي شكوهمند آن در 22 بهمن ساواك را نيز مانند ديگر سازمان‌‌ها و نهادهاي رژيم پهلوي از بين برد.

پي‌نوشت:

(1) آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، پرونده كد 1/12174، سند 251، صص 65ـ69

(2) فرازهايي از تاريخ انقلاب. . . ، صص 114ـ115، سند شماره 1621/322ـ16/6/1357

(3) همان، صص 218ـ219

(4) همان، ص 223، سند شماره 8470/312ـ16/8/57

(5) همان، صص 226ـ227، سند شماره 8481/312ـ17/8/57

(6) يادداشت‌هاي شخصي در مورد ساواك و نقش آن در سياست‌هاي داخلي رژيم، ص 5

(7) جزوه «ساواك»، معاونت‌ بررسي‌هاي استراتژيك (ضميمه سوم)

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها