سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) در واقع محصول كودتاي امريكايي 28 مرداد عليه دولت دكتر مصدق بود. اين سازمان در سال 1335 در فرمانداري نظامي تهران تشكيل شد و پس از تصويب قانون تشكيل آن در همين سال در مجلس سنا و سپس مجلس شوراي ملي، از اوايل سال 1336 رسماً فعاليت خود را آغاز كرد. هدف از تشكيل اين سازمان مبارزه با كمونيسم، ايجاد امنيت و تمركز نيروهاي امنيتي عنوان شد، ولي ساواك در عمل پا را از حدود وظايف قانوني خود فراتر نهاد و با ايجاد رعب و وحشت و حاكم كردن جو خفقان و سركوب سعي داشت از فروپاشي پايههاي نظام ديكتاتوري شاه جلوگيري كند، لذا با كنترل و زير نظر گرفتن دولتمردان و كاركنان و كارمندان ادارات، نمايندگان مجلس شوراي ملي، سناتورهاي مجلس سنا و احزاب دولتي سعي ميكرد از رسوخ نيروهاي مخالف رژيم در بدنه دولت جلوگيري و هر مخالفتي را در نطفه خفه كند. حتي ساواك تلاش كرد به انحاي مختلف در تصميمگيريها و برنامهريزيهاي وزرا و رؤساي سازمانها، نمايندگان مجلس، سناتورها و نيز احزاب دولتي دخالت كند و به همين منظور سعي ميكرد نيروهاي مورد قبول خود را در پستهاي كليدي وزارتخانهها، سازمانها و... بگمارد. از سوي ديگر سركوب گروههاي مخالف به عهده ساواك بود و بدين منظور بر اساس سياستهاي رژيم و شاه در مورد هر كدام از آنها حربه ويژهاي به كار ميبرد. نيروهاي چپ و حزب توده از آغاز تأسيس ساواك مهمترين گروه مخالف رژيم به شمار ميآمدند. ساواك پس از تأسيس به سركوب افراد بازمانده اين گروه پرداخت و بدين ترتيب فعاليت حزب توده و نيروهاي چپ در ايران متوقف شد و حتي آنها در سالهاي 1356 و 1357 زماني كه ديگر گروههاي سياسي به مخالفت آشكار بر ضد رژيم پرداختند امكان فعاليت نيافتند. البته در دهههاي 1340 و 1350 چندين گروه چريكي كه افكار مائوئيستي و چپ داشتند، درصدد مبارزه مسلحانه با رژيم برآمدند. ساواك كه هرگز تحمل اين گونه فعاليتها را نداشت، با تمام قوا به سركوب و نابودي آنها پرداخت، لذا هيچكدام از گروههاي مسلح موفق نشدند دست به يك مبارزه همهگير و مردمي بزنند.
جبهه ملي و نيروهاي مليگرا دومين گروه مخالف رژيم محسوب ميشدند. سياست ساواك در مبارزه با اين گروه «كنترل و نظارت بر فعاليتهاي آنها» بود و تا زماني كه فعاليت چشمگيري از سوي آنها مشاهده نميشد و ساواك از جانب آنها احساس خطر نميكرد، به كنترل و نظارت بر آنها اكتفا ميكرد، ولي هرگاه اعضاي اين گروهها شروع به فعاليت ميكردند، درصدد جلوگيري از آن برميآمد و با دستگيري و زنداني كردن رهبران و افراد برجسته اين گروهها جلوي فعاليت آنها را گرفت. روحانيون و در رأس آنها امام خميني(ره) از ديگر گروههاي مخالف رژيم بودند كه به دنبال جريان انجمنهاي ايالتي و ولايتي در اوايل دهه 1340 به مخالفت آشكارا با رژيم و سياستهاي شاه پرداختند. با افزايش مخالفتهاي آنها عليه رژيم ساواك مأمور جلوگيري از ادامه فعاليت آنها شد. فعاليتهاي ضد رژيم روحانيون از آنجا كه از پايگاه عميق مردمي برخوردار بودند، رژيم را سخت به وحشت انداخت، لذا ساواك با حربههاي گوناگون ـهمچون تحبيب روحانيون، تقويت روحانيون موافق و تضعيف مخالفين، كنترل هيئتهاي مذهبي و. . . ـ تلاش كرد از فعاليتهاي آنها جلوگيري كند. ساواك تا اواسط سال 1356 توانست با سياستهاي مختلف خود عليه مخالفان و نيز كنترل دولتمردان، كارمندان دولت و. . . به حفظ و بقاي حاكميت رژيم پهلوي كمك كند. در نتيجه فرضيه تحقيق مورد تأييد قرار ميگيرد. فرضيهاي كه بيان ميكند:«ساواك با اعمال شكنجههاي جسمي و رواني مخالفان رژيم و پخش شايعات و تبليغات كذايي و در نتيجه ايجاد جو اختناق، رعب و وحشت در بين مردم از يك سو و شناسايي و سركوب نيروهاي مخالف سياسيـمذهبي از سوي ديگر و همچنين كنترل دولتمردان و نمايندگان مجلسين بسان چشم و گوش شاه نوعي امنيت ظاهري، اما دروغين و شكننده ايجاد كرد كه حداكثر تا پاييز 1356، اوجگيري انقلاب اسلامي توانست به بقاي حاكميت مطلقه پهلوي كمك كند، اما با بالا گرفتن اعتراضات مردمي بهويژه اوجگيري نهضت مردميـمذهبي امام خميني(ره) ساواك ديگر نتوانست به تداوم حيات رژيم كمك كند.»
ساواك برخلاف عملكرد خود در سالهاي متمادي، از 1336 تا 1356 در روزهاي اوجگيري نهضت مردم و پيروزي انقلاب اسلامي عملاً از صحنه فعاليت دور افتاد و فعاليت چشمگيري در سركوب مبارزان از سوي اين سازمان ديده نشد، حتي تحليلگران و مفسرين اطلاعاتي ساواك نيز توانستند با ارائه راهحلهاي بموقع و مناسب جلوي رشد فزاينده انقلاب اسلامي را بگيرند.